خانه » نکات فصل سوم کتاب هالجین: ارزیابی

نکات فصل سوم کتاب هالجین: ارزیابی

فصل سوم: ارزیابی

برای دانلود pdf به انتهای صفحه مراجعه کنید

ارزیابی روانشناختی شیوه ای است که به موجب آن متخصص بالینی عملکرد شناختی و روانی-اجتماعی و شخصیت فرد را ارزیابی رسمی می کند.

ارزیابی ها باید از معیارهایی تبعیت کنند که تضمین کند آنها نتایج بسیار دقیق و تجدیدشدنی به بار می آورند. ارزیابی ها باید صرف نظر از زمانی که ارایه شده اند نتایج یکسانی به بار آورند و فرد باید به مواد آزمون به شیوه مشابه پاسخ دهد. در این زمینه ملاک های زیر باید برقرار باشد:

اعتبار: بیانگر آن است که آزمون تا چه اندازه آنچه برای ارزیابی آن طراحی شده، ارزیابی می کند. (آزمون هوش باید هوش را ارزیابی کند نه شخصیت را)

پایایی: نتایج از یک متخصص به متخصص دیگر تفاوت نداشته باشد.

استاندارد بودن: دستورالعمل های آزمون برای اجرا و نمره گذاری مشخص باشد. هر فردی که آزمون را دریافت می کند مقدار زمان یکسانی داشته باشد، و هر فردی که آن را نمره گذاری می کند ملاک های یکسان از پیش تعیین شده ای داشته باشد. علاوه بر ان نمره معینی که فرد در آزمون میگیرد باید معنی روشنی داشته باشد.

قابلیت کاربرد برای آزمودنی هایی با پیشینه مختلف: هماهنگ کردن با سطح توانایی، زبان، فرهنگ، سن، بیماری های مختلف، …

ارزیابی مبتنی بر شواهد شامل موارد زیر است:

  • اتکا بر یافته های پژوهشی و نظریه های علمی پذیرفته شده
  • استفاده از مقیاس هایی که از لحاظ روان سنجی نیرومند هستند
  • ارزیابی تجربی فرایند ارزیابی (بر اساس این ملاک متخصص باید روش های ارزیابی داشته باشد که این موضوع را بررسی کند که آیا ارزیابی های او اطلاعات مفیدی را در اختیار مراجعش می گذارد یا خیر).

 

 

اثر بارنوم: گرایش متخصصان بالینی به بیان کردن اظهارات کلی و مبهم درباره درمانجویان که به طور مشخص آنها را توصیف نمی کند. این گونه اظهارات می توانند برای همه کاربرد داشته باشند (مثلا اینکه بگوییم جولیا در حضور دیگران خجالتی است اما می تواند بسیار معاشرتی باشد!)

مصاحبه بالینی:

ارزیابی معمولا با مصاحبه بالینی آغاز می شود.

فواید مصاحبه بالینی :  اطلاعات زمینه ای و سابقه درباره بیمار، توصیف نشانه ها،  مشاهده رفتار غیرکلامی درمانجو، فرصتی برای برقراری ارتباط و سایر اطلاعات مشروح درباره وضعیت مراجع

مصاحبه بالینی مرحله اصلی در فرایند تشخیص است.

مصاحبه بی ساخت: سوالات بازپاسخ درباره نشانه ها، وضع سلامت، زمینه خانوادگی، تاریخچه، دلایل ارجاع و غیره.

مصاحبه ساخت دار: سوالات استاندارد شده که برای تمام درمانجوها جمله بندی یکسان دارد. می تواند تشخیصی را مقرر کند که درمان بر اساس آن استوار شود یا نشانه ها را مطابق DSM طبقه بندی کند.

مصاحبه بالینی ساخت دار برای اختلالات DSM-IV  یا SCID :

این مصاحبه ساخت دار برای اختلالات محور یک و دو بر اساس DSM-IV تهیه شده بود.

این مصاحبه به شکلی طراحی شده که بتوان سوالات را با پاسخ های مصاحبه شونده خاص سازگار کرد. (مثلا اگر بگوید اضطراب دارد سوالاتی برای پیگیری اضطراب طراحی شده است)

زمان اجرای SCID به پیچیدگی نشانه های درمانجو بستگی دارد (در فوق دیدید که در صورت داشتن نشانه نیاز به پرسیدن سوالات پیگیری خواهد بود. ) بین ۴۵ تا ۹۰ دقیقه طول می کشد.

امتیاز مصاحبه ساخت دار:

رویکرد منظمی است و از یک متخصص به متخصص دیگر تغییر کمی می کند (پایایی بالا) – هر کسی که آموزش ببیند می تواند آن را اجرا کند و این قضیه ارزش عملی دارد چرا که مراجع می تواند قبل از شروع درمان توسط یک فرد دیگر به شکل مقدماتی ارزیابی شود –  نوع پژوهشی آن وجود دارد که میتوان در تحقیقات از آن استفاده کرد.

معاینه وضعیت روانی یا MSE :

مصاحبه وضعیت روانی برای ارزیابی حالت ذهنی کنونی درمانجو استفاده می شود.

چندین ویژگی بررسی می شود مثل ظاهر، نگرش ها، رفتار، خلق، عاطفه، گفتار، فرایندهای فکر، محتوای فکر، ادراک، شناخت، بینش و قضاوت – شرح جامعی از اینکه درمانجو چطور به نظر می رسد، چطور فکر، احساس و رفتار می کند.

MMSE یا معاینه حالت روانی مینی :

ابزاری است که برای سرند کردن در ارزیابی زوال عقل استفاده می شود. (یعنی کسانی احتمال تشخیص زوال عقل دارند).

در MMSE ابتدا تکالیف حافظه کوتاه مدت اجرا می شود و اگر زیر نقطه برش بود آزمون های عمیق تر اجرا می شود.

هوش آزمایی:

رایج ترین آزمون های هوش مبنای تک به تک دارند یعنی دامنه وسیعی از تکالیف ادراکی، حافظه، استدلال و سرعت را فراهم می کنند.

آزمون هوش استنفورد بینه:

این آزمون نمره هوش بهر انحرافی یا IQ ارایه می کند که نشان می دهد فرد در رابطه با افراد هم سن و هم جنس در چه وضعی قرار دارد.

نمره میانگین IQ 100 و انحراف استاندارد آن ۱۵ است.

SB5 ویراست پنجم این آزمون است که علاوه بر هوشبهر انحرافی، نمراتی در مقیاس های استدلال سیال، دانش، استدلال کمی، استدلال دیداری فضایی و حافظه کوتاه مدت فراهم می کند. (برای ارزیابی دقیق تر نقاط قوت و ضعف)

مقیاس های هوش وکسلر:

اولین آزمون هوش بزرگسالان WAIS بود که اکنون ویراست چهارم آن وجود دارد.

آزمون های وکسلر برای کودکان شامل : مقیاس هوش وکسلر برای کودکان / WISC-IV و مقیاس هوش وکسلر برای دوره پیش دبستانی و دبستانی / WPPSI-III

در آزمون وکسلر دو طبقه کلامی و عملکردی وجود داشت که نمرات بر حسب هر دو اینها گزارش می شد.  بعدا نشان داده شد که این دو نمره طبقه ای پیچیدگی کامل عملکرد عقلانی را به طور مناسب انتقال نمی دهند. ویراست چهارم نمره گذاری متفاوتی دارد.

WAIS-IV دارای میانگین ۱۰۰ و انحراف استاندارد ۱۵ است و یک نمره هوشبهر کلی ارایه می کند. مقیاس های این آزمون شامل درک کلامی، دانش، استدلال ادراکی، حافظه کوتاه مدت و سرعت پردازش است.

در زیر ازمون مربوط به هر مقیاس را ذکر میکنیم:

مقیاس درک کلامی: واژگان – اطلاعات

مقیاس دانش: آزمون درک مطلب- آزمون شباهت ها

مقیاس استدلال ادراکی: استدلال ماتریس- معماهای دیداری- طرح بلوکی- تکمیل تصویر

حافظه کوتاه مدت: فراخنای ارقام پیش رونده – فراخنای ارقام وارونه- ترتیب دهی حروف و عدد

سرعت پردازش: جستجوی نماد – کدگذاری

نمره هوشبهر کلی بهترین پیش بین عملکرد تحصیلی است.

همچنین در حین آزمون رفتارهای فرد نیز مشاهده می شود و به عنوان مکمل نمرات آزمون برای ارزیابی استفاده می شود.

شخصیت آزمایی:

پرسشنامه بالینی خودسنجی سوالات استاندارد شده با طبقات پاسخ ثابت  است.

این آزمون ها عینی هستند چون در نمره گذاری آنها هیچ قضاوت ذهنی از طرف آزمایشگر انجام نمی شود و نمره گذاری با کامپیوتر قابل انجام است.

اما این عینیت می تواند خطر اثر بارنوم را ایجاد کند چرا که کامپیوتر به یک رشته الگوریتم ها متکی است و ممکن است گزارش آن بیش از حد کلی باشد و با خصیصه های فردی آزمودنی مطابقت نداشته باشد.

فایده اصلی پرسشنامه خودسنجی این است که اجرا و نمره گذاری آن راحت است.

MMPI یا پرسشنامه شخصیت سنج چندوجهی مینه سوتا:

۵۶۷ ماده درست – غلط به شکل بیاناتی در مورد افکار، رفتارها، احساسات و نگرش های فرد

هدف اصلی : مقیاس های بالینی که با تشخیص های عمده اختلالات مطابقت داشته باشد.

همچنین مقیاس های اعتباری دارد که در واقع محافظی در برابر افرادی است که می خواهند سلامتی یا بیماری را جعل کنند.

جدیدترین نسخه آن MMPI-2-RF است که در آن مقیاس ها بازسازی شده اند،  فقط ۳۳۸ ماده دارد، و نمراتی برای “مرتبه بالاتر” تامین می کند که عملکرد کلی هیجانی، شناختی، و رفتاری را نشان می دهد.

پرسشنامه ارزیابی شخصیت یا PAI :

۳۴۴ ماده دارد که شامل ۱۱ مقیاس بالینی، ۵ مقیاس درمان، ۲ مقیاس میان فردی و  ۴ مقیاس اعتبار است

امتیاز آن این است که متخصص بالینی می تواند آن را برای کسانی که مهارت زبان یا خواندن ندارند به کار ببرد. امتیاز دیگر این است که بر خلاف MMPI مقیاس اعتبار را می توان مستقل از مقیاس های محتوایی دیگر استفاده کرد.

SCL-90 :

تجربه کنونی ۹۰ نشانه جسمانی و روانی آزمودنی را اندازه گیری می کند.

امتیاز آن این است که به جای جویا شدن در مورد نشانه ها طی مدت زمان قبلی، بر وضع کنونی درمانجو تمرکز دارد. در نتیجه متخصص می تواند پیشرفت درمانجویان را در موقعیت های متعدد دنبال کند.

پرسشنامه تجدیدنظر شده شخصیت NEO  یا  NEO-PI-R  :

شامل ۲۴۰ ماده است که ۵ بعد شخصیت یا مجموعه ای از صفات را ارزیابی می کند، کمتر استفاده بالینی دارد.

در فرم R این پرسشنامه خویشاوندان فرد و کسانی که او را می شناسند نیز می توانند آن را انجام دهند.

 

آزمون های فرافکن:

روشی که آزمایشگر سوالاتی را در مورد ماده ای مبهم از آزمودنی می پرسد. و اساس آن این است که افراد نمی خواهند یا نمی توانند در آزمون های خودسنجی عینی اظهارات دقیق ارایه کنند.

آزمون های فرافکن زمانی مفید هستند که با آزمون های خودسنجی ترکیب شده باشند.

آزمون لکه جوهر رورشاخ:

۱۰ کارت (۵ کارت سیاه و سفید و ۵ کارت رنگی) دارد که آزمودنی باید بگوید در لکه چه می بیند.

آزمون اندریافت موضوع یا TAT :

شامل نقاشی های سیاه و سفید است که افرادی را در موقعیت های مبهم نشان می دهند و آزمودنی باید برای هر کدام یک داستان بگوید و بگوید افراد کارت به چه چیزی فکر می کنند و چه احساسی دارند.

هدف اصلی TAT ارزیابی انگیزش هایی نظیر انگیزش پیشرفت یا نیاز به قدرت بود.

اغلب این ابزارهای فرافکن به عنوان مجموعه استاندارد اجرا نمی شوند مخصوصا اگر احتمال برود که نشانه های درمانجو با آسیب یا صدمه ارتباط دارد.

ارزیابی رفتاری:

بر خلاف آزمون های روانی، ارزیابی رفتاری، اعمال، و نه پاسخ ها، را  به مقیاس های ارزیابی یا سوالات، ثبت می کند.

رفتار آماج: چیزی که درمانجو یا متخصص می خواهند تغییر دهند.

ارزیابی رفتاری شرح رویدادهای قبل و بعد از رفتار آماج را شامل می شود یعنی پیشایندها و پیامدها.

ارزیابی های رفتاری عبارتند از: مشاهده در محیط طبیعی، مشاهدات همانند، خودسنجی رفتاری، زیر نظر گرفتن خود، مصاحبه رفتاری

مشاهدات همانند یا آنالوگ در موقعیت یا زمینه ای مثل آزمایشگاه صورت می گیرند که اختصاصا برای مشاهده رفتار آماج ترتیب یافته اند.

در خودسنجی رفتاری خود درمانجو پیشاندها و پسایندهای رفتار را ثبت می کند.

در زیر نظر گرفتن خود، درمانجو فراوانی رفتارهای مشخص مثلا تعداد سیگار کشیدن را ثبت می کند یا تعداد مواردی که فکر خاصی به ذهنش وارد می شود.

در مصاحبه رفتاری متخصص اطلاعاتی را از درمانجو می گیرد و فراوانی، پیشایندها و پسایندها را می پرسد.

ارزیابی چندفرهنگی:

منظور از ارزیابی چندفرهنگی در نظر گرفتن زمینه فرهنگی، قومی و نژادی فرد است.

ارزیابی نوروپسیکولوژی:

منظور فرایند گرداوری اطلاعات درباره عملکرد مغز بر مبنای عملکرد در آزمون های روانی است.

هدف : تعیین همبسته های کارکردی صدمه مغزی با استفاده از مقایسه عملکرد درمانجو در آزمون با داده های هنجاری

یک مجموعه روش وجود ندارد و متخصص بر مبنای ترجیح خود از آزمون های خاصی استفاده می کند. این ترجیح بر اساس نشانه های موجود و تشخیص های احتمالی و  سن درمانجو صورت می گیرد.

برخی آزمون های نوروپسیکولوژی از WASI به دست آمده اند یا شبیه آن هستند مثل فراخنای ارقام (برای ارزیابی یادآوری کلامی و توجه شنیداری) و شباهت ها (برای ارزیابی توانایی انتزاع کلامی).

آزمون trial making tests یا trials  : برای ارزیابی عملکرد قطعه پیشانی طراحی شده است و بر توجه، اسکن محرک های دیداری، و ترتیب دهی عدد تمرکز دارد.

تعدادی از آزمون های نوروپسیکولوژیک، عملکرد اجرایی را اندازه می گیرند. منظور از عملکرد اجرایی توانایی تعین هدف، برنامه ریزی، اجرای آن و کامل کردن آن به شیوه موثر است.

تعدادی از آزمون ها توانایی دیداری فضایی را بررسی می کنند. اغلب از آزمون ترسیم ساعت استفاده می کنند.

آزمون دسته بندی کارت ویسکانسین یا WCST :

یک کارت با مجموعه ای از کارت ها که ویژگی های گوناگون دارند بر اساس یک قانون (شکل، تعداد، رنگ) همتا می شود. هر بار قانون عوض می شود و آزمودنی باید آمایه ذهنی خود را بر اساس آن تغییر دهد (مثلا یک بار کارت را بر اساس رنگ همتا کند و بار دیگر بر اساس شکل).

WCST یک آزمون عملکرد اجرایی است که به آسیب قطعه پیشانی حساس است، گرچه اسیب سایر مناطق را هم نشان میدهد. (عملکرد این آزمون انعطاف پذیری آزمودنی را نشان می دهد، در صورتی که آزمودنی در هماهنگ کردن خود با قانون شکست بخورد گفته می شود دچار درجاماندگی است)

آزمون نامگذاری بوستون یا BNT :

شامل ۶۰ ترسیم خطی از اشیا است که از نظر آشنایی مرتب شده اند و آزمودنی باید از بین چهار گزینه شی درست را انتخاب کند.

برای ارزیابی توانایی زبان استفاده می شود. کودکان مبتلا به اختلالات یادگیری و بزرگسالان دچار صدمه مغزی و زوال عقل را تشخیص می دهد.

تکلیف PASAT :

تکلیف به این شکل است که درمانجو جمع کل یک رشته اعداد را حفظ می کند.

سرعت پردازش اطلاعات شنیداری، انعطاف پذیری،  و توانایی محاسبه را ارزیابی می کند.

برای ارزیابی صدمه مغزی آسیب زا  و ارزیابی افراد مبتلا به تصلب چندگانه شراین استفاده می شود.

مقیاس حافظه وکسلر:

شامل آزمون های حافظه کوتاه مدت و بلندمدت برای محرک های دیداری و کلامی است.

بر اساس آزمودنی می توان خرده آزمون ها را انتخاب کرد مثلا برای یک فرد سالخورده می توان از مقیاس حافظه منطقی (یاداوری یک داستان)، جفت های متداعی کلامی (یاداوری کلمه دوم در جفت های کلمات) و بازافرینی دیداری ( ترسیم یک محرک دیداری) استفاده کرد.

استفاده از آزمون های کامپیوتری نوروپسیکولوژی فرصتی برای آزمودن انطباقی ایجاد می کند که در آن پاسخ های درمانجویان به سوالات قبلی، سوالات بعدی را تعیین می کند.

مجموعه آزمون کامپیوتری نوروپسیکولوژی کمبریج یا CANTAB شامل ۲۲ خرده آزمون است که حافظه دیداری، حافظه کوتاه مدت، عملکرد اجرایی، و برنامه ریزی، توجه، حافظه کلامی، تصمیم گیری و کنترل پاسخ را ارزیابی می کند.

مقیاس اغمای گلاسگو یا GCS : آزمونی که در موارد صدمه مغزی آسیب زای احتمالی استفاده می شود. توانایی فرد در شنیدن و اطاعت از دستورات، باز کردن چشمها، و صحبت کردن به شکل منسجم از جمله ارزیابی های آن است.

تصویربرداری های مغزی:

برق نگاری مغزی یا EEG :

EEG فعالیت برقی مغز را اندازه می گیرد. نشان می دهد فرد چقدر هوشیار، در حالت استراحت ، خواب یا خواب دیدن است. همچنین الگوهای خاص امواج مغزی که فرد حین تکالیف ذهنی خاصی نشان می دهد منعکس می کند.

برای تشخیص صرع، اختلالات خواب و تومور مغزی استفاده می شود.

توموگرافی محوری کامپیوتری یا CAT یا CAT scan :

تصویری از برش مقطعی مغز را نشان می دهد و برای مواردی که دنبال صدمه ساختاری هستیم مفید است.

تصویربرداری با تشدید مغناطیسی یا MRI :

به جای پرتو X از امواج رادیویی برای تصویر گرفتن از مغز زنده بر مبنای محتوای آب بافت های مختلف استفاده می کند.

تصویر MMRI مناطق سفید و خاکستری مغز را متمایز می کند و برای تشخیص بیماری هایی که بر ماده سفید مغز یعنی رشته های عصبی تاثیر می گذارد مفید است.

MRI هم مانند CAT تصویر راکد تولید می کند و نمی تواند فعالیت مغز را بازبینی کند.

اسکن توموگرافی با انتشار پوزیترون یا PET که نام دیگر آن توموگرافی کامپیوتری انتشار تک فوتون یا SPECT است :

تصاویری از فعالیت مغز فراهم می کند. مواد رادیواکتیو وارد خون می شود و جایی که مغز فعالیت و سوخت و ساز بیشتری دارد مشخص می شود.

طیف نمایی تشدید مغناطیسی پروتون یا MRS :

فعالیت متابولیک نورون ها را اندازه گیری می کند و می تواند مناطقی از صدمه مغزی را نشان دهد.

تصویربرداری با تشدید مغناطیسی کارکردی یا    FMRI :

تصویری فراهم می کند که نشان می دهد چگونه افراد در زمان واقعی به محرک ها واکنش نشان می دهند.

برای آگاهی از مناطق مغزی که در پردازش اطلاعات استفاده می شود  کاربرد دارد.

امتیاز مهم آن این است که نیاز به تزریق مواد رادیواکتیو ندارد. اما چون از مغناطیس استفاده می کند برای کسانی که اعضای مصنوعی و فلزی در بدن دارند قابل استفاده نیست.

اسکن های مغزی می توانند شواهدی برای مناطق اسیب دیده فراهم کنند اما لزوما با فقدان عملکرد رفتاری خاصی مطابقت ندارند.

 

 

downalod-pdf