اسکیزوفرنی چیست؟ (علل، علائم و راه های درمان)
اسکیزوفرنی یا شیزوفرنی (Schizophrenia)، یکی از پیچیدهترین و درعینحال شناختهشدهترین اختلالات حوزۀ سلامت روان است که معمولاً از سالهای جوانی آغاز میشود و میتواند بر نحوۀ فکر کردن، احساس کردن و رفتار فرد تأثیری عمیق بگذارد. این اختلال اغلب با نشانههایی مانند توهم، هذیان، آشفتگی در تفکر و تغییر رفتاری همراه است و زندگی شخصی، اجتماعی و خانوادگی او را تحت تأثیر قرار میدهند.
فرد مبتلا ممکن است صداهایی بشنود که دیگران نمیشنوند، باورهایی را تجربه کند که با واقعیت همخوانی ندارند. بااینحال، شناخت علمی این اختلال نشان میدهد که اسکیزوفرنی شرایطی پیچیده است که با تشخیص بهموقع و درمان مناسب میتوان آن را مدیریت کرد. در این مقاله، با نگاهی علمی و درعینحال قابلفهم، به بررسی ابعاد مختلف این اختلال میپردازیم؛ از علائم اولیه و علل شکلگیری آن گرفته تا جدیدترین رویکردهای درمانی.
اختلال اسکیزوفرنی چه علائمی دارد؟

علائم اسکیزوفرنی بر اساس نظریههای مختلف به دستهبندی های متفاوتی تقسیم میشوند. شناخت این علائم برای تشخیص بهموقع و شروع درمان اهمیت زیادی دارد، و درمان زودهنگام میتواند در بهبود کیفیت زندگی و عملکرد اجتماعی فرد نقش مهمی ایفا کند.
طبقهبندی علائم این اختلال به صورت اولیه و ثانویه در DSM-5-TR حذف شده است. چراکه تحقیقات جدید نشان دادند که علائم اشنایدری چندان مختص به اسکیزوفرنی نیستند. پس درنتیجه این طبقهبندی تاریخی است و در نظامهای تشخیصی معاصر کاربرد رسمی ندارد.
با این حال، در نظامهای تشخیصی معاصر، علائم اسکیزوفرنی معمولاً در چهار حوزۀ اصلی طبقهبندی میشوند: علائم روانپریشانه (مثبت)، علائم منفی، علائم شناختی و اختلال در عملکرد.
مقاله مرتبط: اختلال دوقطبی چیست؟
🔹 علائم مثبت اسکیزوفرنیا (علائم روان پریشانه)
این علائم شامل تجربیات اضافی هستند که یک فرد عادی آنها را تجربه نمیکند. (مثبت بودن به وجود داشتن این علائم اشاره دارد نه به خوب و مطلوب بودن آن). این علائم شامل موارد زیر است:
- توهمات: توهم نوعی اختلال ادراکی است که در آن فرد چیزهایی را تجربه میکند که واقعاً وجود ندارند. این تجربیات میتوانند شامل شنیدن صداها، دیدن تصاویر خاص یا احساس کردن چیزهایی باشند که در واقعیت وجود ندارند.
- هذیانها: این باورهای نادرست بهطور قاطعانه پذیرفته میشوند و ممکن است شامل تصور توطئه، بدگمانی، بزرگمنشی یا باور به واقعیتهای غیرواقعی باشند.
- تفکر یا گفتار نامنظم : اختلال در سازماندهی تفکر که در گفتار فرد آشکار میشود و شامل انحراف از موضوع، نامربوط بودن و مکثهای غیرطبیعی است. این نوع گفتار ممکن است باعث سردرگمی دیگران و کاهش قابلیت درک گفتههای بیمار شود.
- رفتار نامنظم یا آشفته: رفتارهایی که بهطور واضح غیرهدفمند، نامتناسب یا غیرقابل پیشبینیاند مانند عدم توانایی در کنترل احساسات که میتواند به وابستگی اجتماعی و عملکرد فرد آسیب بزند. همچنین تغییرات احساسی مانند خندههای ناگهانی یا گریههای غیرقابلکنترل میتواند اطرافیان را دچار سردرگمی کند.
🔹 علائم منفی اسکیزوفرنیا
این علائم نشاندهندۀ فقدان یا کاهش کارکردهای طبیعی هیجانی و انگیزشی هستند و با افت عمکلرد اجتماعی همراه هستند که عبارتاند از:
| علائم منفی اسکیزوفرنی | نام انگلیسی | توضیحات | |
|---|---|---|---|
| 1 | کاهش بیان هیجانی | Diminished emotional expression | صورت و لحن گفتار فرد ممکن است یکنواخت، کمتحرک و فاقد واکنش هیجانی به نظر برسد. |
| 2 | فقر گفتار | Alogia | کاهش در میزان گفتار یا محتوای آن که نشاندهندۀ کاهش جریان تفکر است. |
| 3 | نداشتن انگیزه | Avolition | افراد مبتلا ممکن است برای انجام فعالیتهای روزمرۀ خود انگیزه نداشته باشند. |
| 4 | فقدان لذت | Anhedonia | ناتوانی در لذت بردن از فعالیتهایی که پیشتر مورد علاقه بودند. |
| 5 | کنارهگیری اجتماعی | Asociality | کاهش علاقه به روابط بینفردی و تعامل اجتماعی. |
مقاله مرتبط: اختلال هویت تجزیه ای
🔹 علائم شناختی اسکیزوفرنی

اختلالات شناختی بخش مهمی از روانگسیختگی را تشکیل میدهند و میتوانند حتی پیش از بروز علائم روانپریشانه ظاهر شوند. این نقصها اغلب نقش تعیینکنندهای در عملکرد شغلی و تحصیلی فرد دارند.
علائم شناختی به تخریب در کارکردهای شناختی اشاره دارد و میتواند تأثیر جدی بر عملکرد روزمرۀ فرد بگذارد؛ مانند:
- کاهش توجه پایدار
- نقص در حافظه کاری
- کاهش سرعت پردازش اطلاعات
- اختلال در برنامهریزی و حل مسئله (کارکرد اجرایی)
- نقص در شناخت اجتماعی و درک هیجانات دیگران
🔹 اختلال در عملکرد فردی و اجتماعی
علاوه بر نشانههای بالینی، یکی از ویژگیهای اساسی اختلال روانگسیختگی کاهش عملکرد در حوزههای مهم زندگی است. این اختلال میتواند در زمینههای زیر دیده شود:
- افت عملکرد تحصیلی یا شغلی
- کاهش استقلال فردی
- دشواری در حفظ روابط اجتماعی
- کاهش توانایی مراقبت از خود
این کاهش عملکرد معمولاً پایدار است و یکی از معیارهای مهم تشخیصی محسوب میشود.
حال به چند سؤال متداول شما در رابطه با این اختلال پاسخ میدهیم:
تفاوت اختلال دوقطبی و اسکیزوفرنی چیست؟
اسکیزوفرنی چطور به وجود میآید؟
هنوز هیچکس علت واحد و سادهای برای این بیماری پیدا نکرده است.
دانشمندان معتقدند که اسکیزوفرنی «چندعاملی» است؛ یعنی ترکیبی از عوامل مختلف دستبهدست هم میدهند، این عوامل شامل موارد زیر است:
1- ژنتیک (استعداد ارثی)،
2- اختلالات زیستشیمیایی در مغز (مشکلات در سوختوساز مواد شیمیایی)،
3- عوامل روانشناختی و فشارهای محیطی (استرس)
در واقع میتوان گفت بیماری زمانی رخ میدهد که استرس یا فشار محیطی بر روی یک سیستم عصبی که از قبل (به دلایل ژنتیکی یا شیمیایی) آسیبپذیر بوده است، اثر میگذارد.
آیا افراد مبتلا به اسکیزوفرنی خطرناک هستند؟
متأسفانه فیلمهای سینمایی و باورهای غلط، تصویری وحشتناک و خشن از این بیماران ساختهاند که با واقعیت همخوانی ندارد. حقیقت این است که ارتکاب خشونت در میان این بیماران بیشتر از جمعیت عادی نیست.
آنها اغلب بیآزار هستند و بیشتر از آنکه به دیگران آسیب بزنند، خودشان قربانی ترسها و توهماتشان میشوند. باور به اینکه این افراد دارای «شخصیت دوگانه» جنایتکار هستند، افسانهای بیش نیست و نباید مانع از کمکرسانی و همدلی ما با آنها شود.
آیا اختلال اسکیزوفرنی ارثی است؟
وراثت در مبتلا شدن به این اختلال، قطعاً نقش مهمی دارد، اما همهچیز نیست.
آمارها نشان میدهند در حالی که شیوع این بیماری در جمعیت عمومی حدود ۱ درصد است، این خطر برای خواهر یا برادر یک فرد مبتلا به این اختلال، به ۱۲ درصد میرسد. اگر یکی از والدین مبتلا باشد، خطر برای فرزند حدود ۱۶ درصد و اگر هر دو والد مبتلا باشند، این احتمال تا ۴۰ درصد افزایش مییابد.
با اینحال، فراموش نکنید که بسیاری از افراد مبتلا هیچ سابقۀ فامیلی ندارند و برعکس، بسیاری از بستگان بیماران هرگز دچار این اختلال نمیشوند.
این نشان میدهد که ژنتیک تنها یکی از عوامل ایجاد روانگسیختگی است و نمیتوان بهطور قطع بیان کرد که اسکیزوفرنی ارثی است.
آیا شیزوفرنی همان اسکیزوفرنی است؟
بله اسکیزوفرنی در زبان انگلیسی به صورت (schizophrenia) نوشته می شود که بسیاری از افراد در زبان های دیگر مثل فرانسه و آلمانی حتی فارسی، این کلمه را شیزوفرنی می خوانند.
علائم اختلال اسکیزوفرنی در کودکان و نوجوانان

اختلال روان گسیختگی یا شیزوفرنی بهندرت قبل از بلوغ خود را نشان میدهد، اما با شروع نوجوانی میزان بروز آن با شیب تندی افزایش مییابد. تشخیص در این سنین دشوار است زیرا تغییرات رفتاری نوجوانان (مانند گوشهگیری، نوسانات خلقی و پرخاشگری) ممکن است با بحرانهای طبیعی بلوغ اشتباه گرفته شود.
علائم هشداردهنده میتواند شامل افت شدید تحصیلی، مشغولیت ذهنی افراطی با ظاهر (مثلاً ساعتها خیره شدن به آینه)، بیدار ماندن در شب و خوابیدن زیاد در روز و نوشتن مطالب بیمعنی باشد.
مقاله مرتبط: انتقال دهنده های عصبی
انواع اختلال اسکیزوفرنی
انواع مختلف این اختلال علائم متفاوتی دارند. در ادامه دو مورد از معروف ترین انواع اختلال روانگسیختگی را به شما معرفی خواهیم کرد:
🔹 پارانوئید
این نوع یکی از شناختهشدهترین اشکال این اختلال است که در آن «هذیانهای گزند و آسیب» ویژگی اصلی است.
فرد مبتلا عمیقاً باور دارد که تحت تعقیب است، توطئهای علیه او در جریان است یا کسانی قصد آزارش را دارند. این هذیانها معمولاً با توهمات شنیداری (شنیدن صداهایی که او را تهدید یا مسخره میکنند) همراه هستند.
نکته مثبت در مورد نوع پارانوئید این است که شخصیت و قوای ذهنی فرد معمولاً بهتر حفظ میشود و پاسخدهی به داروها در این گروه اغلب رضایتبخش است.
🔹 کاتاتونیا
اسکیزوفرنی کاتاتونیا که معمولاً شروعی ناگهانی دارد، بیشتر با اختلالات حرکتی مشخص میشود. بیمار ممکن است دچار نوسانات شدید شود؛ گاهی در حالت بهت و بیحرکتی کامل فرو میرود (ساعتها یا روزها بدون حرکت و تکلم میماند) و گاهی دچار هیجان و پرتحرکی شدید و بیهدف میشود.
در حالت بهت کاتاتونیایی، بیمار ممکن است حتی غذا خوردن را متوقف کند که شرایطی خطرناک و نیازمند درمان فوری است. خوشبختانه این نوع از روان گسیختگی معمولاً به درمان خوب پاسخ میدهد و بهبودی در آن وجود دارد.
از کجا بفهمیم اسکیزوفرنی داریم؟
سؤال بسیار مهمی است اما تشخیص واقعی این اختلال فقط با «خواندن علائم» امکانپذیر نیست و نیاز به ارزیابی بالینی دارد. با این حال، میتوان بر اساس ملاک های تشخیصی اختلال اسکیزوفرنی بر اساس dsm 5 به فرد کمک کرد که بفهمد آیا لازم است برای بررسی تخصصی به روانپزشک مراجعه کند یا خیر.
الف) شخص باید دو مورد یا بیشتر از موارد زیر را داشته باشد که حداقل یکی از علائم از سه مورد اول باشد و حدود یک ماه این علائم روانپریشی کاملا واضح و شدید باشند.
- هذیانها
- توهمها
- گفتار نامنسجم یا به هم ریخته (مثلاً حرف زدن غیرمنسجم یا غیرمعمول)
- رفتار به هم ریخته یا رفتار کاتاتونیک
- نشانههای منفی (مثل کاهش ابراز هیجانی یا بیارادگی)
ب) پس از شروع اختلال، عملکرد فرد در یک یا چند حوزه اصلی زندگی (مثل کار، روابط بینفردی یا مراقبت از خود) به شدت کاهش مییابد، یا اگر اختلال از دوران کودکی یا نوجوانی شروع شده باشد، فرد نمیتواند به سطح عملکرد مورد انتظار تحصیلی، شغلی یا اجتماعی برسد.
ج) برای اینکه تشخیص اسکیزوفرنی قطعی شود، مشکلات فرد باید در مجموع حداقل شش ماه ادامه داشته باشد. این شش ماه فقط شامل دوره علائم شدید نیست، بلکه میتواند دورههای پیشدرآمد (مثل افت عملکرد، گوشهگیری یا بدبینی) و دورههای باقیمانده با علائم خفیفتر را نیز در بر بگیرد.
📌 نکات مهم برای تشخیص:
- علت بروز علائم، وجود اختلالات دیگری مانند افسردگی یا دوقطبی نباشد. اگر توهم و هذیان فقط هنگام افسردگی شدید یا شیدایی رخ دهد، تشخیص معمولاً اسکیزوفرنی نیست.
- بروز علائم نباید ناشی از اثر مصرف دارو یا سوء مصرف مواد یا بیماری های دیگر باشد.
- بعضی افراد از کودکی دچار اوتیسم یا مشکلات ارتباطی شدید هستند. در این افراد، رفتارهای عجیب، گوشهگیری یا مشکل در حرف زدن ممکن است از قبل وجود داشته باشد و ربطی به اسکیزوفرنی نداشته باشد. بنابراین در این افراد فقط زمانی میتوان گفت این اختلال وجود دارد که توهم یا هذیان واضح و قوی دیده شود و سایر علائم هم حداقل یک ماه کامل وجود داشته باشند.
مراحل اسکیزوفرنی به چه صورت است؟

این اختلال معمولاً سیر خاصی را طی میکند که میتواند شامل مراحل و علائم متفاوتی باشد. بهطور کلی، سیر آن به چند مرحله تقسیم میشود:
1) مرحلۀ خفیف
- بروز علائم خفیف: این علائم ممکن است شامل تغییرات در تفکر، رفتار یا احساسات باشد. افراد ممکن است احساس تنهایی، اضطراب و مشکل در تمرکز را تجربه کنند.
- بروز علائم زودرس: مانند احساس واقعی نبودن محیط یا تغییر در نگرش نسبت به دوستان و خانواده.
2) مرحلۀ حاد
- بروز علائم اصلی: این مرحله شامل توهمات (معمولاً شنیداری)، هذیانها، تغییرات در رفتار و اختلال در تفکر است.
- انتشار علائم: در این مرحله مشکلات اجتماعی و عملکردی نیز مشهود میشود، زیرا فرد ممکن است قادر به حفظ روابط یا انجام کارهای روزمره نباشد.
3) مرحلۀ بهبود
- کاهش علائم: با درمان مناسب، فرد ممکن است از علائم حاد بهبود یابد. این بهبود ممکن است بهتدریج صورت گیرد و نیاز به زمان و حمایت دارد.
- تمرکز بر درمان: افرادی که در این مرحله هستند، معمولاً تحت درمانهای دارویی و رواندرمانی قرار میگیرند.
4) مرحلۀ بازگشت
- بروز مجدد علائم: برخی افراد ممکن است بهعلت عوامل استرسزای محیطی، عدم پایش درمان یا تغییر در شرایط زندگی دچار عود شوند.
- مدیریت و پیشگیری: استفاده از استراتژیهای پیشگیری از عود و مدیریت علائم در این مرحله اهمیت دارد.
5) مرحلۀ مزمن (Chronic Phase)
- زندگی روزمره: افراد ممکن است با شرایط مزمن زندگی کنند، بهطوریکه عملکرد اجتماعی و شغلی آنها تحتتأثیر قرار میگیرد.
اسکیزوفرنی را چگونه درمان کنیم؟
درمان اختلال اسکیزوفرنی معمولاً شامل ترکیبی از دارودرمانی، رواندرمانی و حمایتهای اجتماعی است. در زیر به برخی از روشهای درمانی اشاره میشود:
1- دارو های ضد اسکیزوفرنی: داروهای آنتیسایکوز معمولاً پایۀ درمان را تشکیل میدهند و میتوانند به کاهش علائم مثبت مانند توهم و هذیان کمک کنند. داروهای جدیدتر معمولاً عوارض جانبی کمتری دارند.
2- رواندرمانی شناختیرفتاری (CBT): این نوع درمان نوعی درمان غیر دارویی اسکیزوفرنی محسوب میشود و میتواند به افراد کمک کند تا الگوهای فکری منفی را شناسایی و تغییر دهند.
3- مشاورۀ خانوادگی: تغییر در دایرۀ خانوادگی و تقویت روابط میتواند به حمایت عاطفی افراد مبتلا کمک کند.
4- آموزش مهارتهای اجتماعی: این نوع درمان به افراد کمک میکند تا مهارتهای اجتماعی و ارتباطی خود را بهبود ببخشند.
5- گروههای حمایت: شرکت در گروههای حمایتی میتواند به افراد کمک کند تا تجربیات خود را به اشتراک بگذارند و حمایت اجتماعی دریافت کنند.
جدیدترین درمان برای اسکیزوفرنی چیست؟

خوشبختانه علم داروسازی در این زمینه توقف نکرده است. در کنار داروهای قدیمیتر (نورولپتیکها) که به معنای آرام کنندۀ اعصاب هستند، نسل دوم داروهای ضد روانپریشی معرفی شدهاند که متخصصان معتقدند علاوه بر علائم مثبت (مثل توهم و هذیان)، بر روی علائم منفی (مثل بیانگیزگی و گوشهگیری) نیز مؤثرند.
از جمله این داروهای جدید که در ضمیمه منابع علمی اخیر به آنها اشاره شده، میتوان به «الانزاپاین»، «کواتیاپاین» و «زیپراسیدون» اشاره کرد. البته باید توجه داشت که مصرف این داروها حتماً باید تحت نظر دقیق روانپزشک باشد، چرا که هنوز اطلاعات درباره تمام آثار جانبی بلندمدت آنها در حال تکمیل است.
درمان اسکیزوفرنی چقدر طول میکشد؟
پاسخ به این سوال برای هر فرد متفاوت است. روان گسیختگی را میتوان تا حدی به بیماری دیابت تشبیه کرد؛ طیف شدت آن گسترده است. تقریباً یکچهارم بیماران بهطور کامل بهبود مییابند و دیگر نیازی به درمان نخواهند داشت.
ممکن است فرد مبتلا تنها تا زمان پایان یافتن دوره حاد اسکیزوفرنی به داروهای ضدروانپریشی نیاز داشته باشد. با این حال، اغلب بیماران پس از نخستین اپیزود روانپریشی، برای مدت ۱ تا ۲ سال مصرف دارو را ادامه میدهند تا از بروز دوبارۀ دورههای حاد پیشگیری شود؛ و در صورت عود بیماری، این درمان دارویی ممکن است برای مدت طولانیتری ادامه یابد.
کتاب های مرتبط با اختلال اسکیزوفرنی
چگونه از اختلال اسکیزوفرنی جلوگیری کنیم؟
در حال حاضر هیچ روش قطعی و تضمینشدهای وجود ندارد که بتواند بهطور کامل مانع بروز این بیماری در فرد شود؛ اما این بدان معنا نیست که ما کاملاً دستبسته هستیم. اگر در خانوادهای سابقه ابتلا وجود دارد و نوجوانی با شخصیت کمرو، گوشهگیر و منزوی (شخصیت اسکیزوئید) در آن خانواده زندگی میکند، باید هشیار بود.
عاقلانهترین کار این است که این نوجوانان را بدون وارد کردن فشار بیشازحد، به فعالیتهای گروهی و دوستی با دیگران تشویق کنیم. رها کردن آنها به حال خود یا برعکس، داشتن توقعات بیشازحد اجتماعی بودن، هر دو میتواند زیانبار باشد.
نکته حیاتی دیگر در پیشگیری، دوری از مواد اعتیادآور است. شواهد نشان میدهد که مصرف موادی مانند حشیش، LSD و آمفتامینها میتواند در افراد مستعد، مانند جرقهای در انبار باروت عمل کرده و بیماری را شعلهور کند.
تاریخچه اختلال اسکیزوفرنی
پزشک فرانسوی، بندیک مورل (Benedict Morel) اولین کسی بود که اسکیزوفرنی را بهعنوان یک بیماری معرفی کرد و نام آن را دمانس زودرس گذاشت.
در سال 1896، روانپزشک آلمانی، امیل کرپلین، اولین کسی بود که اسکیزوفرنی را از سایر انواع سمپتومهای سایکولاژیک مانند اختلال دوقطبی متمایز کرد. بهطور کلی اسم کریپلین به عنوان کسی که اولین تعریف منسجم از اسکیزوفرنی را ارائه داد در تاریخ ثبت شده است.
پس از آن اویگن بلویر، روانپزشک سوئیسی، نام این اختلال را به «اسکیزوفرنی» تغییر داد که از دو واژۀ یونانی «اسکیز» به معنای جدا کردن و «فرن» به معنای ذهن تشکیل شده است.
اسکیزوفرنی در زندگی چه اثراتی دارد؟

این اختلال میتواند تأثیرات عمیق، گسترده و چندلایهای بر زندگی فرد مبتلا و اطرافیان او بگذارد؛ تأثیراتی که تنها به علائم روانی محدود نمیشوند، بلکه ابعاد عاطفی، اجتماعی، شغلی و اقتصادی زندگی را نیز در بر میگیرند. در ادامه، مهمترین اثرات اختلال روان گسیختگی را بررسی میکنیم:
- افسردگی و اضطراب: توهمها، هذیانها و کاهش کنترل ذهن میتواند به ناامیدی، ترس از آینده و کاهش عزتنفس منجر شود و گاهی خطر خودآسیبی را افزایش دهد.
- انزوا اجتماعی: مشکلات در تفکر و ارتباط باعث دوری از دیگران و تشدید احساس تنهایی میشود.
- مشکلات کاری و تحصیلی: ضعف تمرکز، حافظه و تصمیمگیری انجام وظایف شغلی یا تحصیلی را دشوار میکند.
- مشکلات اقتصادی: بیکاری یا اشتغال ناپایدار وابستگی مالی و فشار اقتصادی ایجاد میکند.
- هزینههای درمان: درمان بلندمدت شامل دارو و رواندرمانی است و هزینههای بالایی دارد.
- استرس خانواده: مراقبت از بیمار فشار روانی و نگرانی مداوم برای خانواده ایجاد میکند.
اسکیزوفرنی و ازدواج
این تصور که افراد مبتلا به این اختلال نمیتوانند ازدواج کنند، نادرست است. بسیاری از آنها میتوانند با حمایت مناسب و درمان دارویی، ازدواج کنند و تشکیل خانواده دهند.
نکته کلیدی «صداقت» است؛ پنهان کردن بیماری از همسر آینده کار عاقلانهای نیست، زیرا استرسهای زندگی مشترک یا بارداری میتواند باعث عود بیماری شود و در آن شرایط، حمایت آگاهانه همسر حیاتی است. البته باید در مورد فرزندآوری و ریسکهای ژنتیکی آن، پیش از ازدواج حتما با متخصص مربوطه مشورتهای لازم انجام شود.
اما چنانچه با فرد مبتلا به شیزوفرنی ازدواج کردید چه رفتاری انجام دهید؟
در روابطی که یکی از زوجین دچار این اختلال است، بزرگترین چالش، ایجاد یک زبان مشترک برای درک تجربیات ذهنی بیمار است. فرد بیمار در دنیایی از تصاویر درخشان و صداهای وهمآلود زندگی میکند که برای همسرش غیرقابل فهم است و همین امر باعث میشود بیمار به تدریج در لاک دفاعی و پارانوئید خود فرو برود.
یکی دیگر از ابعاد حساس در ازدواج این افراد، نحوه برخورد با نهادهای پزشکی و درمانی است. وقتی درمان تنها بر «تسلیم کردن بیمار به آسایشگاه» استوار باشد و به جنبههای انسانی و عاطفی رابطه توجه نکند، بیمار دچار وحشت از دست دادن استقلال و هویت خود میشود و همسر نیز در میانۀ فشار قوانین پزشکی و وفاداری عاطفی، دچار استیصال و درماندگی میگردد.
اما راهکار مدرن برای نحوۀ زندگی زناشویی این بیماران بر «آموزش روانی» و «مراقبت همسران از خود» استوار است؛ به این معنا که همسر با شناخت ماهیت زیستی بیماری، یاد میگیرد که رفتارهای ناخوشایند بیمار را شخصی تلقی نکند و با یادگیری مهارتهای ارتباطی کمتنش، از بحثهای منطقی بیفایده با توهمات بیمار بپرهیزد.
زندگی با بیماران اسکیزوفرنی چگونه است؟

زندگی با عضوی از خانواده که مبتلا به شیزوفرنی است، با فشارهای روانی (استرس ذهنی) و عینی (مراقبتهای مالی و فیزیکی) زیادی همراه است. خانوادهها اغلب احساس میکنند دیواری شیشهای بین آنها و بیمار وجود دارد؛ دیواری که مانع از برقراری ارتباط عاطفی میشود.
علائم منفی بیماری مثل رخوت، تنبلی و بیاحساسی، گاهی بیشتر از توهمات باعث رنجش اطرافیان میشود، زیرا ممکن است بهحساب بیتوجهی عمدی گذاشته شود. با این حال، حمایت خانواده نقش کلیدی در کاهش عود بیماری و بهبود آن دارد.
اختلالات مشابه روان گسیختگی
اختلالاتی که در ادامه نام برده شدهاند، ممکن است علائم مشابهی با اختلال شیزوفرنی داشته باشند، اما ویژگیهای خاص خود را دارند که در ادامه تفاوت آنها را خواهیم گفت:
🔹اختلال اسکیزوفرنی فرم
این نوع اختلال شامل علائم مشابه اختلال اسکیزوفرنی است اما اما مدتزمان و سیر آن کوتاهتر و معمولاً خفیفتر است و کمتر از شش ماه ادامه دارد.
🔹اختلال اسکیزوافکتیو
یک اختلال روانپزشکی است که ترکیبی از علائم اسکیزوفرنی و اختلالات خلقی (افسردگی اساسی یا دوقطبی) را بهطور همزمان در بر میگیرد. به بیان ساده، در این اختلال فرد هم علائم روانپریشی را تجربه میکند و هم نوسانات شدید خلقی.
🔹اختلال روانی گذرا
نوعی اختلال روانپزشکی است که با شروع ناگهانی علائم روانگسیختگی به دلایلی مانند بحرانهای ناگهانی، زایمان، شوک ناگهانی مشخص میشود، اما مدتزمان آن کوتاه است (حداقل 1 روز و حداکثر 1 ماه) و معمولاً فرد پس از مدتی بهطور کامل به وضعیت طبیعی بازمیگردد.
جمع بندی
اسکیزوفرنی اختلالی است که باعث میشود شما به طور دایم چیزهایی ببینید که وجود خارجی ندارند، یا صداهایی میشنوید که برای مثال از دهان گربۀ خانگی، از درون یخچال و از زیر تخت میآیند و با شما صحبت میکنند، یا ممکن است ناگهان متوجه شوید که تلویزیون در حال پخش محتویات ذهن شماست. اگر فردی نمیتواند واقعی را از غیرواقعی تشخیص دهد، میتوان گفت که فرد رسما مبتلا به اختلال اسکیزوفرنی است.
تشخیص زودهنگام و درمان مناسب، شامل دارودرمانی، رواندرمانی و حمایتهای اجتماعی، نقش کلیدی در بهبود کیفیت زندگی فرد دارد. هرچند پیشگیری کامل ممکن نیست، اما آگاهی خانوادهها، حمایت اجتماعی و مراقبت دقیق میتواند از شدت اختلال بکاهد و مدیریت آن را ممکن سازد. زندگی با این اختلال چالشبرانگیز است، اما با درمان و همراهی مناسب، فرد مبتلا میتواند استقلال، روابط اجتماعی و حتی ازدواج موفق داشته باشد.
منابع
بولاند، رابرت و همکاران (۱۴۰۱). خلاصۀ روانپزشکی کاپلان و سادوک ترجمه رضاعی ترجمه رضاعی، فرزین و همکاران. جلد دوم. چاپ سوم. تهران: انتشارات ارجمند.

