نکات کنکوری هفتگی : توصیف و طبقه بندی اختلالات روانی

طبقه بندی: نظم بخشیدن به پدیده ها با قرار دادن انها در یک نظام دارای طبقات که عناصر هر طبقه خصوصیات مشترک دارند

طبقه بندی علاوه بر نظم بخشی، محلی برای ارجاع پدیده ها یا افراد است. بنابراین علاوه بر دادن اطلاعات درباره اختلالات روانی، امکان تبادل نظر بین متخصصان را فراهم می کند.

انواع طبقه بندی اختلالات روانی:

۱-     طبقه بندی مقوله ای:

در این نوع، طبقه بندی بر اساس حضور یا عدم حضور یک ویژگی است.

دو اصل:

۱-                   یک مقوله بر اساس تعدادی ویژگی مشخص می شود که وجود هر یک لازم و مجموع آنها کافی است

۲-                  زیرمقوله ها باید خصایص مراحل بالاتر را داشته باشند.

استلزام های اصل اول:

–         طبقات باید به خوبی توصیف و متمایز شوند و موارد مرزی کم یا هیچ باشد، مقوله سازی باید اعتبار داشته باشد

–         اعضای یک مقوله متجانس باشند

استلزام اصل دوم:

–         همه خصوصایت مقوله اصلی در زیرمقوله ها باشد

مثال: طبقه بندی کرپلین

طبقه بندی بیماری های روانی توسط کرپلین بر اساس:

نشانه شناسی، علت شناسی، پدیدایی مرضی (سیر بیماری)، شیوه های درمانی

DSM-IV طبقه بندی مقوله ای است اما محدودیت هایی دارد که رفع شده است:

هر مقوله کاملا مستقل نیست/ هر مقوله مستقل از حالت هنجار یا سایر اختلالات نیست.

همه افراد یک مقوله در همه جوانب شبیه و متجانس نیستند

وجود زیرمجموعه ای از موارد برای تشخیص گذاری کافی است/ لزومی به وجود همه ویژگی ها نیست.

بنابراین DSM-IV یک نظام مقوله ای انعطاف پذیر است (بهتر است بگوییم بود!)

۲-     طبقه بندی ابعادی:

این نوع طبقه بندی بر مبنای کمیت یا فراوانی ویژگی است.

هدف: توصیف چندبعدی یک فرد بر اساس نظام مرجع نظری

طبقه بندی ابعادی بر اساس نظریه های متفاوت انجام می شود

توصیف های حاصل قابل مقایسه نیستند چون می توانند توسط متخصصان یا خود ازمودنی انجام شده باشند.

مثال:

ارزشیابی توسط متخصص: مصاحبه نیمه ساخته یافته PDI-IV

خودسنجی: مقایس ایسنک

در مواردی که بین پدیده ها پیوستگی هست و موارد مرزی وجود دارند مفید است چون ویژگی های بالینی که در نوع مقوله ای زیرآستانه ای و مرزی هستند تشخیص می دهد.

۳-     طبقه بندی ریخت شناسی:

قرار گرفتن در یک ریخت مستلزم وجود همه ویژگی ها نیست بلکه کافی است چند رگه یا ویژگی اصلی وجود داشته باشد

ریخت ها به شکل شهودی، مشاهده و تجربه بالینی یا اماری متمایز می شوند

دو روش برای قرار دادن فرد در یک ریخت:

الگوی درخت تصمیم:

حذف تشخیص ها در یک جدول سلسله مراتبی و نهایتا رسیدن به تشخیص مناسب

مثال: پرسشنامه  PSS

الگوی مقایسه نیمرخها:

مقایسه رگه های فرد در ابعاد متفاوت و مقایسه با نیمرخ گروه نمونه

مثال: پرسشنامه MMPI

ویژگی های لازم و کافی برای یک طبقه نیاز نیست/ موارد مرزی را می پذیرد/ طبقه ها می توانند نامتجانس باشند/ موارد خاص وجود دارد/ لازم نیست زیرمقوله ها سلسله مراتبی باشند یعنی لازم نیست زیرمقوله ها ویژگی های مقوله بالاتر را داشته باشند

۴-     طبقه بندی غیربیماری شناختی:

۱-   بر اساس یک نظریه

مثال: نظریه های آیسنک، بندورا، بنجامین، فنیکل

۲-  بر اساس پژوهش های علمی: استخراج طبقات از داده های پژوهش با استفاده از روش آماری

۳- بر اساس نظام های جزئی: نظام طبقه بندی متمرکز بر اختلالات خاص

kkkkkkkkkk

7
0
Would love your thoughts, please comment.x
()
x