نکات کنکوری هفتگی: نظریه پیاژه

آنچه درباره نظریه پیاژه در کتاب های کنکوری کارشناسی ارشد و دکتری خوانده اید تقریبا دید متوسطی از دیدگاه پیاژه در اختیار شما می گذارد. در این جا سایر مطالبی که از جزوه دکتر پورحسین و به طور خاص کتاب دیدگاه های پیاژه نوشته دکتر منصور و دادستان اقتباس شده است، را ذکر میکنیم تا آموخته های قبلی شما را تکمیل کند. بنابراین از ذکر آنچه در سایر کتاب های پیشنهادی برای کنکور خوانده اید صرف نظر شده است. در آخر، سوالات کنکوری که با کمک این نکات قابل پاسخ گویی هستند ذکر شده است.

تعادل صفت ذاتی است وبه معنای میل ارگانیزم به سازش زیستی و روانی است. همانطورکه تعادل برای سازش لازم است،بی تعادلی نشانه مرضی است.

میل به تعادل را درروان شناسی تحولی، تعادل جویی می نامیم که عامل اصلی تحول روانی است

وقتی موجودزنده دربرابر بی تعادلی، به سوی تعادل می رود، زمینه تحول دروی پدیدمی آید. براین اساس، میزانی بی تعادلی برای میل به تعادل لازم است تا تحول بوجود بیاید.

(والدین ومربیان برای اینکه رشد روانی را درکودک خود تسهیل کنند، خوب است با ایجاد محرکهای محیطی، سطحی از بی تعادلی ذهنی را برای آنها فراهم آورند.(

تعادل جویی معرف این امر است که درونسازی یا برونسازی در یک نسبت معین وجود دارند، نسبتی که می تواند پایدار باشد.

تعادل جویی یک فرآیند پویاست و این همان خودنظم جویی است. تعادل جویی یک تعادل ایستا نیست بلکه عامل تنظیم رفتار محسوب می شود.

تعادل جویی بین عوامل مؤثر در تحول روانی، به عنوان عامل همگن میان آنها ، تعادل برقرار می کند.

می توان رشد داخلی، تمرین و تجربه و تعامل های محیطی را سه ضلع یک مثلث دانست که در مرکز مثلث تعادل جویی به عنوان  همگون کننده قرار دارد.

درنظر روان شناسان تحولی بویژه پیاژه، سازمان ذهنی بمنزله تعادل جویی های پی درپی است.

روشی که پیاژه بر اساس آن، کودکان بهنجار را به منظور تدوین قوانین تحول مورد بررسی قرار داده است، روش بالینی نامیده شده است.

این روش حدفاصل بین مشاهده ساده و روش تجربی است.

آزمون مخالف، مولفه اختصاصی روش بالینی پیاژه محسوب می شود.

ویلیام دیمون و دانیل هارت  نیز از روش بالینی پیاژه برای وارسی پاسخهای کودک استفاده کرده اند. آنها این سوالات را سوالات وارسی کننده  نامیده اند

تحول انسان همه جانبه و ابعادی است. جنبه های شناختی همگون با جنبه های  انفعالی )عاطفی هیجانی (رشد می کنند. اگر رشد شناختی، ناهماهنگ با جنبه عاطفی هیجانی تحول بیابد، شاهد رشد مرضی خواهیم بود.

هیچ رفتاری نیست که هر قدر هم عقلی باشد، واجد عوامل عاطفی به عنوان محرک نباشد، و نیز بالعکس نمی توان شاهد حالات عاطفی بود، بدون آنکه ادراک یا فهم، که ساخت شناختی آن حالات را تشکیل می دهند، در آنها مداخله نداشته باشد. دو جنبۀ عاطفی و شناختی جدایی ناپذیر هستند.

در نظر پیاژه روان شناسی علم رفتار ، به طور کلی است. روان شناسی فقط علم هشیاری نیست ، بلکه رفتار وجوه ناهشیار نیز دارد . در نظروی ارگانیزم قادر به پیشاپیش گری  است. این پیشاپیش گری ها ناهشیارند

مسایل روانشناسی به معنای دقیق کلمه عبارت از تبیین ماهیت کنشهای بزرگ ذهنی چون ادراک، حافظه و هوش می باشد . پیاژه معتقد است که شناخت  مستلزم وارسی است و وارسی همواره مستلزم محدود ساختن مسایل می باشد.

شناخت  ساختن دائم از راه مبادلات بین ارگانیزم و محیط از نظر زیست شناختی ، و بین فکر و شیء از نظر شناختی است و شناختها از تعامل  سرچشمه می گیرند

مفهوم بنا شدنی نگری ژنتیک:  ساختها به صورت جزمی از پیش تعیین شده نیستند، بلکه ساختها یکی پس از دیگری دراثر گشایش امکانات وراثتی و تعامل با محیط در یک برنامه ریزی ژنتیک بنا می شوند

پیاژه در پدید آیی و تشکیل ساختهای روانی و ذهنی به “ پیش تعیین شدگی ” معتقد است، اما این موضوع با “ دترمینرم ” متفاوت است. او یک ساختی نگر است اما معتقد است همه چیزها از پیش تعیین نشده اند و تعامل با محیط لازم است.  فردی وجود دارد که از مرز وراثت محض تجاوز می کند و امکاناتی را می  گشاید.

در روان شناسی تحولی، کودک  ابزار مطالعه است.. در نظر پیاژه، کودک تصویرومینیاتوری از بزرگسال نیست، چه هر بزرگسالی نخست یک کودک است، کودکی که سازمان دهنده فکر خویشتن است و سرچشمه های فکر علمی نیز در همین مقدمات روان پدیدآیی قرار دارند. در نظر او، بزرگسال موفق، ظرفیتهای خلاق دوره کودکی را علیرغم فشارهای اجتماعی در خود زنده نگه می دارد.

موضوع اصلی در روانشناسی، فهم مساله سازش است

سازش بعنوان یک اصل کنش وری حاصل تعادل تدریجی درونسازی و برونسازی است.

کودک در درونسازی فعال است. به همین دلیل، نظریه پیاژه را مکتب درونسازی نیز می گویند.

اولین سازمان روانی کودک، روان بنه یا طرحواره نام دارد. کنش وری کودک نسبت به درون موجب بوجود آمدن سازمان و نسبت به بیرون ،  موجب سازش  خواهد شد.

در نظر پیاژه، مجموعه ای از ساختها در هر مرحله تحولی بنا می شوند. هوش از مراحلی می گذرد که از نظر توالی ثابت اما از نظر سن اکتساب، متغیر است.

تحول روانی به لحاظ ساختاری ناپیوسته و از نظر کنشی پیوسته است. ساختها یکی پس ازدیگری به استقرار درمی آیند و درهم تنیده می شوند، اما کنشها یکسان است.

ساخت های روانی جهان شمول هستند اما سرعت تحول و سطح نهایی رشد به بافت اجتماعی بستگی دارد

مبنای رشد، زیستی است اما با غنای محیطی و فرهنگی می توان رشد را تسهیل نمود. البته شرط اصلی آن است که کودک به حدی از صلاحیت زیستی یبرسد تا بتوان وی را درآموزش قرارداد.

ساختها ، ساختمان ذهنی واندیشه ای فردهستند که بیانگر نوعی توانایی ذهنی روانی است. ساخت اولیه، روان بنه است وساختهای بعدی، حسی حرکتی است وسسس عملیات ذهنی وصوری مطرح می شوند.

وقتی یک ساخت تشکیل می شود، یک مرتبه تعادل در پدیدآیی است. کنش وری که متوقف نمی شود و به بنا شدن ساختهای دیگر منتهی می شود. الزام، ضابطه بسته شدن یک ساخت و نشانه به اتمام رسیدن یک ساخت است.

در بنا شدن ساختها، جنبه عاطفی از لحاظ نیروی محرک بسیار اساسی است. عواطف جنبه نیرو دهندگی رفتار اند .

 { به لحاظ عاطفی هیجانی، درماه ۱و ۹ کودک، چهره مادر را به عنوان موضوع دلبستگی  از چهره های دیگر بازشناسی می کند. به همین دلیل، دراین سن کودک غریبی می کند . به همین دلیل این وهله را دلهره ماه هشتم می نامند. کودک احساس می کند ندیدن مادر مساوی است با فقدان وی. }

تحول درزمینه اخلاقی:

کودکان در ۴ تا ۱ سالگی، اصولا به حالتی خودمحورانه بازی می کنند. همچنین شناخت کمی در مورد بردن یا برنده شدن دارند و ممکن است بگویند من برنده شدم ، تو هم برنده شدی. پس از هفت سالگی، سعی می کنند قواعد متداول بازی را رعایت کنند و بر طبق آن قواعد برنده شوند.

قوانین برای آنها ثابت و غیرقابل تغییر است. آنها می گویند که قوانین را برخی افراد معتبر و قدرتمند یا خدا بنا نهاده اند و قوانین نمی توانند تغییر کنند، زیرا در آن صورت، بازی واقعی نخواهد بود.

سپس کودکان نسبی گرا تر می شوند و در می یابند که قوانین تنها به عنوان روش های مورد توافق برای بازی در نظر گرفته شده اند و دیگر آنها را مطلق یا ثابت فرض نمی کنند. اکنون آنها فکر میکنند که در صورتیکه همه افراد بازی موافق باشند، می توانند قوانین بازی را تغییر دهند.

پیاژه معتقد است این مفاهیم متفاوت درباره قوانین، دو نگرش اخلاقی اساسی را آشکار می سازد:

نخست اینکه، کودکان کم سن و سال تر واجد اخلاقی به نام دیگرپیروی اخلاقی دارند.

دومین نگرش اخلاقی که مربوط به کودکان بزرگتر است خودپیروی )خودمختاری ( است.

پیاژه معتقد بود که دیگرپیروی اخلاقی به خودمحوری وابسته است. کودکان قوانین را از چشم انداز منفرد نگاه می کنند که همان چشم انداز بزرگسالان قدرتمند است. دگرپیروی اخلاقی بعنوان شکلی از خودمحوری، در مقایسه با بازی های خودمحورانه که معمولا کودک در ۱سالگی بر آن فایق می آید، بسیار دیرتر ودر حدود ده سالگی از بین می رود.

مجموعا می توان گفت درطی تحول روانی، سه نوع اخلاق بروز می کند. اخلاق ناپیروی، اخلاق دیگرپیروی و اخلاق خودپیروی..

حافظه:

پیاژه درباره حافظه معتقد است که کودک آنچه را به او نشان می دهند به گونه ای به خاطر می آورد که آنرا فهمیده است ، نه به صورتی که دیده یا ادراک کرده یا بر اوتاثیر گذاشته است. کودک به زمان حال وفادار است نه به گذشته، او گذشته را به تبعیت از زمان حال بازسازی می کند

پیاژه: به وجود خاطرات محض اعتقاد ندارم خاطره ها همو اره مستلزم مقداری استنباط کم و بیش وسیع اند.

یادگیری:

تحول، جز مجموعه یا توالی یادگیری ها چیز دیگری نخواهد بود، اما نه اکتساباتی که برونزاد هستند.

شناخت در نظر پیاژه به تعاملهایی بین آزمودنی و شیء منجر می شود ولی روح نظریه های یادگیری نظریه هال در جهت تقلیل شناخت به نسخه های کنشی ساده است .

یادگیری در نظر پیاژه چنین بیان می شود:

ساختهای عملیاتی = یادگیری × برونسازی × درونسازی

در معنای وسیع، یادگیری مستلزم کسب ساختارهای شناختی عمومی است . این یادگیری به یادگیری اختصاصی معنی می بخشد. پس رشد، یادگیری را تبیین می کند نه برعکس. پیشرفت یادگیری به وضوح،تابع طراز تحول آزمودنی است.

هر معلم با شناختن مراحل تحول شناخت، که بر اساس ده ها سال پژوهش در نظام پیاژه مشخص شده اند، می تواند با در نظر گرفتن سن شاگردان خود، ظرفیت عقلی آنها را استنتاج کند و آموزش خود را با آنان سازش دهد .

پیاژه: گمان نمی کنم یک آموزش و پرورش جهان شمول وجود داشته باشد، چرا که هر جامعه، افکار اساسی و اعتقادات خود را درباره کودک و نحوه تربیت او دارد، اما آنچه وجه مشترک تمام نظامهای تربیتی است، کودک است؛ کودکی که در همه فرهنگها مراحلی از تحول را طی می کند که به رغم تسریعها یا تأخیرها، همواره دارای توالی ثابتی هستند.

اما آموزش می تواند در عین آزاد گذاردن کودکان، آنها را هدایت نماید. چنین آزادی هدایت شده ای به پرورش افرادی خلاق منتهی می شود

آموزش و پرورش و خلاقیت

آموزش گروهی، روشی ناموفق است. روش مناسب در آموزش، ارائه موارد درسی مناسب با سطح و طراز تحولی است.

در نظام آموزشی مورد نظر پیاژه، کودک بایستی فرصت عملی داشته باشد و بتواند بطور فعال در تعامل با محیط شرکت نماید.

در نظر پیاژه، هدف اصلی آموزش و پرورش، آفرینش و پرورش کودکان خلاق است.

برای ایجاد خلاقیت انسان هیچ چیز درباره زمینه ای که بدان مشغول است نخواند و فقط بعداً بخواند.

سرسخت بودن، روشی برای خلاقیت است

بایستی از فرصت طلایی دوره زندگی برای ایجاد خلاقیت استفاده کرد. در نظر او خلاق ترین دوره زندگانی انسان، بین تولد و ۳۹ ماهگی است.

پیاژه در کار تربیت، سرعت بیش از حد را سفارش نمی کند. او معتقد است که سرعت بیش از حد، از امکان باروری درونسازی بعدی می کاهد . هر کس ضرب آهنگ تحولی مخصوص به خود را دارد و به این ضرب آهنگ بایستی توجه نمود.

سوالات کنکوری از این بخش:

عامل اصلی تحول در نظریه پیاژه کدام است؟ ( ارشد ۹۳)

الف ) تعادل        ب) سازش        ج) تعادل جویی    د) رشد داخلی یا رسش

از نظر پیاژه کودکان مراحل تحولی را به ترتیب با چه سرعت و توالی طی می کنند ؟ (ارشد ۹۲)

الف) تحولی متفاوت-ثابت          ب) تحولی یکسان-ثابت     ج) تحولی یکسان-متغیر      د) تحولی متفاوت-متغیر

نقش عاطفه برای تحول چیست ؟ (ارشد ۹۱)

الف) کنش وری    ب) عقلی سازی    ج) ایجاد هیجان    د) انرژی دهندگی

مهمترین اصل در نظریه پیاژه که نقش عمده ای در شکل گیری مراحل دارد چیست؟ (ارشد ۸۹)

الف) تعامل فرد و محیط       ب) تسلط بر نمادها       ج) هماهنگی حسی و حرکتی          د) تقلید از دیگران

از نظر پیاژه تعادل جویی چه نقشی در رشد شناختی فرد دارد؟ (ارشد ۸۷)

الف) انعطاف پذیری         ب) تقویت کننده           ج) تعاملی                 د) ساختاری

هدف از رشد شناختی از دیدگاه پیاژه چیست؟ (ارشد ۸۷)

الف) انعطاف پذیری                 ب) تعادل جویی               ج) سازگاری              د) سازماندهیی

همچنین

سوالات ۵۷ و ۵۸ آزمون دکتری ۹۳

سوالات ۴۱ و ۴۲ آزمون دکتری ۹۲

سوالات ۳۴، ۳۵ و ۳۹ آزمون دکتری ۹۱

ّبرای مطالعه سایر نکات کنکوری هفتگی اینجا کلیک کنید

avatar
4 نظرات
4 پاسخ ها
0 دنبال کنندگان
 
مورد توجه واقع شده ترین نظر
نظرات پرطرفدار
4 نویسنده
mgسعید::مدیر سایت::ابراهیم نویسندگان نظرات اخیر
  اشتراک  
جدیدترین قدیمی ترین بیشترین رای
به من خبر بده
سعید
مهمان
سعید

سلام مجدد خدمت شما
منظورم کنکور ارشد هست.آخه خیلی از مطالب واقعا”نیازی به خوندنشون نیست چون تکراریند
درمورد dsmهم منظورم این بود که آیا باید هم کتابهای dsm4 وهم کتابهایdsm5آقای گنجی رو بخونیم؟
آخه خانم دکتر من کتابهای مدرسان و تستهای سالای قبل و خلاصه ها ومطالب شما وبعضی کتابهای مهم مثل فیرس وکتاب رشد وبالینی دکتر فرهنگی وزبان علیمحمدی و واژه ها وزیرنویس هارو خوندم البته دو کتاب آقای گنجی یعنی dsm5 دوجلدیش رو هم خوندم واحساس میکنم دیگه کافیه.
اگه راهنمایی دارید بفرمایید.راستی خانم دکتر می خوام که تا روز کنکور شما مشاورم باشید امکانش هست؟
به نظرتون دانشگاه تهران قبول میشم؟شرمنده زیاد حرف زدم.

mg
مهمان
mg

سلام ببخشید بعضیا کتاب رشد موسسه ساد را برای ۸۰زدن رشد توصیه میکنن؟شما از این کتاب خبر دارید و آیا تایید میکنید این کتابو؟؟

سعید
مهمان
سعید

سلام خانم دکتر
مطالب که فوق العاده هستند.واقعا”دستتون درد نکنه
آیا باید هم dsm4 وهم dsm5 رو بخونیم؟بیشتر منابع هم تو موضوعات مشترکن لازمه همشون خونده بشه؟
به نظر من کتابهای مدرسان وخلاصه های شما و تستهای سالای قبل برا تک رقمی شدن کافیه +چندتا از منابع مهم

ابراهیم
مهمان
ابراهیم

بسمه تعالی
خانم دکتر سلام و خدا قوت
بخاطر این روحیه به شما تبریک می گم و از خدای بزرگ موفقیت بیشتر شما را می خوام
جسارتا چطور میشه به مطالب قبلی ( هفته های قبل) دسترسی پیدا کرد؟
امکان پی دای اف هم هست؟
با تشکر