مستوری و مستی – فاطمه بهاء
مستوری و مستی (رمان رواندرمانی-1)
| نویسنده | فاطمه بهاء |
|---|---|
| مترجم | - |
| ناشر | انتشارات ارجمند |
| ویراستار | - |
| تعداد صفحه | 184 |
| شابک | 978-600-200-519-9 |
| نوع جلد | شومیز |
| قطع | رقعی |
| نوبت و تاریخ چاپ | چاپ اول، 1395 |
ملاک بهروز بودن کتاب «ویراست» آن است، نه صرفاً سال چاپ. سال چاپ تنها بیانگر تجدید انتشار از روی همان فایل قبلی است و تغییری در محتوا ایجاد نمیکند؛ در حالیکه ویراست جدید نشاندهندۀ بازبینی و بهروزرسانی علمی کتاب است.
موجودی کتابها در روانآموز واقعی و قطعی است؛ هر کتابی که در سایت موجود است، در انبار نیز موجود بوده و بلافاصله پس از ثبت سفارش، وارد مرحله بستهبندی و ارسال میشود و طی ۲ تا ۵ روز کاری تحویل خواهد شد.
توضیحات
معرفی کتاب مستوری و مستی
کتاب مستوری و مستی اثری در ژانر رمان روانشناسی است که توسط انتشارات ارجمند منتشر شده است. این رمان که در سیزده فصل تنظیم شده، داستانی چندلایه و درعینحال عمیق را روایت میکند؛ تجربههای هیجانی دو مادر که در نقطهای از مسیر زندگی با یکدیگر تلاقی میکنند تا مفاهیم عشق، مادری و درمان درون را از زاویهای متفاوت بازنمایی کنند.
در این کتاب، نویسنده با نثری لطیف و تحلیلی، مرز میان ادبیات و روانشناسی را از میان برمیدارد. او در قالب یک روایت داستانی، ذهن خواننده را به تأملی دربارۀ تعارضهای عاطفی، رنجهای پنهان و ریشههای هیجانی رفتار انسان دعوت میکند. شخصیت اصلی رمان، «خانم طریقت پور» است، روانشناسی مذهبی و اهل قلم که همزمان در سه مسیر حرکت میکند: تحلیل روانشناختی خویش، توسل و اتصال به خداوند و ثبت و نوشتن تجربههای درونی خود. این سه مسیر درهمتنیده، ساختار محتوایی رمان را شکل میدهند.
زبان اثر فارسی و نثر آن، در عین سادگی، سرشار از معنا و لایههای روانشناختی است. نویسنده با بهرهگیری از عناصر ادبی و شیوههای خودافشاسازی و دروننگری، تجربههایی را به تصویر میکشد که هم برای خوانندۀ عام آشنا و هم برای روانشناسان و دانشجویان رشتههای مرتبط الهامبخش است. در پایان کتاب، نویسنده ما را با پرسشی تأملبرانگیز رها میکند: آیا نوشتن و بازگوکردن زخمها میتواند خود شکلی از درمان باشد؟
آنچه کتاب مستوری و مستی را ویژه میکند، پیوند هوشمندانۀ ادبیات و روانشناسی است؛ نویسنده با مهارت، تجربههای هیجانی دو مادر را در بستری شاعرانه به هم میدوزد و از خلال داستان، مفهوم درمان از راه نوشتن را زنده میکند. این رمان برای کسانی که به دنبال درک عمیقتری از عشق، رنج و شفای درون هستند، تجربهای بهیادماندنی خواهد بود.
مستوری و مستی تنها یک رمان نیست؛ آیینهای است که در آن میتوان زوایای پنهان روان را دید، با دردها روبهرو شد و شاید راهی برای آشتی با خویشتن یافت.
اگر به رمانهایی علاقهمندید که اندیشۀ شما را درگیر کنند و در پایان هر فصل احساسی تازه از درک و رهایی به شما ببخشند، خرید کتاب مستوری و مستی فاطمه بهاء تصمیمی شایسته برای شما خواهد بود. قیمت این کتاب در نشر روان آموز با تخفیف ویژه برای علاقهمندان درنظر گرفته شده است. خواهشمندیم پس از مطالعۀ آن نظرات ارزشمند خود را در همین صفحه با ما به اشتراک بگذارید.
کتاب مرتبط: مراجعی که مرا تغییر داد اثر جفری کاتلر
این کتاب برای چه افرادی مناسب است؟
این کتاب برای طیف گستردهای از مخاطبان قابل استفاده است:
دانشجویان روانشناسی و رشتههای مرتبط میتوانند از آن برای آشنایی با کاربرد مفاهیم روانشناسی در قالبی ادبی بهره ببرند و درک عینیتری از فرایند خودکاوی و درمان به دست آورند. روانشناسان و درمانگران نیز به دلیل روایت داستان از منظر یک روانشناس و وجود نمونهها، تکنیکها و تأملات درمانی متعدد، محتوای کتاب را غنی و الهامبخش خواهند یافت. علاوه بر این، مخاطبان عامی که به دنبال رمانی تأثیرگذار با درونمایههای عاطفی و معنوی هستند، میتوانند از خلال روایت داستان با مفاهیم عمیق انسانی ارتباطی ملموس و ماندگار برقرار کنند.
توضیحات تکمیلی
کتاب مستوری و مستی روایتی است از تقابل درون و بیرون انسان؛ جایی که هیجان، ایمان و عقل در میدان کارزار روح با هم تلاقی میکنند. فاطمه بهاء، نویسندۀ کتاب و دارای کارشناسی ارشد روانشناسی عمومی، فردی دغدغهمند در پیوند میان روانشناسی و ادبیات است. او با نگاهی ظریف و عمیق، به زبانی شاعرانه و درعینحال تحلیلی دست یافته است. انتشارات ارجمند نیز که سابقۀ درخشانی در چاپ آثار تخصصی و علمی روانشناسی دارد، با انتشار این رمان نشان داده است که همچنان در پی پیوند میان علم و هنر و انتقال مفاهیم روانشناختی به زبانی ادبی و قابلدرک برای همگان است.
بریده ای از کتاب مستوری و مستی انتشارات ارجمند
قبل از اینکه خود را معرفی کنم، سعی کردم چهرهاش را که فقط چند ثانیه به سمت من چرخیده بود، در ذهن خود تجسم کنم. بیش از هر چیز، ابروهای مشکیِ نسبتاً پرپشتش را به یاد میآوردم که اخم او را جدیتر جلوه میداد. به نظرم میآمد که چشمهایش مشکی یا قهوهای باشد.
مجموعۀ اجزای چهرهاش، مانند خیلی از جوانهای همین سنوسال، ورود تازه به دنیای بزرگسالان را نشان میداد: عبور کردن از دنیای پرتلاطم و ابهامهای هویتی نوجوانی و اوایل جوانی و وارد شدن به دنیای دشوار و واقعگرایانۀ مسئولیتهای بزرگسالی؛ برههای سرشار از نظریه و تهی از تجربه. اما آنچه در ذهن من نقش بست، فقط یک کلیشه بود و نه یک انسان واقعی.
در حالی که من همیشه بر این باور بودهام که هر انسانی – حتی یک بیمار روانی با تشخیص و برچسبی خاص – یک سرزمین متفاوت و منحصربهفرد و نیازمند به اکتشاف است.
در اینجا، من مسیر اکتشاف را با معرفی خود آغاز کردم:
من، طریقت پور، مشاور بیمارستان هستم. شما هم آقای شهاب داورپناه هستین، درسته؟
[البته جوابی نشنیدم، بنابراین، ادامه دادم:] امیدوارم بتونیم ارتباط خوبی برقرار کنیم و من بتونم کمکی بکنم.
شهاب سرش را برنگرداند. با وجود این، من که کنار تخت ایستاده بودم، با حرکت عضلۀ سمت راست کنار دهانش که از آن زاویه برایم مشهود بود متوجه شدم که او ژست نفرت و تهوع را گرفته است! یک لحظه فکر کردم که شاید میتوانستم جملۀ بهتر و تأثیرگذارتری بیان کنم. اما نه؛ به طور حتم، خلق او در آن لحظه حتی بهترین جملات “راجرز” و “اروین یالوم” را هم پس میزد!
لااقل این فکری بود که در آن زمان اعتمادبهنفس مرا تا حدی بازگرداند! شاید تنها هوشیاری و زیرکی من در آن روز این بود که متوجه شدم این بیمار کسی نیست که با یک جلسه و فقط استفاده کردن از یک “تکنیک دربازکن” بهراحتی بتوان با وی ارتباط برقرار کرد.
میبایست به او فرصت میدادم تا هر زمان که خود آمادگی دارد، به من رخصت این کار را بدهد. معهذا نتوانستم روش شخصیام در صمیمی شدن – یا بهتر بگویم، در زود صمیمی شدن – را در مقابل او تغییر بدهم. بنابراین جملۀ همیشگیام را گفتم و سپس خداحافظی کردم.
شهاب جان!… ببخشید، من به طور معمول زود صمیمی میشم و کلمات “آقا” و “خانم” رو فاکتور میگیرم. البته اگر شما خوشت نیاد، میتونم برای شما استثنا قائل بشم!
[سعی کردم به گونهای صحبت کنم که متوجه لحن شوخیام بشود]
به هر حال، شهاب جان، خوشحال شدم که دیدمت. امیدوارم این دیدار بابِ خوبی برای ارتباط و گفتوگوی بعدی ما باشه.

