علت شناسی اختلالات افسردگی

نکات کنکوری هفته چهارم

۱– عوامل ژنتیک

۲–    عوامل نوروشیمیایی:

نابهنجاری سروتونین و نوراپی نفرین

کاهش در اختلالات افسردگی، افزایش در مانیا

این انتقال دهنده ها برای انتقال پیام های بین نورونی ضروری اند و کاهش انها می تواند علت نقص های شناختی، رفتاری و انگیزشی باشد.

داروهای سه حلقه ای با جلوگیری از بازجذب سروتونین و نوراپی نفرین و داروهای بازدارنده بازجذب انتخابی سروتونین باعث افزایش این انتقال دهنده ها در سیناپس می شوند

نظریه های جدید: سروتونین در افسردگی عمده و نوراپی نفرین در اختلال دوقطبی نقش اساسی دارند..

نظریه دیگر: علت اصلی افسردگی عدم تعادل این انتقال دهنده هاست نه کمبود انها

نظریه دیگر: سطح پایین سروتونین با سطح پایین نوراپی نفرین باعث افسردگی می شود. سطح پایین سروتونین با سطح بالای نوراپی نفرین باعث مانی می شود

۳–    نابهنجاری مغزی

  • سطح پایین فعالیت کورتکس پریفرنتال در اختلالات افسردگی:

وظایف: ایجاد و نگهداری تصاویر ذهنی و کدگذاری ذهنی از اهداف و روش های رسیدن به انها

نقص: اختلال در تشخیص افکار متضاد، خوب و بد، بهتر و بهترین، یکسان و مختلف، پیامدهای اتی رفتارهای کنونی، تلاش برای رسیدن به هدف ، پیش بینی عواقب، کنترل اجتماعی، پیش بینی محرک ها و مشوق ها و عمل کردن طبق فشارهای انها، ناتوانی در پیش بینی محرک ها و مشوق ها و ناتوانی در اماده سازی خود برای مقابله با انها

  • کاهش فعالیت کورتکس انتریورسینگولیت در افسردگی:

وظایف: تنظیم هیجانی وقتی رفتار فرد به نتیجه مطلوبش نمی رسد، یادگیری به شیوه مطلوب یا حل مساله،

نقص: فعالیت کم باعث عدم ارزو برای تغییر در افسردگی

  • اختلال در عملکرد هیپوکامپ در افسردگی:

وظایف: ترشح هورمون ادرنوکورتیکو ترویپین و اگاه شدن از شرایط محیطی واکنش های عاطفی

نقص: جدا دانستن واکنش های عاطفی از شرایط محیطی و داشتن غم مستقل از شرایط،

  • نابهنجاری امیگدالا مخصوصا افزایش فعالیت ان:

وظایف: متمرکز کردن توجه روی محرک های عاطفی مهم و اولویت دادن به پردازش آنها

فعالیت زیاد باعث پردازش محرک های تهدیدامیز  و تفسیر منفی انها

این نابهنجاری ها با نظریه ای که به عدم تعادل انتقال دهنده ها اشاره می کند هماهنگ است.

۴–    عوامل نوراندوکرینی

نابهنجاری هیپوکامپ همراه با سطح بالای کورتیزول (نوعی هورمون ادرنوکورتیکال) است.

افزایش کورتیزول باعث بزرگ شدن غذه های ادرنال و در نتیجه کاهش سروتونین می شود.

کورتیزول بعد از استرس ترشح می شود و این توضیح شروع افسردگی پس از دوره استرس است

کوچک شدن هیپوکامپ

در بیماری های اندوکرینی افسردگی عمده شایع است

(اندوکرین یعنی مرتبط با غدد درون ریز / نوراندوکرین یعنی ارتباط رفلکس های نورونی و هورمونی)

۵–    نظریه های سایکودینامیک

فروید و ابراهام:

فقدان و از دست دادن > درون فکنی و بازگشت به مرحله دهانی رشد> ادغام فرد از دست داده و نسبت دادن احساسات خشم و گناه به خودش > کاهش عزت نفس > درماندگی و افسردگی

روان کاوی معتقد است بازگشت به مرحله دهانی بازگشت به وابستگی به دیگران است که در دوره افسردگی بتواند حمایت انها را دریافت کند

چون بسیاری از کسانی که کسی را از دست می دهند افسرده نمی شوند فروید مفهوم فقدان نمادین را مطرح کرده است. یعنی از دست دادن هایی که معادل از دست دادن عزیزان است مثل از دست دادن شغل

از دست دادن والدین شرط لازم افسردگی نیست بلکه کیفیت پایین فرزندپروری عامل خطر مهم تری است.

بین اختلال افسردگی و نوعی فرزندپروری به نام کنترل بدون عاطفه رابطه هست.

۶–     نظریات رفتارگرا

بارزترین ویژگی افسردگی: نداشتن انگیزه و ابتکار عمل، خزانه رفتاری ضعیف، و نگرش منفی به اینده و تجارب مثبت

افسردگی در اثر عدم تقویت مناسب رفتارهای مثبت و سازنده ایجاد می شود.

عدم تقویت رفتارها> خاموشی رفتارها و خلا رفتاری> انزوا> افسردگی > دور باطل

 به همین دلیل است که افسردگی پس از از دست دادن ها ایجاد می شود.

یک دور باطل ایجاد می شود که انزوا اجازه نمی دهد رفتارهای تقویت کننده دیگری انجام شود

ناتوانی افراد افسرده در حمایت گرفتن و تعامل با دیگران باعث شده که نظریه های میان فردی مطرح شوند:

افسردگی به این علت تداوم می یابد که افراد افسرده دایما از اطرافیان خود دلگرمی می خواند ولی به علت شیوه منفی در حرف زدن دیگران از انها اجتناب می کنند. همچنین باور منفی انها باعث تردید وشک انها در مورد دیگران می شود و دیگران دست از دلگرمی دادن بر می دارند. (دلگرمی خواهی مفرط)

نظریه های میان فردی می تواند علت تداوم افسردگی را توضیح دهد و بازگشت ان را پیش بینی کند اما علت اغاز را مشخص نمی کند

۷–    نظریه های شناخت گرا

  • بک:

طرحواره منفی در افسردگی : افکار و باورهای منفی به خودشان و دنیا که باعث دور باطل احساسات و علایم افسردگی ی شود.

مجموعه افکار و باور منفی جزو ویژگی های نسبتا ثابت افسردگی است و از تجارب کودکی ایجاد شده به ویژه تجارب فقدان

طرحواره افسرده باعث تداوم تفکر منفی می شود زیرا انتخاب ها و ارزیابی های فرد از دنیا تاثیر می گذارد

تجارب کودکی منفی> طرحواره منفی> ارزیابی های منفی> احساسات منفی و علایم افسردگی > دور باطل

یکی از جنبه های فکر را مثلث شناختی منفی می نامد: افکار منفی درباره خود، اینده و دنیا

مثلث منفی باعث ایجاد سوگیری فکری می شود شامل:

استنباط خودبه خودی، انتزاع انتخابی، تعمیم بیش از حد، بزرگ نمایی و کوچک نمایی، شخصی سازی، تفکر همه یا هیچ،

ثابت شدن سوگیری منفی در ازمایش هیجان استروپ (رنگ کلمات منفی را اهسته تر نام می برند) و ازمایش شنود دیکوتیک (مشکل در نادیده گرفتن کلمات منفی)

سوگیری در حافظه: در ازمون های حافظه کلمات منفی را بیشتر به یاد می اورند

سوگیری در یاداوری خاطرات اتوبیوگرافیک: خاطرات منفی بیشتر نه چندان دقیق که می تواند به علت نقش مهارت های حل مساله باشد

سوگیری تفسیری: منفی تفسیر کردن رویدادهای مبهم

مقیاس افکار مختل کننده یا ناکارآمد (DAS): اندازه گیری باورهای منفی و غلط

دو نوع طرحواره در افسردگی: وابستگی (از دست دادن باعث افسردگی می شود)- انتقاد(عدم موفقیت باعث افسردگی می شود)

برخی معتقدند انچه افسرده ها کم دارند سوگیری در تفسیر مثبت است که در افراد سالم هست. افراد افسرده در ارزیابی میزان کنترل بر موقعیت و ارزیابی دیگران از انها دقیق تر و عینی تر هستند، در حالی که افراد غیرافسرده زیادی خوش بین هستند و سوگیری مثبت دارند!

  • سلیگمن:

درماندگی اموخته شده و اسناد:

تصور قابل کنترل نبودن یک رویداد باعث ایجاد باور منفی در فرد می شود و راهی پیدا می کنند که از رویداد اجتناب کنند. برخی به علت شرایط بیرونی یا استعداد درونی در مقابل این تجربه ه اافسرده می شوند

مثال: سندرم زنان کتک خورده که به زندگی ادامه می دهند

نظریه جدیدتر: نظریه اسناد:

مردم به دلیل سبک اسنادی خاص یاد میگیرند که درمانده باشند

اسنادها در افسردگی: عوامل درونی نه بیرونی ، عوامل ثابت نه متغیر، عوامل کلی نه خاص

  • نظریه نومیدی:

تمایل به نسبت دادن رویدادهای منفی به علت های کلی و ثابت نشانه نوعی دیاتز یا اسیب پذیری است که با حضور رویدادهای منفی زندگی باعث علایم افسردگی می شود مثل تاخیر در واکنش، بی حسی، کند شدن که سپمتوم های ناامیدی نامیده می شوند

نظریه نومیدی شبیه درماندگی اموخته شده و اسناد است اما عامل دیگری را هم به عنوان اسیب پذیری در نظر می گیرد: عزت نفس پایین

  • نظریه نشخوار فکری:

بک و نظریه درماندگی اموخته شده روی ماهیت افکار تمرکز دارند ولی سوزان نولن-هوکسما روی نحوه تفکر تاکید دارد

نخشوار فکری تمایل به فکر کردن دایم به تجربه های منفی یا جویدن مکرر فکر است که چرا فلان اتفاق رخ داد؟؟

زنان بیشتر نشخوار می کنند به دلیل هنجارهای اجتماعی فرهنگی برای ابراز احساسات

۸-    عوامل اجتماعی

رویدادهای استرس زای زندگیر: اما می تواند درست نباشد چون افسردگی خودش می تواند علت این رویدادها باشد

طرد اجتماعی: پیش داوری، تبعیض، خشونت، فقر و …

تعامل اجتماعی : رابطه با فرد افسرده

kkkkkkkkkk