معرفی اختلالات افسردگی اپیزودها، سبب شناسی، نشانه‌ها و درمان

بروزرسانی: 29 فروردین 1405
2383بازدید
10 زمان مطالعه
معرفی اختلال افسردگی به همراه علائم و راه های درمان

اختلالات افسردگی گروه اول از خانواده اختلالات خلقی به شمار می‌رود. اختلالات خلقی (mood disorders)، مجموعه‌ای از سمپتوم‌های ناشی از خلق غیرعادی است؛ شامل خلق غمگین و ملال و خلق بالا و نشاط فراوان.
افسردگی (depression) عبارت است از یک دورۀ طولانی غم، خلق پایین (low mood) و گوشه گیری. همه انسان ها در مقطعی از زندگی خود احساس افسردگی میکنند. خلق افسرده (دیسفوریا) و بی‌ علاقگی یا بی‌ لذتی (آنهدونیا)، علایم کلیدی افسردگی هستند. بیمار، اغلب علایم افسردگی را نوعی درد مشقت‌بار هیجانی توصیف می‌کند.

بعضی‌ها افسردگی را یک بیماری جسمی توصیف می‌کنند که باعث احساس تخلیۀ انرژی روانی و بی‌انگیزگی می‌شود. گروهی دیگر هم با تجربۀ احساس حقارت، ناتوانی در گریه کردن و دشواری در لذت بردن، از افسردگی حرف می‌زنند.
نکتۀ مهم: وجود علایم قابل مشاهده برای تشخیص‌گذاری مفید است اما فقدان این علایم، به معنی نداشتن اختلال نیست. گاهی بیمارانی هستند که علی‌رغم احساس غم و اندوه درونی، در حضور دیگران، با لبخند زدن و رفتارهایی مثل این، حفظ ظاهر می‌کنند.

طبق تعریف انجمن روان‌شناسی آمریکا (APA): افسردگی حالتی هیجانی با عاطفه منفی است که از ناخشنودی و نارضایتی تا احساس شدید اندوه، بدبینی و یأس امتداد می‌یابد و عملکرد فرد در زندگی روزمره را مختل می‌کند. این حالت معمولاً با مجموعه‌ای از تغییرات جسمانی، شناختی و اجتماعی نیز همراه است؛ از جمله تغییر در عادات خواب یا تغذیه، کاهش انرژی یا انگیزه، دشواری در تمرکز یا تصمیم‌گیری و کناره‌گیری از فعالیت‌های اجتماعی.

در ایجاد افسردگی، دو نوع رویداد اهمیت زیادی دارد: فقدان و شکست که می‌تواند شامل تجربیاتی مثل ازدست دادن یک فرد عزیز، ازدست دادن شغل، شکست تحصیلی یا شکست عاطفی باشد. بیشتر افراد می‌توانند بعد از چندروز یا چند هفته، احساسات منفی ناشی از این تجربه‌ها را ازبین ببرند و به زندگی عادی برگردند. اما وقتی احساسات و افکار منفی مانند ناامیدی، بدبینی و خمودگی ادامه‌دار می‌شوند و ردپایشان در همۀ جنبه‌های زندگی پیدا می‌شود، پای افسردگی بالینی، clinical depression، درمیان است.

افسردگی ماژور که راحت‌تر از اختلالات خلقی دیگر تشخیص داده می‌شود، با وجود افسردگی و نبود دوره‌های شیدایی و هیپومانی، تعریف می‌شود. اگر دو یا چند دورۀ افسردگی رخ بدهد و بین آن‌ها فاصله‌های حداقل دوماهۀ عدم افسردگی وجود داشته‌باشد، اختلال افسردگی ماژور از نوع عودکننده مطرح می‌شود.

مطالعۀ بیشتر: کتاب مرجع روانپزشکی کاپلان سادوک اختلالات خلقی

اپیزود افسردگی عمده

انواع اختلال افسردگی چیست؟

در اپیزود افسردگی عمده، فرد به‌مدت حداقل دو هفته احساس غمگینی می‌کند و نمی‌تواند از چیزی لذت ببرد. در خوردن و خوابیدن مشکل دارد، با احساس گناه دست‌وپنجه نرم می‌کند، بی‌حوصله و بی‎تمرکز است و افکار خودکشی دارد.

اپیزود افسردگی ماژور (Major Depressive Disorder) با یک رشته نشانه‌های شناختی، مثل احساس بی‌ارزش بودن یا بی‌تصمیمی، و اخلال در برخی کارکردهای بدنی، مثل تغییر الگوی خواب، تغییر جدی وزن و اشتها یا ازدست دادن جدی انرژی، همراه است.

نکتۀ مهمی را یادتان باشد؛ افت رفتاری و هیجانی، مثل نداشتن انرژی و درگیر فعالیت‌های لذت‌بخش نشدن، بیشتر از گزارش غم و ناراحتی، مشخصۀ دوره‌های شدید افسردگی است.

گرایش به گریه کردن در افراد افسرده و غیرافسرده به یک اندازه دیده می‌شود و منعکس‌کنندۀ شدت یا حتی دوره افسردگی نیست. مدت دوره افسردگی درصورت عدم درمان، تقریبا 4 تا 9 ماه است.

سمپتوم های افسردگی چیست؟

سمپتوم‌های هیجانی و انگیزشیسمپتوم‌های شناختیسمپتوم‌های رفتاریسمپتوم‌های فیزیولوژیک
زود به گریه افتادن ازدست دادن حس طنز به‌ندرت لبخند زدن بی‌انگیزگی و بی‌علاقگی پیش‌قدم نشدن در تعامل با دیگران و انجام کارها کاهش میل جنسی تمایل به تنهاییاحساس بی‌فایدگی و خلأ احساس ناامیدی باورهای بدبینانه دربارۀ توانایی‌های خود عیب‌جویی از خود ناتوانی در تمرکز و تصمیم‌گیری افکار خودکشیآهسته شدن گفتار و رفتار غیرفعال بودن ازلحاظ فیزیکی خستگی و کمبود انرژی کم‌حرفی و وقفۀ طولانی قبل از پاسخ دادن به سوال درمواردی پرتحرکی روانی-حرکتیتغییر در اشتها و وزن اختلال خواب و کابوس اختلال در سیکل ماهانۀ زنان بیزاری از فعالیت جنسی و کاهش یافتن برانگیختگی جنسی

– اختلال افسردگی عمده (MDD)

اختلالات افسردگی و دوقطبی و راه های درمان

ویژگی اصلی اختلال افسردگی اساسی، وقوع حداقل یک اپیزود افسردگی اساسی است؛ یعنی علایم قابل توجه که مدت مشخصی ادامه دارند. در جدول زیر، نشانه‌ها، شیوع و تشخیص افترافی افسردگی اساسی یا عمده را می‌خوانید و در ادامه، با سایر اختلالات افسردگی، آشنا می‌شوید.

تعریفتجربۀ هم‌زمان غم و ناامیدی یا گاهی تجربۀ غم، ناامیدی و احساس خلأ خلق افسرده یا بی‌لذت (یکی از این دو باید حضور داشته‌باشد.)
تشخیصمعیار مدت: حداقل دو هفته
    نشانه‌ها5 سمپتوم یا بیشتر در طول یک دورۀ دوهفته‌ای حضور داشته‌باشد:
1. فرد بیشتر یا کل روز و یا هر روز خلق افسرده دارد. (از دست دادن علاقه یا لذت)
2. فرد بیشتر طول روز یا هر روز نسبت به انجام فعالیت بی‌علاقه است.
3. به‌طور چشمگیر و بی‌دلیل چاق یا لاغر شده‌است.
4. بی‌خوابی یا پرخوابی در همۀ روزها دارد.
5. پرتحرکی روانی-حرکتی یا کم‌تحرکی روانی-حرکتی دارد.
6. هر روز احساس بی‌رمقی یا ازدست دادن انرژی دارد.
7. هر روز احساس بی‌ارزشی یا احساس گناه می‌کند.
8. تقریبا هر روز تمرکز حواس یا توانایی تصمیم‌گیری ندارد.‌
9. به‌طور دائم به مرگ و خودکشی فکر می‌کند.
شیوعدر اوایل نوجوانی شروع می‌شود. (به‌علت مصرف الکل و سوء‌مصرف مواد) شیوع در زنان 2 برابر مردان افسردگی پسران در اوایل کودکی بیشتر است.
تشخیص افتراقیهرگز یک اپیزود مانیک یا هیپومانیک وجود نداشته‌باشد. علت این اختلال را به اثر فیزیولوژیک و مستقیم یک ماده یا عارضۀ پزشکی نتوان نسبت داد.
پاورقیاصلی‌ترین نشانه طبق شواهد: تغییرات بدنی، نشانه‌های بدنی یا نباتی دارای بالاترین شیوع طول عمر (معروف به سرماخوردگی بیماری‌های روانی)

– اختلال افسرده‌ خویی/ اختلال افسردگی مزمن (Dysthymia)

اختلال افسرده‌خویی، افسردگی دائم، دیس‌تایمی یا دیس‌تایمیا، وجود علایم افسردگی است با شدت کمتری از افسردگی اساسی. وجه افتراق دیس‌تایمی از اختلال افسردگی اساسی این است که مبتلایان به آن از این مسئله شکایت دارند که همیشه افسرده بوده‌اند: «از وقتی یادم میاد، غمگین بودم».

دیس‌تایمی معمولا شروع زودرس دارد و از دوران کودکی یا نوجوانی شروع می‌شود. سابقۀ خانوادگی بیماران مبتلا به دیس‌تایمی، مملو از هر دو نوع اختلالات افسردگی و دوقطبی است. این یک اختلال جدید در DSM-5-TR است که از ترکیب دو اختلال قدیمی شکل گرفته است: اختلال افسردگی ماژورِ مزمن و اختلال دیستیمیک.

برای تشخیص افسرده‌خویی از افسردگی عمده، یادتان باشد که در اختلال افسردگی عمده، خلق افسرده تقریبا هر روز حضور دارد و در اختلال افسرده‌خویی، بیشتر روزها. به‎علاوه، نشانه‌های اختلال افسردگی عمده باید حداقل 2 هفته ادامه داشته‌باشند و نشانه‌ها در اختلال افسردگی دائم، حداقل دو سال ادامه دارند (حداقل یکسال برای کودکان و نوجوانان).

– اختلال ملال پیش از قاعدگی (PMDD)

اختلال ملال پیش از قاعدگی یا پی ام دی دی

برای تشخیص اختلال PMDD که با نام دیسفوریای پیش از قاعدگی هم شناخته می‌شود، باید در اکثر چرخه‌های قاعدگی حداقل 5 نشانۀ روان‌شناختی شدید در هفتۀ آخر قبل از شروع قاعدگی وجود داشته‌باشد. علایم باید طی چندروز بعد از شروع قاعدگی بهبود پیدا کنند و یک هفته بعد از قاعدگی به حداقل برسند یا ازبین بروند.

نشانه‌ها شامل این موارد می‌شود؛ نوسان خلق بارز، تحریک‌پذیری و عصبانیت بارز، خلق افسردۀ بارز، اضطراب آشکار و تنش و دلشوره، کاهش علاقه به فعالیت‌های معمول، نشانه‌های بدنی مثل تورم پستان، درد عضلات و مفاصل، احساس پف داشتن یا اضافه‌وزن، تغییر بارز اشتها، پرخوابی یا بی‌خوابی، مشکل تمرکز حواس، فقدان انرژی چشم‌گیر و احساس ازدست دادن کنترل.

کتاب مرتبط : افسردگی در زنان

– اختلال به‌ هم ریختگی خلق مخل (DMDD)

این اختلال که با نام اختلال نامنظمی خلقی اخلال‌گرانه هم شناخته می‌شود، تحریک‌پذیری دائمی است که به دو شیوه نشان داده می‌شود:

  1. انفجارهای خشم مکرر در واکنش به ناکامی (رفتاری یا کلامی) که حداقل سه بار در هفته، در دو محیط (از سه محیطِ خانه، مدرسه، جمع دوستان) بروز داده شود و حداقل یک سال ادامه داشته‌باشد.
  2. در فاصلۀ بین انفجارهای خشم، فرد دائما تحریک‌پذیر و عصبی است.

این اختلال که در کودکان و نوجوانان تشخیص داده می‌شود، قرار است افرادِ مبتلا به تحریک‌پذیری مزمن را که پیش‌تر به‌اشتباه تشخیص دوقطبی دریافت می‌کردند، متمایز کند. این تحریک‌پذیری با رنج قابل توجه در کودک مرتبط است و میزان بالای عاطفۀ منفی مزمن و اخلال بارز در زندگی خانوادگی را منعکس می‌کند.

– اختلال عاطفی فصلی (SAD)

بیمارانی که اختلال خلقی‌شان از الگویی فصلی پیروی می‌کند، عمدتا در بازۀ زمانی خاصی -اغلب در زمستان- به دوره‌های افسردگی مبتلا می‌شوند. به همین دلیل، اختلال عاطفی فصلی به افسردگی زمستانی هم معروف شده‌است.

برای تشخیص این اختلال دربارۀ قرار گرفتنش در زیرمجموعۀ افسردگی اساسی یا یک تشخیص جداگانه، اختلاف نظر وجود دارد اما معمولا گفته می‌شود که این بیماران به نوردرمانی، پاسخ خوبی می‌دهند چون احتمالا دلیل ابتلا به آن، دوره‌های طولانی تاریکی است.

قرار گرفتن طولانی‌مدت درمعرض تاریکی، باعث افزایش ترشح ملاتونین و به تبع آن، افزایش احساس خواب‌آلودگی و بی‌انرژی بودن می‌شود.

– افسردگی پیرا زایمانی

اختلال افسردگی پس از زایمان و پیش از زایمان

بعد از بچه‌دار شدن، اغلب واکنش‌های خفیفی بروز می‌کنند شامل گریه کردن مدام و نوسان خلق که معمولا بین یک تا پنج روز بعد از زایمان شروع می‎شوند و چندروز طول می‌کشند.

به این واکنش‌ها که پاسخ بهنجاری به استرس‌های زایمان هستند، حزن بچه‌دار شدن می‌گویند. اما گاهی پس از زایمان یا پیش از زایمان علایم افسردگی ماژور بروز می‌کند که طی آن تازه‌مادرها به‌طور جدی به آسیب رساندن به خودشان فکر می‌کنند. در موارد شدید ممکن است فرزند تازه‌متولدشده را بکشند.

عواملی مثل استرس ناشی از فرسودگی بدنی، و سازگار شدن با بچه‌داری و تغییرات هورمونی، در افسردگی پیرازایمانی نقش دارند. در DSM-5، افسردگی پیرازایمانی، اختلالی مجزا محسوب نمی‌شود و صرفا مشخص‌کنندۀ افسردگی است.

کتاب مرتبط : رفتاردرمانی شناختی اضطراب و افسردگی حین بارداری و دوره پس از زایمان

چه مواردی در تشخیص افتراقی افسردگی مهم است؟

علایم اختلال افسردگی معمولا با سایر سندروم‌ها و اختلالات هم‌پوشانی دارد. به همین دلیل، ارزیابی دقیقی برای تشخیص‌گذاری لازم است. در ادامه، مواردی را که باید در تشخیص افتراقی اختلالات افسردگی مدنظر داشته‌باشید، بررسی می‌کنیم.

جدول تشخیص افتراقی اختلال افسردگی

اختلالات طبی عمومیبسیاری از اختلالات عصبی و طبی و بسیاری از داروها می‌توانند علایم افسردگی ایجاد کنند. اکثر علل عضوی اختلالات افسردگی با بررسی سوابق پزشکی، معاینات جسمی و عصبی و آزمایش‎های خون و ادرار قابل تشخیص است.
آزمایش‌های تیروئید و فوق‎کلیوی، مهم‌اند چون اختلالات ناشی از آن‌ها ممکن است به‌صورت اختلالات افسردگی نشان داده‌شود. داروهای قلبی، فشار خون، خواب‌آور، ضدروان‌پریشی‌ها، داروهای سرطان و صرع و پارکینسون با علایم شایع افسردگی ارتباط دارند.
بیماری‌های عصبیبیماری‌هایی مثل پارکینسون، دمانس، صرع و بیماری‌های عروق مغز، علایم افسردگی نشان می‌دهند. افسردگی بعد از سکته اغلب شایع است. نکته: افسردگی می‌تواند بر عملکردهای شناختی مثل حافظه و تمرکز تأثیر بگذارد و ممکن است با بیماری‎‌های تحلیل‌برندۀ حافظه مثل آلزایمر اشتباه گرفته شود.  
سایر اختلالات روانیدورۀ افسردگی اختلال دوقطبی، ممکن است مشابه همین دوره در افسردگی اساسی باشد. اختلالات روان‌پریشی، اختلالات خوردن، اختلالات شبه‎‌جسمی، اختلالات سازگاری و اختلالات اضطرابی با علایم افسردگی همراه‌اند.
اختلالات مصرف موادوابستگی به الکل با تشخیص هم‌زمان افسردگی ارتباط دارد. سوء‌مصرف مواد در برخی از بیماران ممکن است در تسریع دوره‌های بیماری دخیل باشد یا اقدامی باشد ازسوی خود بیمار برای درمان بیماری‌اش.
هم‌ابتلاییافراد مبتلا به اختلال افسردگی اساسی درمعرض ابتلا به یک یا چند اختلال هم‌زمان هستند؛ سوء‌مصرف مواد، وابستگی به الکل، اختلال اضطراب اجتماعی، اختلال وسواسی-جبری، اختلال وحشت‌زدگی

شروع، مدت و پیش‌آگهی اختلالات افسردگی

مطالعات مربوط به سیر و پیش‌آگهی اختلالات خلقی به‌طور کلی می‎‌گویند که این اختلالات، سیر طولانی‎‌مدت دارند و بیماران اغلب دچار دوره‌های بازگشت بیماری می‌شوند.

شروع و مدت افسردگی

خطر ابتلا به افسردگی اساسی تا اوایل نوجوانی، نسبتا کم است و بعد از آن، به‌تدریج زیاد می‌شود. طول دوره‌های افسردگی، بین دو هفته تا چندسال متغیر است ولی به‌طور کلی اولین دوره درصورت درمان نشدن، 2 تا 9 ماه طول می‌کشد.

کتاب مرتبط : تشخیص و درمان اختلال های افسردگی

پیش‌ آگهی

اختلال افسردگی اساسی، مزمن است و اغلب افراد دچار عود بیماری می‌شوند. در بیمارانی که فقط یک یا دو دورۀ افسردگی داشته‌اند و کسانی که درمان را ادامه می‌دهند، میزان بازگشت بیماری خیلی کمتر است. هرچه تعداد دوره‌های افسردگی بیشتر شود، فاصلۀ زمانی بین آن‌ها کمتر و شدت دوره‌ها بیشتر می‌شود.

بررسی یک کیس استادی افسردگی به درک عمیق‌تر ابعاد بالینی اختلال افسردگی کمک می‌کند.

– شاخص‌ های پیش‌ آگهی

آگاهی از علائم و علل ابتلا به اختلال افسردگی

پیش‌آگهی خوب و بد، طبق مطالعات مختلف، براساس تعدادی شاخص، قابل‌پیش‌بینی است.

← شاخص‌ های مثبت: شدت کم بیماری، فقدان علایم روان‌پریشی، بدون بیماری‌ هم‌زمان، سن شروع بالا، بستری شدن کوتاه‌مدت، روابط دوستانۀ قوی در نوجوانی، عملکرد اجتماعی و حرفه‌ای مناسب طی 5سال گذشته، شرایط خانوادگی باثبات

← شاخص‌ های منفی: اختلال مصرف مواد، علایم اضطراب، جنسیت مرد، ابتلای هم‌زمان با اختلال دیس‌تایمی و اختلال افسردگی اساسی، بیش از یک دورۀ قبلی

برای درمان اختلال افسردگی چه باید کرد؟

درمان های روانشناختی برای درمان اختلال افسردگی

اختلالات افسردگی معمولاً به مجموعه‌ای از مداخلات دارویی و روان‌شناختی نیاز دارند که بسته به شدت علائم و شرایط فرد، می‌توانند به‌صورت ترکیبی یا جداگانه مورد استفاده قرار گیرند. در ادامه، مهم‌ترین و مؤثرترین روش‌های درمانی برای این اختلالات معرفی می‌شوند.

درمان‌ های روان‌ شناختی برای اختلالات افسردگی

در روش‌های درمانی روان‌شناختی، دو رویکرد شناختی-رفتاری و روان‌درمانی میان‌فردی، محبوبیت و اثرگذاری بیشتری از سایرین دارند. در ادامه، انواع روان‌درمانی‌های رایج برای اختلالات افسردگی را می‌شناسید.

  1. درمان‌ شناختی – رفتاری: در این روش، درمانگر از مراجع می‌خواهد که خطاهای شناختی افسرده‌کنندۀ خود را پیدا کند. فرایندی دشوار به آن دلیل که افکار خودآیند هستند اما درجریان درمان، آگاه شدن به فکرهای منفی و جایگزین کردن آن‌ها با ارزیابی‌های واقع‌بینانه، ممکن می‌شود.
  2. روان‌درمانی میان‌فردی: در این روش درمانی، فرض بر آن است که اخلال در روابط میان‌فردی (اختلافات زناشویی، سوگ، نقص در مهارت‌های اجتماعی و…) راه‌انداز اختلالات افسردگی است. شناسایی مشکلات بین‌فردی و پیدا کردن راه‌حل، راهبرد موثری در درمان است.
  3. روان‎کاوی: در این رویکرد درمانی، هدف، تغییر منش بیمار است، شامل؛ ایجاد احساس صمیمیت، مکانیسم‌های مقابله‌ای موثر و قابلیت سوگواری کردن. درمان روان‌کاوی، اغلب چندین سال طول می‌کشد و بیمار در جریان آن، دوره‌هایی از رنج و اضطراب افزایش‌یافته را تجربه می‌کند.
  4. خانواده‌درمانی: خانواده‌درمانی، زمانی توصیه می‌شود که ابتلای فرد به افسردگی، روابط او با همسر یا سایر اعضای خانواده را به خطر انداخته باشد. در این رویکرد درمانی، نقش خانواده در تداوم پیدا کردن بیماری عضو مبتلا به افسردگی و نقش بیماری او در سلامت روان خانواده، بررسی می‌شود.

کتاب مرتبط : درمان افسردگی آدرین ولز

افسردگی و دارو درمانی

افسردگی، اغلب ناشی از نقص یا کژکاری در انتقال‌دهنده‌های شیمیایی مثل «دوپامین»، «سروتونین» و «نوراپی‌نفرین» مرتبط دانسته می‌شود. بر همین اساس، برای درمان اختلالات افسردگی از چهار نوع دارو استفاده می‌شود:

  • ضدافسردگی‌های سه‌حلقه‌ای (TCA)
  • بازدارند‌ه‌های مونوآمین‌اکسیداز (MAOI)
  • بازدارنده‌های انتخابی بازجذب سروتونین (SSRI)
  • بازدارنده‌های بازجذب انتخابی سروتونین و نوراپی‌نفرین (SNRI)

❗ نکتۀ مهم: اختلالات افسردگی از جمله اختلالات سلامت روان هستند که تشخیص، ارزیابی و درمان آن‌ها باید توسط متخصص سلامت روان و بر اساس بررسی‌های بالینی دقیق انجام شود. خوددرمانی، مصرف خودسرانۀ داروهای ضدافسردگی یا اتکا به توصیه‌های غیرتخصصی نه‌تنها می‌تواند روند بهبود را به تأخیر بیندازد، بلکه در برخی موارد با تشدید علائم، عود بیماری یا بروز عوارض ناخواسته همراه است. بنابراین، در صورت تداوم علائم افسردگی یا ایجاد اختلال در عملکرد روزمره، مراجعه به روانشناس یا روانپزشک و پیگیری درمان بر اساس ارزیابی تخصصی ضروری است.

چه زمانی باید برای افسردگی به روانشناس مراجعه کرد؟

اگر علائمی مانند خلق افسرده، کاهش علاقه یا بی‌لذتی، افت انرژی، اختلال خواب یا اشتها، احساس ناامیدی یا کاهش تمرکز، به مدت بیش از دو هفته ادامه پیدا کنند و باعث اختلال در عملکرد تحصیلی، شغلی، اجتماعی یا روابط بین‌فردی شوند، مراجعه به روانشناس برای ارزیابی و دریافت مداخله تخصصی توصیه می‌شود.
در مواردی که علائم شدیدتر باشند، مانند احساس ناامیدی عمیق، یا وجود افکار مربوط به آسیب به خود یا خودکشی، لازم است در اسرع وقت از خدمات تخصصی سلامت روان استفاده شود.
روانشناس با انجام ارزیابی بالینی و استفاده از ابزارهای تشخیصی معتبر، شدت و الگوی علائم را بررسی کرده و در صورت نیاز، مداخله‌های روان‌درمانی را آغاز می‌کند. همچنین در شرایطی که نیاز به بررسی دارویی یا مداخلات پزشکی وجود داشته باشد، روانشناس فرد را برای ارزیابی تخصصی‌تر به روانپزشک ارجاع می‌دهد.

افسردگی و اضطراب چه شباهت تفاوت‌هایی با یکدیگر دارند؟

افسردگی و اضطراب در برخی علائم مانند اختلال خواب، کاهش تمرکز و احساسات منفی با یکدیگر همپوشانی دارند، اما یکسان نیستند. اضطراب معمولاً با بی‌قراری، تنش و آژیتاسیون همراه است، در حالی که افسردگی بیشتر با خلق پایین، کاهش انرژی، کندی روانی-حرکتی و کاهش انگیزه شناخته می‌شود.

نمونه موردی افسردگی
یک زن 34 ساله به نام mia نزد روانشناس رفت و گفت از وقتی که به یاد می‌آورد غمگین و افسرده است. او گفت هرگز پیش نیامده است احساس کند حالش خوب است و غم ندارد. وقتی از او خواست هشد غم و افسردگی خود را روی مقیاس 1 تا 10 برای خوشحال ترین موردی که تا به حال احساسا کرده است رتبه بندی کند، گفت به آن نمرۀ 4 می‌دهد.

Mia گفت که شب هایخ واب خوبی ندارد اما سطح انرژی اش در سطحی معقول است. اشتهای او در طی چندسال گذشته نوسان داشته است اما اصلا کاهش وزن نداشته است. او گفت اپراتور کامیوتر است اما بخش اعظم روز احساس می‌کند حواسش پرت است و در تصمیم گیری هایش در ارتباط با وظایف شغلی خود خیلی تردید می‌کند.

Mia گفت که احساس می‌کند عزت نفسش پایین است ولی افکار خودکشی نداردو او گزارش داد که پنج سال پیش به علت افسردگی ماژور بستری شده است و با یک دارویآنتی دپرسانت با موفقیت درمان شده است. او نام آن دارو را به یاد ندارد. او گفت که حداقل به مدت 10 سال گذشته افسرده بوده است و گفت که این احساس او یک احساس مداوم است و اصلا کم نمی‌شود. او گفت که سمپتوم های مانیک، سمپتوم های سایکوتیک، یا سومصرف مواد مخدر یا الکل ندارد. Mia هیچگونه مشکل پزشکی نداشت.

سخن پایانی

اختلالات افسردگی شیوع بالا و عوارض ناتوان کننده ای دارند و یکی از اصلی ترین علت های ناتوانی مرتبط با سلامت روان در دنیا به شمار میرود. افسردگی به طور معمول عارضه ای تکرار شونده است که بر دیدگاه مراجع نسبت به خود، محیط و آینده تأثیر منفی می‌گذارد ئو اختلال های افسردگی با خطر خودکشی چشمگیری همراه اند. این اختلالات اغلب شیوع خانوادگی دارند و علاوه بر عوانل ژنتیکی، نابهنجاری در انتقال دهنده های عصبی و دستگاه ای عصبی درون ریز در بروز آن ها نقش دارند.
در این مقاله از وبلاگ روان آموز، هرآنچه را که نیاز داشتید دربارۀ اختلال افسردگی بدانید برایتان قرار دادیم. اگر همچنان سوال و یا انتقادی دارید؛ با ما در قسمت نظرات درمیان بگذارید. همچنین اگر داوطلب کنکور ارشد روانشناسی هستید می‌توانید برای اطلاع کامل از رشته‌ها، گرایش‎‌ها، دروس، منابع و ظرفیت پذیرش دانشگاه‌ها به صفحۀ منابع ارشد روانشناسی مراجعه کنید.

منابع

تیم تحریریه روان آموزتیم تحریریه روان آموز

طرح SOS روان آموز

مشاوره رایگان با پشتیبانان حرفه ای روان آموز

در شروع درس خواندن معمولاً سوالاتی ذهنتان را به خودش مشغول می‌کند که ممکن است باعث نگرانیتان شده و حتی شما را از ادامه‌ی مسیر منصرف کند. روان‌آموز در کنار شماست تا پاسخگوی هر سوالی باشد که در مسیر درس خواندن و کنکور برایتان پیش می‌آید. فقط کافی‌ست شماره خودتان را در فرم پیش‌رو وارد کنید و منتظر تماس پشتیبابان حرفه‌ای روان‌آموز باشید.

دیدگاهتان را بنویسید

لطفا نظرتان را با ما به اشتراک بگذارید

1 2 3 4 5

سبد خرید من

در حال بارگذاری...