مصاحبه با رتبه 4 ارشد روانشناسی

مدیر سایت
22 تیر 1398
رتبه 1 کارشناسی ارشد روانشناسی
4.5/5 - (6 امتیاز)
آزمون کارشناسی ارشد روانشناسی

آزمون کارشناسی ارشد روانشناسی

لطف می کنید خودتون رو برای دوستان معرفی کنید.

به نام خدا. سید سعید نعیمی تاجدار هستم. رتبه 4 کنکور کارشناسی ارشد روانشناسی 98، و دو رقمی در 3 گرایش دیگه.

ورودی چه سالی و کدوم دانشگاه بودین؟

 ورودی 93 کارشناسی ارشد مهندسی مکانیک، دانشگاه صنعتی شریف تهران.

اولین قدمی که برداشتین برای شروع چی بود؟

اولین قدم، تحقیق در مورد خود رشته روانشناسی بود و بعد از اون هم جستجو برای پیدا کردن منابع و موسسه یا فردی که بتونه تو این مسیر بهم کمک کنه.

از اون جا که هر چی نگاه می کنم، می بینم تو سوال های بعدی تون هیچ حرفی از مشاور و موسسه نیاوردین، همین جا خدمت دوستان عرض کنم که بنده از اعضای طرح تبسم خانم دکتر خجوی در موسسه روان آموز بودم و تمامی برنامه ریزی، مشاوره و کلا تمام موارد مربوط به کنکور کارشناسی ارشد روانشناسی  بنده زیر نظر ایشون بوده و بیشترین کمک ممکن رو با همه امکانات موجود و کاملا دلسوزانه برای من و بقیه بچه ها انجام دادن که امیدوارم تونسته باشم پاسخ اعتماد و زحماتشون رو داده باشم.

 اولین سالی بود که کنکور می دادید؟ اگر نه. فکر می کنید مهم ترین اشتباهات قبلیتون چی بود که امسال تکرارش نکردید و از همون شروع حواستون بهش بود؟

پارسال در مهلت ثبت نام مجدد اسفند به اصرار یکی از دوستان شرکت کردم ولی به علت درگیری شغلی نتونستم بخونم و فقط زبان رو زدم که 95 درصد شد.

از ابتدا برنامه بلندمدت داشتین؟ میدونستین که با هر درس چطور میخواین رفتار کنین؟ کی مرور کنید و غیره؟

بله. از همون روز اول و دوره یک ماهه آزمایشی که سنجش اولیه رو از نحوه خوندن انجام دادیم، برنامه تقریبی و چشم انداز بلند مدت داشتم و در کنارش برنامه های حدودا 3 ماهه که به صورت هفتگی تقسیم بندی شده بود.

خوشبختانه به کمک مشاورم، دید خیلی خوبی از چگونه خوندن هر درس به دست آوردم؛ چون دیدگاه و سبک درس خوندن من مهندسی بود و خیلی مهم بود که اون رو در راستای متناسب با دروس علوم انسانی تنظیم کنیم. برنامه مرور هم دقیقا مثل برنامه مطالعه اولیه و با برنامه زمانی حساب شده تنظیم شده بود.

میدونیم که برنامه ریزی طی مسیر یک موضوع شخصی است و از فردی به فردی متفاوته. اما هر برنامه ریزی یک سری اصول مشخص داره. شما چه اصولی رو رعایت می کردید که فکر میکنید باعث موفقیت شما بود و باید به بقیه منتقلش کنیم؟

اتفاقا اگه عنوان هم نمی کردین، خودم قصد داشتم این موضوع رو عنوان کنم که سبک اختصاصی هر کس با بقیه متفاوته و باید طبق شرایط و ویژگی های خودش تنظیم بشه. متاسفانه خیلی از موسسات هنوز دارن برنامه ها و شیوه هایی که از چند سال پیش برای بعضی ها جواب داده، هر ساله و برای همه افراد به صورت یکسان پیاده می کنن که بسیار اشتباهه و حداقل کارایی رو داره.

مهم ترین فاکتور این بود که از اول، بنای برنامه مون، شناسایی ویژگی های من بود و در کنارش هر برنامه ای که از سوی مشاور عنوان می شد، اگه مخالفتی داشتم عنوان می کردم و با انعطاف پذیری ایشون کاملا با هم بحث می کردیم و به یه نتیجه و سبک مشترک می رسیدیم و همین باعث شد بازدهی مطالعه من چند برابر بشه.

زمان آزاد شما برای درس خوندن چه طور بود و چطور تنظیم کردید که مطالعه منظم صورت بگیره؟ فکر میکنید برای حفظ نظم برنامه مهمترین اصل چیه؟

حدود یک ماه بعد از شروع مطالعه، از شغلم استعفا دادم تا بتونم وقت بیشتری برای درس خوندن بذارم. به هر سختی ای بود خوابم رو تنظیم کردم تا صبح زود برم کتابخونه و شبا زود بخوابم. در تابستون میانگین 4 ساعت در روز، پاییز 5تا6، زمستون و بهار 8،7 و دو هفته آخر تقریباروزی 10 ساعت می خوندم.

مهم ترین عوامل برای حفظ نظم برنامه، عادت به برنامه روتین در کنار تعداد ساعات مطالعه منطقی (نه الزاما زیاد) و همین طور اختصاص دادن وقت برای استراحت و ورزش و تفریحه که حتی خود من برخی اوقات به زور و اصرار مشاور عزیز، مجبور به استراحت اجباری می شدم. 

لیست منابع یکی از مهمترین چیزهایی هست که برای مطالعه از ابتدا مشخص می کنیم. شما چه منابعی رو مطالعه کردین و نظرتون درباره هر کدوم از منابع چی هست؟

قبل از گفتن منابع هر درس، در جواب دوستانی که ممکنه فکر کنن دارم تبلیغ خاصی می کنم باید عرض کنم این ها منابعی بود که خوندم و واقعا و صادقانه در کسب نتیجه من تاثیر عِلّی و مستقیم داشتن؛ البته اونایی رو که تو پرانتز می گم هم خوندم ولی الزاما برای خوندن سایرین توصیه نمی شن.

زبان: به علت خوب بودن زبانم از قبل، شکر خدا نیازی به مطالعه منبع خاصی نداشتم و در حد چند صفحه فنون درک مطلب رو خوندم که خیلی ها اشاره کردن بهش ولی منبع اصلیش کتاب تافل براون هست و یه نگاه کوتاه هم به تافل آی بی تی انداختم؛ غیر از اون کتاب 504 واژه رو هم که سال ها قبل خونده بودم مجددا مرور کردم و متون روانشناسی سال های قبل رو می خوندم و تمامی کلمات جدید رو به صورت فلش کارد (نه فلش کارت) می نوشتم و طبق جعبه لایتنر مرور می کردم. البته امسال سوالات سخت و سلیقه ای بودن و عملکرد خودم هم سر جلسه خوب نبود.

آمار و روش تحقیق: یک بار کتاب مدرسان و بعد از اون کتاب آمار روان آموز همراه با جزوه خلاصه خودم؛ روش تحقیق رو هم فقط مدرسان رو مرور می کردم.

آسیب شناسی روانی: 2جلد کتاب گنجی-2جلد روان آموز (چندین بار)- جزوه 40 صفحه ای خلاصه نموداری و شب امتحانی خودم. (تکمیلی: خلاصه بارلو، بخش های منتخبی از کاپلان و عطش سیری ناپذیر برای پیدا کردن نکات جدید از هر کتاب دیگه ای).

کودکان استثنائی: کتاب گنجی- کتاب کودکان روان آموز (چندین بار)-جزوه خلاصه خودم. (تکمیلی: زدت تست های ارشد و دکتری تخصصی کودکان استثنایی سال های اخیر).

روانشناسی رشد: نظریه های رشد کرین- 2جلد رشد روان آموز که تعهد می دم جلد2ش (نظریه ها) بهترین مجموعه موجود تا امروزه- جزوه خودم. (تکمیلی: نگاه گذرا به مدرسان و چند فصل از منصور)

علم النفس: مدرسان-خلاصه دستنویس کجبافِ خانم میوه ور- ماه آخر هم یک دور کتاب روان آموز، ولی مرورهام از روی مدرسان بود. درصد کم این درس به خاطر عملکرد بد خودم بود.

روانشناسی بالینی: فیرس، فیرس، فیرس (حداقل 5بار)- کتاب مدرسان- خلاصه پروچاسکا- خلاصه کرامر- جزوه خودم. (تکمیلی: خلاصه شفیع آبادی- خلاصه کُری- خلاصه قسمت هایی از مارنات- نیم نگاهی به کتاب های موسسات دیگه).

روانشناسی فیزیولوژیک و انگیزش و هیجان: هر دو فقط کتاب های روان آموز (همراه با جزوه انگیزش و هیجان خودم) که باز تعهد می دم کتاب فیزیولوژی این موسسه بهترین مجموعه حال حاضره و من نوروسایکولوژی دکتری 98 رو با همین کتاب 61 درصد زدم و درصدی که تو کنکور کارشناسی ارشد روانشناسی کسب کردم واقعا ناجوانمردانه بود.

در درس خاصی ضعیف بودید؟ و برای این درس چه کردید؟

شکر خدا در درس هایی که دل خوشی ازشون نداشتم هم متوسط بودم، مثل رشد؛ و راه حل هم خوندن چند باره ی هایلایت ها و خلاصه نویسی دقیق بود که بهتر شد و حتی در آخرین آزمون مدرسان هم این درسو 100 زدم ولی سر جلسه کنکور کارشناسی ارشد روانشناسی به علت استرس، پنجاه پنجاه هام اشتباه در اومد و درصدش کم شد.

نقطه قوت شما در چه درسی بود؟ این نقطه قوت چه طور به وجود اومده بود و برای بهره گیری بهتر از این نقطه قوت چه کردید؟

بدون شک درس های زبان و آمار نقاط قوت من بود و زبان طی سال ها به دست اومده بود و آمار هم با وجود این که جزو درس های رشته خودم نبود ولی به علت عشق فراوون به ریاضی برام خیلی شیرین و ساده بود. برای تقویت هر دوش سعی می کردم بیشتر تست بزنم؛ مخصوصا تست های دکتری آمار. بین تخصصی ها هم علاقه خاصی به درس آسیب داشتم و از بهترین درصدهام بود در همه آزمون ها.

برای مرور منظم درس ها از چه روشی استفاده می کردید؟

جدیدا خیلی بحث در مورد روش ابینگهاوس زیاد شده و قطعا موثر ترین روش هست اما طبق بررسی ای که ما کردیم، برای مرور های ماه های آخر که تعداد و حجم دروس زیاد می شه، حفظ برنامه ش خیلی سخت تره؛ پس ما مقداریش رو با برنامه ریزی انجام دادیم و در کنار اون نوشتن جزوه های خلاصه خودم خیلی بهم کمک کرد؛ به طوری که ماه های آخر جزوه های خودم رو می خوندم که یه جورایی شب امتحانی بود و تقریبا تمام نکات کتاب هایی که خونده بودم، حتی تکمیلی ها و همین طور همه نکات جدید آزمون های ارشد و دکتری وزارت علوم و بهداشت و آزمون های آزمایشی موسسات (مجموعا حدود 75 آزمون رسمی و غیر رسمی سال های مختلف، حتی آزمون های تعاونی سنجش که دیگه برگزار نمی شه) رو داشت و یه طوری بود که دو ماه آخر فقط همونا رو می خوندم که کم هم نبود و حدود 150 برگه آ چهار با خط ریز، خود جزوه ها و 30 صفحه هم نکات برگزیده آزمون ها بود.

چه مسایلی طی راه برای شما پیش میامد که شما رو خسته یا ناامید کنه؟ با این فکرها و مسایل چکار می کردید؟

خب همین تغییر رشته ای بودن و وزنه ای به نام معدل پایین که به پای من بسته شده بود خیلی وقتا باعث کم شدن انگیزه می شد؛ معدل کارشناسی بنده 13.24 بود و چون دانشگاه صنعتی بودیم و رشته روانشناسی نداشتیم تو دانشگاه، حتی ضریب هم نخورد؛ این جا نقش مشاور خیلی پر رنگ می شه که من رو همیشه دلگرم می کردن که با زبان و آمار می شه معدل رو جبران کرد و شکر خدا همین اتفاق هم افتاد.

غیر از اون هم خیلی وقت ها می شد که دلسرد بشم ولی رفتن به حرم آقا امام رضا (ع) [روان آموز: جالبه که به طور اتفاقی زمان انتشار این مصاحبه هم زمان است با شب میلاد امام رضا]، فکر کردن به هدف و صحبت با دوستان، من رو آروم می کرد؛ و چون می دونستم شرایطش رو ندارم که یه سال پشت کنکور کارشناسی ارشد روانشناسی بمونم، باز انگیزه م تجدید می شد.

آیا جایی آزمون آزمایشی میدادین و اگر میدادین نتایجش و فیدبکی که ازش میگرفتین چطور بود؟

بله. آزمون های مدرسان رو شرکت می کردم و برنامه ریزی م هم طبق همونا بود؛ البته اولویت با برنامه خوندن دروس بود، نه صرف این که به هر قیمتی به مباحث آزمون ها برسم؛ حتی در چند مورد مباحثی بود که تازه بعد از آزمون آزمایشی می خوندم؛ منتهی با برنامه و اطلاع قبلی. بازخوردی که به همراه مشاورم می گرفتیم ، یه آنالیز فوق العاده دقیق بود که حتی توی کانال روان آموز هم نمونه ش گذاشته شد و حتی با عدد و رقم مشخص می کردیم که چقدر از اشتباهات به خاطر عملکردم سر جلسه بوده و چه میزان هم نقص مطالعه بوده و طبیعتا برای آزمون های بعد اصلاحش می کردیم.

فکر می کنید برجسته ترین ویژگی یا ویژگی هایی شخص شما که در موفقیت شما موثر بوده چه چیزهایی هست؟

بعد از مباحث معنوی و روحیه مثبت، شاید انگیزه شدید رسیدن به پایان راه بود که من رو جلو می برد؛ در واقع می دونستم که هیچ چاره ای جز انجام همه تلاشم ندارم و می خواستم همه تلاشمو کرده باشم تا اگه خدایی نکرده نتیجه خوب نشد، عذاب وجدان نداشته باشم و حتی بعد جلسه کنکور کارشناسی ارشد روانشناسی و حال بدی که داشتم، باز هم دلخوشی م این بود که شکرخدا اگه برگردم هیچ کار جدیدی نیست که بخوام انجام بدم.

به جز نتیجه ای که در کنکور کسب کردید، فکر می کنید این مطالعه و دوره چندماهه که صرف کنکور

کارشناسی ارشد روانشناسی  کردید چه چیزهایی به شما یاد داد؟

واقعا فارغ از نتیجه، (دوستان نزدیک من می تونن این حرف منو تایید کنن که) با وجود این که فکر می کردم خراب کردم ولی همین که تونستم چند ماه روی یک کار متمرکز باشم و تقریبا درست انجامش بدم خیلی حس خوبی بود؛ هر چند اگه نمی تونستم رتبه خوبی بیارم، احتمالا مسیر زندگی م رو در جهت دیگه ای دنبال می کردم ولی درس خوبی بود و مثال خوبی برای بقیه چالش های زندگی بود؛ این که برای هر چیزی برنامه ریزی داشته باشی، این که اگه تو حوزه ای تخصص کافی نداری از اهلش مشورت بگیری، این که رو نقاط ضعف و قوتت کار کنی، این که توکلت به خدا فقط در حد شعار نباشه (که برای من متاسفانه بیشتر این طوری بود)، این که طبق قواعد بازی کنی و نتیجه رو بسپری به همونی که گفته “تو تلاش کن، نتیجه ش با من”.

چه کسانی را بیش از همه در موفقیت خودتون موثر می دونید؟

بیش از همه چیز و واقعا بدون اغراق و قصد ریا می گم که حقیقتا لطف خدا شامل حال من شد، هر چند بنده خوبی نبودم ولی خودش بهم توان داد تا بتونم مسیر رو طی کنم. بعد از اون از پدر و مادرم و خانواده عزیزم تشکر می کنم که تو این چند ماه که خیلی هم سخت بود، من رو حمایت کامل کردن و نذاشتن دلسرد بشم.

و در بحث تخصصی و فنی، فروتنانه عرض می کنم که اگه زحمت ها و راهنمایی های خانم دکتر خجوی نبود، هررررررگز (به همین غلیظی) نمی تونستم به چنین رتبه ای فکر کنم و واقعا خواهرانه و دلسوزانه بدون هیچ توقع و چشم داشتی همه ی اون چه رو که در توانشون بود، گذاشتن و حتی از خودمم بیشتر بهم اعتماد داشتن و حتی قبل از اومدن نتایج، بهم پیشنهاد همکاری دادن که برام خیلی ارزشمند بود و اثبات کردن رتبه فقط یه عدده. به حدی راهنمایی های ایشون برام مفید بود که ماه های آخر حتی از خیلی دوستان دیگه جلو افتادم و الحمدلله فاصله محسوسی حتی به عنوان یک تغییر رشته ای برام ایجاد شد.

ممنونم از وقتی که برامون گذاشتین. اگر سوالی بوده که من نپرسیدم یا سخنی که خودتون دوست دارین بگین ما می شنویم.

خواهش می کنم؛ فقط می خواستم خطاب به دوستان عرض کنم که علاوه بر تمام چیزهایی که گفته شد، همچنان مهم ترین عامل موفقیت، تلاش و کوشش خود آدمه و هر چند بقیه موارد هم مهمه ولی هزینه کردن برای مشاور، موسسه، کلاس، آزمون و جزوه های گرون، فقط و فقط صفر هایی هستند که جلوی عدد “یک” میان و چنانچه عدد یک که متعلق به تلاشه وجود نداشته باشه یا کمتر از یک باشه، خیلی کمرنگ می شن.

من خودم هم ان شاءالله اگر توانش رو داشته باشم، تو بحث مشاوره و تدریس و تالیف وارد می شم ولی صادقانه به همه می گم، این ها فقط فرعیات هست و تا تلاش خود آدم نباشه، فقط کلی هزینه می مونه رو دستتون؛ مخصوصا حواستون به پکیج های گرون قیمت باشه. من خودم چون محدودیت مالی داشتم، خدمات گلچین شده ای رو از هر نظر و با تخفیف دریافت کردم ولی این حق شماست که بین موارد مختلف انتخاب کنین و جوری باشه که اگه وسط کار خواستین مثلا تغییر رویه بدین، هزینه اضافی ای رو از قبل پرداخت نکرده باشین. و به عنوان آخرین جمله م در این بخش، دو بیت آخر شعری که چند ماه پیش بعد از رتبه سه رقمی و حال بد در یکی از آزمون های مدرسان سرودم رو می گم؛ البته توجه داشته باشین که این “قله” مربوط به هدف هایی بسیار بزرگ تر ازکنکور کارشناسی ارشد روانشناسی  و دانشگاه هست واین ها همه وسیله ن.

وقتـی دِگـر نمـانده، نـایی بـرای رفتـن  

آن قدر راه باید، تا از نفس فِتادن

پایان قصه این است: در جستجوی آمال  

یا بر فرازِ قله، یا زیرِ دستِ غَسّال

ما یک جمله اخر مصاحبه ها از دوستان به یادگار میگیریم. شما چه جمله ای رو برای ما یادگار میگذارید.

این جمله رو اسفند ماه گذاشتم رو پروفایلم:

“یه جوری بجنگ که حتی اگه به هدف هم نرسیدی، جنازه تو نزدیک قله پیدا کنن؛ نه تو کوهپایه…”

کارشناسی ارشد روانشناسی

 

مصاحبه با رتبه های برتر کنکور کارشناسی ارشد روانشناسی در اینجا بخوانید .

نظرتون رو برای ما کامنت کنید کمتر از ۳۰ دقیقه از ما پاسخ دریافت کنید
اشتراک
به من خبر بده
1 دیدگاه
Inline Feedbacks
مشاهده همه نظرات

آفرین برشما و تلاش و همت تان

مطالب مرتبط

دکتری روانشناسی

مصاحبه با ابراهیمی رتبه2 دکتری روانشناسی

مصاحبه با رتبه های برتر کنکور برای ما باعث افتخار هست که برای دومین بار در مجموعه روان ...
مدیر سایت
10 اردیبهشت 1395

پاسخ تشریحی کنکور 1399

 پاسخ تشریحی کنکور 1399 دانلود دفترچه سوالات 99 دانلود دفترچه سوالات  98   دانلود پاسخ تشریحی درس رشد آزمون  ...
مهدیه رجبی
25 مرداد 1400
دکتری روانشناسی

مصاحبه با زینب شهاب زاده رتبه۵۳ ارشد بالینی

لطف میکنید خودتون رو برای دوستان معرفی کنید و چه رتبه ای در کنکور ارشد روانشناسی داشتید؟ سلام، ...
sadaf
18 مرداد 1398