اختلال سوماتیک سمپتوم و اختلالات مرتبط با آن

 تفاوت های DSM-IV  و DSM-5:

اختالات جسمانی سازی، اختلال درد و بیشتر بیمارانی که تشخیص هیپوکندریا می گرفتند در ویراست جدید در طبقه اختلال سوماتیک سمپتوم قرار می گیرند

تعداد کمتری از بیماران هیپوکندریا در طبقه اختلال اضطراب بیماری قرار می گیرند

اختلال تبدیلی و اختلال ساختگی به همان نام قبلی وجود دارند

اختلال بادی دیسمورفیک به طبقه اختلالات وسواسی اجباری منتقل شده است

ویژگی اصلی اختلال سوماتیک سمپتوم: نشانه های جسمانی که ظاهرا ناشی از بیماری فیزیکی است.

در ویراست قبل سمپتوم های سوماتیک باید از لحاظ پزشکی بدون توجیه یا غیرقابل توضیح باشند. در ویراست جدید این ملاک حذف شده است. سمپتوم های فیزیکی می توانند علت پزشکی داشته یا نداشته باشند. مهم این است که افکار و احساسات و اعمال فرد در رابطه با سمپتوم هایش افراطی و بی تناسب باشد

اختلال سوماتیک سمپتوم:

وجود یک یا چند نشانه جسمانی ناراحت کننده یا به شدت مختل کننده/  افکار و احساسات و رفتارهای افراطی درباره انها

ممکن است نشانه ها دایمی نباشد اما نگرانی درباره انها دایمی است (بیش از شش ماه)

اسپیسیفایر تشخیصی: همراه درد غالب

سه ویژگی درد غالب:

اساس نوروفیزیولوژیکی ندارد

شدیدتر از درد مورد انتظار فیزیکی است

پس از برطرف شدن اسیب فیزیکی ادامه دارد

در کودکان درد های شکمی، سر و دست و پا بیشتر است

نگرانی فرد می تواند منجر به افسردگی شود

اختلال تبدیلی:

یک یا چند سمپتوم که بر حرکات فیزیکی ارادی یا عملکرد حسی تاثیر می گذارد و با بیماری یا عارضه پزشکی مطابقت ندارد

نشانه های حرکتی: فلج، عدم تعادل، ضعف حرکت اندام ها، آتونی یعنی از دست دادن قدرت ماهیچه ها، دشواری در بلعیدن ، ناتوانی در نگهداری یا ادرار کردن

نشانه های حسی: از دست دادن حس لامسه و درد و دوبینی، نابینایی، کری، انواع توهم، حملات تشنجی

اغلب پس از رویداد استرس زا ایجاد می شود.

بیهوشی دستکشی: بی حسی که از مچ شروع و انگشتان دست تا جایی که دستکش قرار می گیرد

بی تفاوتی زیبا: بی تفاوتی فرد به نشانه هایش

گلوبوس فارینجیس: نوعی اختلال تبدیلی : حس کردن غده ای در گلو

اصطلاح تبدیل از  فروید: اضطراب تبدیل به نشانه های جسمانی می شود

اختلالات همراه: اضطراب تعمیم یافته، افسردگی عمده، فوبیای خاص، اختلال وسواس، اختلال گسستگی، اعتیاد، اختلالات شخصیت به خصوص مرزی

هنگام مصاحبه با فرد مبتلا به اختلالات سوماتیک سمپتوم بی تفاوتی دیده می شود اما در تمارض حالت دفاعی وجود دارد

اختلال ساختگی:

دروغ گویی با اهداف سایکولوژیک (ایفای نقش بیمار)

اختلال ساختگی تحمیل شده به خود (سندرم مانکهاوزن):

نشان دادن علایم فیزیولوژیک یا سایکولوژیک یا مجروح و بیمار کردن عمدی خود با هدف فریب دادن دیگران

اختلال ساختگی تحمیل شده به دیگران (سندرم مانکهاوزن از طریق جانشین):

اعمال بالا را روی فرد دیگری انجام می دهد

اختلال اضطراب بیماری:

افرادی که در ویراست قبلی هیپوکندریا تشخیص داده می شدند در ویراست جدید در اکثر موارد اختلال سوماتیک سمپوتم هستند و در موارد کمتر اضطراب بیماری دارند.

اشتغال ذهنی به مبتلا شدن یا مبتلا بودن به یک بیماری خطرناک است/ نشانه های جسمی وجود ندارد یا در صورت وجود نگرانی بیش از حد است.

نگرانی حداقل شش ماه است اما نوع بیماری که فرد نگران آن است ممکن است عوض شود

دو نوع اضطراب بیماری:

تیمار جو: استفاده از خدمات درمانی فراوان

تیمارگریز: اجتناب از دکتر و دارو زیرا باعث اضطراب می شود

علت: سوتفسیر نشانه های جسمی

حس های بدنی خود را نشانه بیماری می دانند. نگرانی از خود نشانه نیست بلکه بخاطر بیماری تصوری است

حس های بدنی را منفی تفسیر می کنند و اینطور نیست که توانایی بیشتری در کشف حس ها داشته باشند

سه خصوصیت در اضطراب بیماری:

اشتغال ذهنی درباره بدن و اعمال بدن: خود مشاهده گری و حساسیت زیاد به حس های بدنی

فوبی بیماری: ترس از ابتدا به بیماری و مرگ

ایمان به بیماری

اگر نشانه ها کم و اضطراب زیاد باشد: اضطراب بیماری

اگر نشانه ها زیاد اما اضطراب کم باشد: اختلال سوماتیک سمپتوم

بیشترین همبودی با اختلالات خلقی و وسواس

عوامل خطر: بدرفتاری کودکی، مادر بیش از حد محافظ و دلسوز، وجود بیماری جسمی واقعی در اعضای درجه اول خانواده

اسپیسیفایر درد غالب:

دردهای صرفا سایکولوژیک بدون عوامل جسمی

دردهای با شروع جسمی اما عوامل روانی موثر

همبودی با سومصرف مواد و افسردگی

در یافتن مکان درد مشکل دارند و درد را با اصطلاحات هیجانی بیان می کنند نه حسی

علت شناسی:

نظریه فروید:

بدرفتاری واقعی یا خیال پردازی های دوره ادیپی> زنده شدن مجدد در بلوغ و ایجاد کشمکش> ایجاد نشانه های فیزیکی هیستری- سرکوب خاطرات و هیجان و اضطراب- بی تفاوتی

 تئوری اصلی سایکودینامیک درباره این اختلالات: خروج از بحران (رفع تعارض یا حل اختلاف)

انرژی جنسی واپس  زده> تغییر جهت به سمت درون> تبدیل به نشانه های فیزیکی

مکانیزم دفاعی: بازگشت: بازگشت به وضع کودک مریض برای رهایی از مسئولیت ها

در اختلال اضطراب بیماری فرد اضطراب دارد که نقض نظریه سایکودینامیک (بی تفاوتی به نشانه ها) است.

نفع اولیه: کشش ها و هیجان های ناخوشایند در خارج از حیطه هشیاری نگه داشته می شود

نفع ثانویه: جلب توجه دیگران و گریز از مسئولیت ها . ..

در اختلال تبدیلی فرد اطلاعات حسی ورودی را در سطوحی از پردازش تجربه می کند اما اگاهی هشیار ندارد

ژانه: افراد هیستریک : تروما > محدودیت توجه به صورت خود به خودی> عدم کنترل ارادی روی کانال حذف شده و محدود شده> بی حسی به اطلاعاتی که از طریق کانال های حذف شده وارد می شود > فلج یا نابینایی

شباهت بین اختلال تبدیلی و هیستری> از بین رفتن کنترل روی حرکات و حس ها

مکانیسم: پردازش اطلاعات در هر دو مورد ناهشیار است و وارد هشیار نمی شود > احساس عدم کنترل روی حس و محرک ها

عامل خطر این اختلالات: اسیب رفتاری در کودکی و دوره های استرس و اضطراب

رفتارگرایی:

 نشانه های جسمی برای گرفتن پاداش- شبیه نفع ثانویه در روان کاوی

تفاوت: رفتارگراها پاداش را علت اولیه اختلال می دانند نه ثانوی

یادگیری توسط تجربه های خاص مثل والدین مبتلا به بیماری جسمی

تقویت ابراز نشانه فیزیکی از سوی والدین> یادگیری نشان دادن فیزیکی هیجانات و نقش مریض برای مقابله با مشکلات

شناخت گرایان:

تبدیل احساس و هیجان به نشانه های فیزیکی به منظور انتقال احساسات خود به دیگران

افراد دچار ناگویی هیجانی و کودکان بیشتر مبتلا می شوند

سوگیری های شناختی:

سوگیری تفسیری: تفسیر احساسات بدنی مبهم به عنوان بیماری جدی

فاجعه امیز کردن

سوگیری های استدلالی: تمایل به پذیرفتن باورهای موافق با خود و رد باورهای غلط

در درد غالب افراد از خود درد می ترسند نه از بیماری عامل آن

احساس درد> فاجعه امیز کردن، گوش به زنگی به درد و ناتوانی پرت کردن حواس

نظریه براون:

تجاربی مثل بیماری فیزیکی خود و دیگران، حالات هیجانی با جلوه های فیزیکی شدید مثل ترومای کودکی> تفسیرهای گمراه کننده که الگوی های نامناسب و غلط ارایه می دهند> انتخاب و تفسیر اطلاعات بر حسب الگوهای شکل گرفته

عوامل اجتماعی فرهنگی:

تاثیر بر شیوع و ماهیت نشانه ها

فرهنگ  و جامعه نقش بیمار را پاداش می دهند

تاثیر بر نحوه ابراز رنج روانی به صورت فیزیکی

شیوع در طبقات پایین تر

مسری بودن اختلال تبدیلی در برخی گروه ها

عوامل بیولوژیک:

مشکلات پزشکی که روی فرد تاثیر می گذارد

سابقه بیماری در خود و خانواده

نقش ژنتیک- رابطه ژتیکی این اختلالات و رفتار ضداجتماعی

در فلج تبدیلی : مناطق مغزی درگیر در حرکت فعال می شوند اما فعال شدن مناطق دیگر باعث بازداری مناطق مربوط است مثل کرتکس اوربیتوفرونتال و کورتکس انتریور سینگلولیت که باعث بازداری می شود

اثر دارونما: اثر تلقین واقعا موادی در بدن به وجود می اورد

رویکردهای استرس زا: باعث می شوند بدن در واکنش به استرس نشانه های اختلال را نشان دهد انگار که یک داروخانه درونی وجود دارد که توسط محرک بیرونی فعال می شود. همین داروخانه درونی در اثر دارونما هم نقش دارد

kkkkkkkkkkبرای دریافت فایل نکات کنکوری سایر هفته ها اینجا کلیک کنید