دکتر باربارا فردریکسون کیست؟
دکتر باربارا فردریکسون (Barbara Fredrickson)، استاد برجستۀ روانشناسی در دانشگاه کارولینای شمالی در چپل هیل و مدیر آزمایشگاه احساسات مثبت و فیزیولوژی روانی (PEP Lab)، از پیشگامان حوزۀ روانشناسی مثبت گرا به شمار میرود. دکتر فریدریکسون نظریهای طراحی کرد که نگاهی کاملا متفاوت به جریان احساسات مثبت و تأثیر آن بر سلامت روح و روان دارد.
بیوگرافی دکتر باربارا فردریکسون
باربارا فردریکسون در ۱۵ ژوئن ۱۹۶۴ در ایالت مینهسوتای آمریکا به دنیا آمد. علاقهمندی عمیق او به روانشناسی، مسیر تحصیلیاش را از همان ابتدا شکل داد. او مدرک دکترای روانشناسی خود را از دانشگاه استنفورد در سال ۱۹۹۰ دریافت کرد و پس از آن، دورۀ پستدکترای خود را در زمینۀ رفتار سازمانی در دانشگاه برکلی کالیفرنیا در سال ۱۹۹۲ به پایان رساند.
ایشان با ارائه نظریه گسترش و ساخت (Broaden-and-Build Theory) سهم مهمی در رشد روانشناسی مثبتگرا داشته است. این نظریه بیان میکند که انواع احساسات مثبت نهتنها باعث بهبود لحظهای خلقوخو میشوند، بلکه در بلندمدت نیز به گسترش دامنۀ آگاهی، افزایش انعطافپذیری ذهنی و ارتقای ظرفیتهای شناختی و اجتماعی افراد کمک میکنند. یافتههای او نشان میدهند که تجربۀ مداوم احساسات مثبت، بنیانهای روانی و رفتاری سالمتری برای مقابله با چالشهای زندگی ایجاد میکند.
برای نمونه، دکتر فردریکسون در مقالۀ معروف خود با عنوان «احساسات مثبت چه فوایدی دارند؟» (?What Good Are Positive Emotions) به معرفی مدلی نوین از نقش و کارکرد عواطف پرداخته است. او در این مقاله توضیح میدهد که احساساتی مانند شادی، عشق و علاقه، صرفا واکنشهایی زودگذر نیستند، بلکه نقشی کلیدی در تنظیم هیجان و گسترش منابع روانی ایفا میکنند.
نظریۀ بسط و ساخت او، چشماندازی تازه به روانشناسی مثبتگرا بخشیده و مسیر تحقیقات بسیاری را در این حوزه شکل داده است. همین نوآوری و تأثیرگذاری سبب شد که فردریکسون بهعنوان یکی از چهرههای برجستۀ روانشناسی معاصر شناخته شود و جوایز متعددی را از سوی انجمنهای علمی معتبر، از جمله انجمن روانشناسی آمریکا (APA)، دریافت کند.
جوایز و مسئولیت های آکادمیک دکتر فردریکسون
برخی از جوایز دریافتی او عبارتاند از:
- جایزۀ تمپلتون در روانشناسی مثبت از سوی انجمن روانشناسی آمریکا در سال ۲۰۰۰
- مدال طلای کریستوفر پترسون از سوی انجمن بینالمللی روانشناسی مثبتگرا در سال ۲۰۱۳
- جایزۀ تانگ به دلیل دستاوردهای روانشناسی از سوی بنیاد تانگ در سال ۲۰۱۷
دکتر باربارا در حال حاضر ریاست انجمن بینالمللی روانشناسی مثبتگرا را بر عهده دارد و بهعنوان استاد در دانشگاه کارولینای شمالی در چپل هیل به تدریس و انجام پژوهشهای تخصصی در حوزۀ هیجانها، روابط انسانی و روانشناسی مثبت مشغول است. علاقهمندان برای ارتباط با ایشان میتوانند از طریق نشانی ایمیل blf@unc.edu
اقدام کنند یا با مراجعه به وبسایت رسمی آزمایشگاه احساسات مثبت و فیزیولوژی روانی به نشانی زیر، از تازهترین فعالیتها و تحقیقات او مطلع شوند: peplab.web.unc.edu
مقایسه باربارا فردریکسون و مارتین سلیگمن
باربارا فردریکسون و مارتین سلیگمن هر دو از چهرههای اثرگذار روانشناسی مثبت گرا هستند، اما نقش و تمرکز علمی آنها تفاوتهایی اساسی دارد. سلیگمن بیشتر بهعنوان بنیانگذار این جریان شناخته میشود؛ او با معرفی چارچوبهای کلان مانند مدل شکوفایی و نظریۀ خوشبینی آموختهشده، مسیر شکلگیری این سبک روانشناسی را هموار کرد و آن را بهصورت رسمی وارد ادبیات علمی روانشناسی نمود. در مقابل، باربارا بهعنوان یکی از مهمترین پژوهشگران این حوزه، تمرکز خود را بر بررسی علمی احساسات مثبت گذاشته است.
به بیان ساده، اگر مارتین سلیگمن را معمار اصلی روانشناسی مثبتگرا بدانیم، فریدریکسون یکی از برجستهترین دانشمندانی است که سازوکارهای درونی این رویکرد را با پژوهشهای دقیق و تجربی تبیین کرده است.
مارتین سلیگمن که از او با عنوان پدر روانشناسی مثبت گرا یاد میشود، دربارهٔ فردریکسون و کتاب مثبت گرایی گفته است: «نخستینبار که سخنرانی بارب فردریکسون را شنیدم، روانشناس برجستهای که کنارم نشسته بود گفت: “این همان کار اصیل است!” این کتاب، درست مانند خود بارب، اثری اصیل است؛ ترکیبی سنجیده از علم معتبر و توصیههای خردمندانه دربارهٔ اینکه چگونه میتوان شادتر زندگی کرد. باربارا فردریکسون نابغۀ جنبش روانشناسی مثبتگراست.»
کتاب های باربارا فردریکسون
دکتر فردریکسون کتاب های روانشناسی مثبت زیادی تألیف کرده است که برخی از آنها شامل موارد زیر میشود:
1- مثبتگرایی؛ چگونه به زندگی شور و نشاط بیشتری ببخشیم: این کتاب در دوازده فصل، به بررسی راهکارهای مؤثر برای ایجاد تغییرات مثبت در زندگی و ارتقای کیفیت آن میپردازد. هدف اصلی آن، یاریرساندن به مخاطبان در مسیر خودشناسی و ساختن نسخهای بهتر و کارآمدتر از خویشتن است.
2- عشق والا: این نویسنده در این کتاب با نگاهی علمی و عمیق به روانشناسی عشق میپردازد. از دیدگاه او، عشق صرفا یک احساس گذرا نیست، بلکه نیرویی قدرتمند با ظرفیت درمانی برای ذهن و روان است. مخاطب در جریان مطالعۀ این اثر درمییابد که عشق پدیدهای بنیادین است که نمیتوان آن را دستکم گرفت و در عین حال با راهکارهایی کاربردی برای پرورش و تقویت عشق در زندگی روزمره آشنا میشود.
3- کار، عشق یا بازی؟ استفاده از عواطف مثبت در زندگی
بازی کردن راهی برای متمرکز بودن، تخلیۀ هیجان، فرار از آسیبهای روانی و خاطرات تلخ است که خاصیت درمانی دارد. باربارا فردریکسون و لنور تر در این کتاب، بازی را یک ضرورت، یک نیاز برای انسان میدانند و در فصلهای مختلف آن، به تفاوتهای بازی میان دختران و پسران، تحقیقات و مثالهای پیدرپی برای تأثیرات درمانی بازی و حتی تمریناتی برای افزایش تمرکز پرداختهاند.
پژوهش های دکتر فردریکسون
این روانشناس مثبت گرا بیش از ۱۰۰ مقاله و پژوهش کار کرده است. برخی عناوین مقالات دکتر فردریکسون عبارتاند از:
- Positive emotions speed recovery from the cardiovascular sequelae of negative emotions (احساسات مثبت به بهبودی عواقب احساسات منفی و بیماری قلبی و عروقی سرعت میبخشند.)
- Response styles and the duration of episodes of depressed mood (سبکهای پاسخ و مدت زمان خلق افسرده)
- What good are positive emotions? (احساسات مثبت چه فوایدی دارند؟)