مصاحبه با رتبه 34 ارشد کودکان استثنایی 1401

رتبه‌برترها چطوری درس می‌خوانند؟ روزی چند ساعت زمان صرف مطالعه می‌کنند؟ به تفریح و سرگرمی هم می‌رسند یا تمام‌وقت پشت میز مشغول خلاصه‌نویسی و مرور و تست‌ زدن‌اند؟ ما در مجموعه مصاحبه‌های روان‌آموز، به سوالات کنکوری‌ها دربارۀ رمز و راز موفقیت در آزمون ارشد، پاسخ می‌دهیم. در این مطلب قرار است مصاحبه با رتبه 34 ارشد کودکان استثنایی 1401 را در اختیارتان بگذاریم. مهمان این شمارۀ ما، «فاطمه برزی» است. فاطمه، متولد 1376 و فارغ‌التحصیل روانشناسی از دانشگاه آزاد با معدل 19.80 است که در کنکور سال 1401، رتبه‌های 42 سهمیه و 47 کشور روانشناسی عمومی و 34 سهمیه و 39 کشوری کودکان استثنایی را کسب کرده‌است.
  • چطور به روانشناسی علاقه‌مند شدی؟

از سال‌های دبیرستان متوجه علاقه‌ام به مغز و روان انسان شدم و با گذشت زمان، به‌طور تخصصی به فیلد نوروسایکولوژی کشش پیدا کردم.
  • تعریفت از موفقیت و شکست چیست؟

شکست برای من که فردی پرفکشنیست بودم، به‌معنی تلاش نکردن و تا انتهای راه ادامه ندادن بود. البته امسال عهد کردم صفت «سخت‌کوشی» را در خودم به‌وجود بیاورم. موفقیت به‌نظر من، تلاش‌های انجام‌شده درراستای رشد شخصی -صرف‌نظر از نتیجۀ نهایی است.
  • از چه زمانی به‌طور جدی، شروع به مطالعه برای کنکور کردی؟

آذرماه سال گذشته، درس خواندن را شروع کردم؛ با میانگین پنج، شش ساعت مطالعه در روز و حداقل یک‌روز استراحت کامل در هفته. اولین قدمم در شروع مطالعه، مشخص کردن انگیزۀ فردی، تعیین هدف دانشگاهی و انتخاب منابع بود. بعضی از رفرنس‌ها مثل «آسیب شناسی روانی گنجی» و «کاپلان» را درطول دورۀ کارشناسی مطالعه و خلاصه‌نویسی کرده‌بودم. برای زبان هم از سال‌های قبل، کل لغات تافل، 504 و 1100 را که منبع  GRE است، خوانده‌بودم و در سال کنکور کمی وقت گذاشتم برای این درس. منابع من برای کنکور، شامل این‌هاست: زبان: اکثر فصول جلد اول زبان روان‌آموز، علم‌النفس: مدرسان، آمار و روش‌تحقیق: کلاس دکتر حبیبی (کل + کلاس نکته‌و‌تست 15سال اخیر دکتر حبیبی)، مرضی و کودک: دو جلد روان‌آموز به‌علاوۀ خلاصه‌نویسی‌هایم از مرضی گنجی جلد 1 و کودک گنجی، رشد: دو جلد روان‌آموز، عمومی: مدرسان که طولانی بودم و رضایت نداشتم، فیزیولوژی و انگیزش: پوران پژوهش و روان‌آموز انگیزش و فیزیو که البته نرسیدم تمامش کنم. برای درس بالینی هیچ منبعی نخواندم، چون هدفم قبولی در روانشناسی عمومی بود.  
  • از ابتدا برای درس خواندن برنامۀ بلندمدت داشتی؟

بله، طبق برنامۀ آزمون‌های مدرسان شریف پیش می‌رفتم و معمولا هفتۀ قبل آزمون‌ها تست می‌زدم. خیر، مشاور کنکور نداشتم. من یک برنامۀ انعطاف‌پذیر را ترجیح می‌دادم، برای همین بدون مشاور پیش رفتن گزینۀ بهتری برایم بود. البته خیلی از دوستان، مشاوره گرفتن را از نکات کلیدی موفقیت در کنکور به‌شمار می‌آورند. به‌نظرم تصمیم‌گیری در این‌باره به تفاوت‌های فردی برمی‌گردد.
  • برنامه‌ریزی درسی تو از چه اصولی پیروی می‌کرد که دلت می‌خواهد به دیگران منتقلش کنی؟

اصل مهم در برنامه‌ریزی من، تمرکز روی منابع و مطالعۀ عمیق و چندین‌بارۀ آن‌ها بود. مثلا کتاب نظریه های رشد کرین و لورا برک را نخواندم اما دو جلد رشد روان‌آموز را بالای 10بار خواندم. از کوچک‌ترین چیزی که باعث مشغولیت فکری می‌شد، دوری می‌کردم و تفریحات و استراحت به‌جایی داشتم که کمک کرد با کیفیت مطلوب پیش بروم.
  • چقدر برای درس خواندن زمان داشتی و چطور به برنامه پایبند می‌ماندی؟

من کلا زمانم را برای کنکور خالی کرده‌بودم. برای حفظ نظم در برنامه، هدفی را که از روز اول برای خودم مشخص کرده‌بودم، یعنی قبولی در دانشگاه‌های برتر تهران، مدام به خودم یادآوری می‌کردم و روتین روزانه داشتم.
  • در آزمون‌های جامع روان‌آموز شرکت کردی؟

در آزمون‌های مدرسان شرکت می‌کردم. کلا شرکت در آزمون‌های جامع را به دوستانم پیشنهاد می‌کنم؛ چه روان‌آموز و چه مدرسان. من در همۀ آزمون‌های مدرسان، رتبۀ زیر 10 می‌آوردم و مهم‌ترین سودش برایم این بود که وضعیت خودم را بین هزاران نفر متوجه شدم.
  • محل مطالعه‌ات کجا بود؟

کتابخانه؛ سعی می‌کردم از ساعت هشت صبح کتابخانه باشم اما خیلی‌وقت‌ها نمی‌شد و ناچار برنامۀ مطالعاتی‌ام تغییر می‌کرد.

  • در سال کنکور، رابطه‌ات با فضای مجازی و تفریح چطور بود؟

استفاده از فضای مجازی را به حدود یک‌ششم حالت عادی رساندم. تفریح و سرگرمی‌ام اما زیاد بود. اصلا می‌توانم بگویم سال کنکور برای من دو بخش داشت: کتابخانه + تفریح برای ریکاوری و تجدید قوا.

  • مهم‌ترین ویژگی‌های شخصی و عادات مفیدت را که بر نتیجۀ کنکورت تأثیر داشت، چه می‌دانی؟

من روتینی برای کتابخانه رفتن داشتم و این کار نه با ‌زور و سختی، بلکه با علاقۀ زیاد همراه بود. به‌نظر خودم، استمرار داشتن و فکر کردن به عهدی که همان ابتدای مطالعه با خودم بستم، کمکم کرد به هیچ‌وجه نیمۀ راه کم نیاورم و درس خواندن را رها نکنم.

  • وقت‌هایی که خسته و ناامید می‌شدی، چطور به خودت کمک می‌کردی؟

بارها احساس ناامیدی را تجربه کردم. حتی دو هفته مانده به کنکور، فکر می‌کردم همه‌چیز را فراموش کرده‌ام و قبول نمی‌شوم. این نگرانی آن‌قدر شدید بود که باعث شد یک‌هفته نتوانم خوب درس بخوانم. راه‌حل من در این مواقع، فکر نکردن به نتیجه و تمرکز بر حال و اکنون بود.

  • انگیزه‌ات برای ادامه‌تحصیل در روانشناسی چیست؟

حضور در فضای آکادمیک و کار در فیلد علوم اعصاب و نوروتراپی.

  • آیا برای مطالعۀ هر درس شیوۀ متفاوتی داشتی؟

برای آمار و روش‌تحقیق، از کلاس‌ها دو دفتر جزوه نوشتم. برای کودک هم قبل از خواب، سندروم‌ها و بیماری‌های ژنتیکی را مرور می‌کردم که در سال کنکورِ من از این مباحث، سوالی نیامد در‌حالی‌که جزو بخش‌های پرسوال کنکورهای سال‌های گذشته به‌شمار می‌رفتند.

  • چالش‌برانگیزترین درس برای تو چه بود و با آن درس چه کردی؟

به‌طور کلی در هیچ درس خاصی مشکلی نداشتم ولی در ماه‌های آخر، درس روانشناسی عمومی به چالشم کشید. چون نرسیدم مرورش کنم و از آخرین مرورم سه ماهی می‌گذشت. البته تا قبل از عید، حدودا پنج‌بار کل عمومی مدرسان را خوانده‌بودم.

  • نقطۀ قوتت چه درسی بود و برای بهره‌گیری بهتر از آن چه کاری انجام دادی؟

نقطۀ قوتم زبان بود. در سال کنکور، خیلی کم زبان خواندم چون خیالم از این درس راحت بود. نقطۀ قوت دومم، درس‌های رشد و آسیب بود که بالاترین درصدهای آزمون‌های آزمایشی‌ام را به خودشان اختصاص می‌دادند. برای بهره‌گیری بهتر از این نقاط قوتم، منابع ثابتم برای آن‌ها را به دفعات زیاد خواندم.

  • کمی از روز کنکورت تعریف کن.

قبل از کنکور، فکر می‌کردم اضطراب شدیدی بهم هجوم بیاورد اما این‌طور نشد. حتی با مدیریت کردن زمان، وقت اضافه آوردم و با این‌که هدفم عمومی بود، نگاهی هم به تست‌های بالینی و کودک انداختم.

  • بعد از دریافت دفترچه به چه نحوی به سوالات پاسخ دادی؟

طبق دفترچه پیش رفتم، به‌استثنای زبان و آمار که آخر از همه رفتم سراغ‌شان.

  • اگر یک‌بار دیگر در موقعیت کنکور قرار بگیری، چه اشتباهاتی را انجام نمی‌دهی؟

برای هفته‌های آخر، خلاصه‌نویسی‌ها و فلش‌کارت‌های بیشتری آماده می‌کردم.

  • برای رتبه‌برتر شدن از چه چیزهایی در زندگی چشم‌پوشی کردی؟

از موارد زیادی چشم‌پوشی کردم. می‌شود گفت کتابخانه، خانۀ دومم شده‌بود.

  • مهم‌ترین توصیه‌ات به داوطلبین کنکور سال‌های آینده چیست؟

حین تلاش مستمر، اشتغال ذهنی به نتایج نداشته‌باشید. اگر مضطرب هستید، برای کاهش اضطراب‌تان اقدام کنید و در آخر، کیفیت مدنظرتان باشد، نه کمیت و ساعت مطالعه.

  • به‌جز نتیجۀ کنکور، این مطالعۀ چندماهه چه چیزهایی به تو یاد داد؟

تمرکز روی یک هدف، استمرار در تلاش، تمرین روتین منظم و افزایش دانش شخصی.

  • چه کسانی را بیشتر از همه در موفقیتت سهیم می‌دانی؟

خودم، دوستم که کنارم بود و خانوادۀ عزیزم.

  • اگر صحبتی هست که دوست داری بگویی، ما به گوش جان می‌شنویم.

سپاس از شما که امسال کنارمان بودید. به همکاران‌تان در موسسۀ روان‌آموز خسته‌نباشید، می‌گویم.

  • روان‌آموز را به یک جملۀ یادگاری مهمان کن.

ارزش انسانی ما به اعداد، رتبه‌ها و درصدهای‌مان نیست. حتی اگر موفق هم نشدیم، لطفا عشق و مهربانی را از وجود خودمان دریغ نکنیم.  

دیدگاهتان را بنویسید