قبول شدن با رتبه‌ی خوب در کنکور ارشد، فقط و فقط مختص کسانی است که در رشته‌ی خودشان ادامه‌تحصیل می‌دهند؟ اگر از ما بپرسید که می‌گوییم خیر! تازه می‌توانیم یک لیست بلندبالا از دانشجوهای تغییررشته‌ای رو کنیم که توانسته‌اند در آزمون ارشد، بدرخشند. یکیشان رفیقِ روان‌آموزی ما، «شقایق احمدی» است. در این مطلب به مصاحبه با رتبه 42 ارشد روانشناسی تربیتی 1402 می‌پردازیم. شقایقِ 22ساله و اهل زنجان، کارشناسی‌اش را در رشته‌ی مشاوره از دانشگاه فرهنگیان رشت گرفته‌ و در کنکور ارشد 1402، رتبه‌ی 47 عمومی، 42 تربیتی و 184 بالینی را کسب کرده‌است. اسرار موفقیت در کنکور را از زبان شقایق بخوانید.

  • سروکله‌ی رشته‌ی روانشناسی، کی و چطور در زندگی تو پیدا شد؟

ترم اول دانشگاه، «زمینه‌ی روانشناسی هیلگارد»، اولین درس و کتابی بود که با آن روبه‌رو شدم. سر این کلاس، کم‌کم به رشته‌ی روانشناسی و مباحثش علاقه پیدا کردم و مشتاق شدم که بیشتر راجع‌به مسائل مختلفش، مخصوصا نوروسایکولوژی، چیز یاد بگیرم.

  • دوران کارشناسی، چطور گذشت؟ دانشجوی درس‌خوانی بود؟

از آن‌جایی که دانشگاه فرهنگیان دروس سنگینی نداشت، درطول ترم به شنیدن توضیحات اساتید بسنده می‌کردم و عمده‌ی مطالعاتم به اواخر ترم محدود می‌شد.

  • کنکور، کی و چرا برای تو جدی شد؟

تقریبا از تابستان 1401 به فکر درس خواندن برای کنکور افتادم. یادگیری و بودن در فضای آکادمیک، یکی از ارزش‌های زندگی من محسوب می‌شود. مطالعه را با قدم‌های کوچک و زبان خواندن، شروع کردم.

  • از عادت‌های مطالعه‌ات برای ما بگو.

یکی از عادت‌های مطالعاتی‌ام -که نمی‌دانم مزیت محسوب می‌شود یا نقطه‌ضعف- این است که در پارت‌های کوتاه مطالعه می‌کنم و نمی‌توانم به‌طور مستمر، مثلا یک یا دو ساعت پشت سرهم به مطالعه‌ی یک درس ادامه بدهم. به همین خاطر از تکنیک «پومودورو» استفاده می‌کردم. از آن‌جایی‌که موقع کنکور، دانشجو و خوابگاهی بودم، عمده‌ی زمان درس خواندنم در سالن مطالعه‌ی دانشگاه می‌گذشت. چهار روز در هفته هم کلاس داشتم و وقت چندانی برای درس خواندن باقی نمی‌ماند. برای همین سعی می‌کردم از ساعات بین کلاس‌ها و آخر هفته‌ها برای مطالعه استفاده کنم.

  • چطور با روان‌آموز آشنا شدی و از کدام خدمات و محصولاتش استفاده کردی؟

ازطریق اینستاگرام با روان‌آموز آشنا شدم و وقتی فهمیدم که مشاورین کنکور و رتبه‌های برتر، از پوشش‌دهی کتب روان‌آموز رضایت بالایی دارند، کتاب‌هایش را تهیه کردم؛ روانشناسی رشد روان آموز برخلاف سایر کتب کمک‌آموزشی، کتاب «پاپالیا» را در که سال‌های اخیر خیلی ازش سوال طرح می‌شود، به‌خوبی پوشش داده‌بود. کتاب روانشناسی کودکان استثنائی‌اش هم دسته‌بندی خیلی خوبی داشت، برعکس کتاب دیگری که برای این درس خواندم و باعث سردرگمی‌ام شد. به‌علاوه از یک مشاوره‌ی تک‌جلسه‌‌ای و آزمون‌های آزمایشی جامع روان‌آموز هم استفاده کردم. آزمون‌ها واقعا عالی بودند. رتبه‌ی من در آخرین آزمون روان‌آموز، خیلی خیلی نزدیک به رتبه‌ی کنکورم بود.

  • وقت‌هایی که درس خواندن، خسته و کلافه‌ات می‌کرد و انگیزه‌ات را ازدست می‌دادی، چی دوباره تو را می‌نشاند پای مطالعه؟

به خود می‌گفتم حالا که تا این‌جا آمده‌ام، به احترام تلاش‌هایم باید ادامه بدهم. برایم مهم بود که طوری تلاش کنم تا درنهایت، فارغ از نتیجه، پیش خودم شرمنده نباشم.

  • دربین منابع، کتابی هست که بخواهی به کنکوری‌‎ها توصیه کنی؟

به بچه‌ها، روانشناسی رشد روان‌آموز و فیزیولوژی دکتر پیری (پوران پژوهش) را پیشنهاد می‌کنم.

  • کلاس کنکور و مشاوره، چه جایی در موفقیت تو داشت؟

در کارگاه جمع‌بندی رشد شرکت کردم که خیلی در بالا بردن درصد رشدم موثر بود. دو سری هم مشاوره‌ی تک‌جلسه‌ای داشتم که پاسخ سوالاتم را داد و روشنگر راهم بود. ازنظر من مشاوره و کلاس، نقش هدایتگر را برعهده دارند اما درنهایت خود فرد است که تعیین می‌کند از این موارد چطور تأثیر بگیرد.

  • وقتی برای تفریح و سرگرمی هم داشتی یا فقط درس و تست؟

بله، به تفریح و سرگرمی، وقت کافی و حتی گاهی زیادی، اختصاص می‌دادم.

  • برنامه‌ریزی کنکورت، چه ویژگی‌های مثبتی داشت که دلت بخواهد به دیگران هم پیشنهادشان کنی؟

خیلی به خودم سخت نمی‌گرفتم که یک‌سری درس‌ها حتما باید تا موعد مقرر خوانده‌شود. چون حس می‌کردم بعد از مدتی دچار فرسودگی می‌شوم. البته تمام تلاشم را می‌کردم ولی اگر احیانا به یکی، دوتا از درس‌ها نمی‌رسیدم، خودم را بابتش سرزنش نمی‌کردم. درعوض سعی می‌کردم در فرصت مناسب، جبرانش کنم.

  • در آزمون‌های جامع روان‌آموز شرکت کردی؟ 

بله، در دو آزمون آخر شرکت کردم. به‌نظرم سوالات خیلی استاندارد و نزدیک به کنکورهای اخیر بود. به‌علاوه، رتبه‌ام و تحلیلی که بعد از آزمون دراختیارم قرار داده‌شد، در شناسایی نقاط ضعف و قوتم خیلی کمک کرد.

  • دکمه‌ی عقب‌گرد را می‌زنیم و تو را برمی‌گردانیم به روزی که تصمیم گرفتی درس خواندن برای کنکور را شروع کنی. این‌بار هم به همان ترتیب پیش می‌روی یا چیزهایی هست که بخواهی تغییرشان بدهی؟

همه‌چیز را به همان ترتیب پیش می‌برم، به‌جز دورانی که برای درس خواندن در فضای دانشگاه استرس داشتم و فکر می‌کردم ازپسش برنمی‌آیم. آن موقع تصور می‌کردم به‌خاطر سختی‌های دانشگاه و خوابگاه، نمی‌توانم مطالعه‌ی خوبی داشته‌باشم. اگر به عقب برگردم، فاجعه‌سازی درباره‌ی کنکور و درس خواندن را کنار می‌گذارم.

  • با درس‌های چالش‌برانگیز و رواعصاب چه می‌کردی؟

بخش‌های خیلی سخت را که فکر می‌کردم اصرار به خواندنشان فایده‌ای به‌جز هدر دادن زمان ندارد، کنار می‌گذاشتم. علاوه‌بر این سعی می‌کردم این درس‌ها را در پارت‌های کوتاه بخوانم تا خیلی به خودم فشار وارد نکنم.

  • در سال کنکور، اتفاق ناخواسته‌ای یا مسئله‌ای پیش آمد که تو را به چالش بکشد؟

اوایل فکر می‌کردم که دانشگاه‌ها قرار است مجازی شود و می‌توانم راحت توی خانه درس بخوانم. حضوری شدن دانشگاه‌ها، کمی شوکه‌ام کرد ولی توانستم ازپسش بر بیایم. وضع موجود را پذیرفتم و به خودم گفتم حالا که نمی‌شود برای شرایط کاری کرد، باید بهترین انتخاب را متناسب با موقعیت داشته‌باشم.

  • برای جمع‌بندی درس‌ها چه کردی؟

ماه آخر، دانشگاه نرفتم و توانستم توی خانه با فراغ بال درس بخوانم. ساعت مطالعه‌ام را افزایش دادم. برای رشد، کارگاه جمع‌بندی شرکت کردم و برای سایر دروس، تست‌های کنکور و خلاصه‌نویسی‌هایم را مرور کردم. زمان جمع‎‌بندی برای من، دوران طلایی بود و توانستم درس‌ها را عمیق‌تر و کنکوری‌تر بخوانم.

  • روز کنکورت چطور گذشت؟

روز کنکور، اصلا استرس نداشتم و حتی می‌توانم بگویم بی‌حس شده‌بودم چون دیگر نتیجه برایم مهم نبود. سوالات را با توجه به ترتیب دفترچه جواب دادم تمام.

  • به‌جز نتیجه‌ی کنکور، این دوره‌ی مطالعاتی چه چیزهایی بهت یاد داد؟

بهم یاد داد که مهم نیست شرایط چقدر سخت است؛ در قدم اول باید بپذیرمش. اگر قابل تغییر است، تغییرش بدهم وگرنه با آن به صلح برسم.

  • در چشم‌انداز تو از آینده چه خبر است؟

مراوده با افرادی که ازنظر علمی سطح بالایی دارند و موجب پیشرفتم می‌شوند و ادامه دادن راه این افراد. به‌علاوه می‌خواهم معلم و روانشناسی باشم که صرفا این دو عنوان را یدک نمی‌کشد، بلکه در حیطه‌ی خودش تأثیری -هرچند کوچک- به‌جا می‌گذارد.

  • روان‌آموز در سال کنکورت چه نقشی داشت؟

کتاب‌هایش به طبقه‌بندی مطالب توی ذهنم کمک کرد و خیلی برایم انگیزه‌بخش بود؛ همیشه به صفحه‌ی چهار و پنج کتاب کودکان -که اسم رتبه‌برترهای سال گذشته را زده‌بود- نگاه می‌کردم و فکر می‌کردم که ممکن است من هم یک روز مثل آن‌ها رتبه‌ی خوبی کسب کنم. با این‌که برایم دور از ذهن بود، تقریبا به واقعیت پیوست.

  • لطفا هر کدام از این کلمات را با یک کلمه، جمله یا عبارت توصیف کن.

روانشناسی: عشقروان‌آموز: یار مهربان
مهاجرت: دوریسازمان سنجش: غیرقابل‌پیش‌بینی
خانواده: امنیتفروید: پدر روانشناسی
ازدواج: –آرزو: تلاش
عشق: شیرینی زندگیبهترین رفیق: سپیده و مریم
استاد: محبت بهارمهم‌ترین دستاورد تاکنون: رتبه‌ی کنکور کارشناسی و کارشناسی‌ارشد
الگو: استاد عبدالله‌پوربزرگ‌ترین آرزوی شخصی: داشتن یک خانه
کنکور: طاقت‌فرسا و نیازمند تاب‌آوری بالابزرگ‌ترین هدف شغلی: تأثیرگذار بودن
دانشگاه: دوست‌داشتنیگرایش موردانتخاب ارشد: عمومی
آینده: غیرقابل‌پیش‌بینیدانشگاه موردانتخاب ارشد: علامه
دکترا: سختهوش یا تلاش؟ هر دو