زیگموند فروید و مهم ترین نظریه های او به زبان ساده

بروزرسانی: 20 اردیبهشت 1405
12710بازدید
11 زمان مطالعه
2 نظر
زندگینامه و نظریه های فروید پدر علم روانکاوی

زیگموند فروید (۱۸۵۶–۱۹۳۹) پزشک عصب‌شناس اتریشی و بنیان‌گذار علم روانکاوی است که با معرفی مفهوم «ناهشیار» نگاه انسان به ذهن و رفتار خود را در روانشناسی دگرگون کرد. و نظریه‌های چالش‌برانگیز او درباره تحلیل رویا، ساختار شخصیت و رشد روانی-جنسی، تأثیری عمیق و ماندگار بر روانشناسی، روان‌درمانی، فرهنگ و تفکر مدرن برجای گذاشت.

هرکس از روانشناسی و روانکاوی چیزی شنیده‌باشد، حتماً نام فروید را نیز شنیده‌است. زیگموند فروید فقط یک روان‌پزشک نبود؛ او کسی بود که جرئت کرد به بخش‌هایی از ذهن انسان نگاه کند که تا پیش از او نادیده گرفته می‌شدند.

او باور داشت آنچه ما هستیم، فقط حاصل تصمیم‌های آگاهانۀ ما نیست، بلکه ریشه در خاطرات فراموش‌شده، تعارض‌های ناهوشیار و امیالی دارد که حتی خودمان هم از آن‌ها خبر نداریم.

در این مطلب از سایت روان آموز، در ابتدا مروری کوتاه بر زندگینامه فروید خواهیم داشت و برجسته‌ترین نظریه‌های او را برایتان به‌صورت کامل شرح خواهیم داد.

آشنایی اولیه با بنیان گذار روانکاوی

در ابتدا قصد داریم با پاسخ به چند سوال رایج و متداول، معرفی مختصری از فروید به خوانندگان ارائه کنیم:

زیگموند فروید چه کرد؟

در طول دوران حرفه‌ای پنج دهه‌ای خود، فروید بیش از دوازده کتاب و صدها مقاله نوشت. او همچنین جنبش روان‌کاوی را تأسیس کرد و پیروانی چون آدلر، یونگ و اتو رانک را به دور خود جمع کرد. نظریۀ معروف شخصیت را ارائه کرد و مفهوم ناخودآگاه را به روانشناسی مدرن اضافه کرد. همچنین پژوهش‌های زیادی در زمینۀ پژوهش درباره رویا، اضطراب، تروما، جنسیت، دین و فرهنگ انجام داده است.

فروید در درمان بیماران خود از چه نوع درمانی استفاده می‌کرد؟

فروید از روان‌کاوی (Psychoanalysis) استفاده می‌کرد.

مهم‌ترین تکنیک‌های فروید در درمان عبارتند از:

  • تداعی آزاد (Free Association): بیمار هرچه به ذهنش می‌رسید بدون سانسور بیان می‌کرد.
  • تحلیل رویا: رویاها به‌عنوان بازتاب تعارض‌های ناخودآگاه تحلیل می‌شدند.
  • تحلیل انتقال (Transference): احساسات بیمار نسبت به درمانگر بررسی می‌شد.
  • تحلیل مقاومت (Resistance): وقتی بیمار از صحبت درباره موضوعی اجتناب می‌کرد، فروید آن را معنادار می‌دانست.

او در ابتدای کار تحت تأثیر Jean-Martin Charcot از هیپنوتیزم استفاده کرد، اما بعدها آن را کنار گذاشت.

نظریه فروید در مورد افسردگی چیست؟

فروید نظریه افسردگی را به عنوان «پرخاشگری معطوف به خود» مطرح کرد. بر اساس این دیدگاه، فروید معتقد بود وقتی فرد کسی را از دست می‌دهد (از طریق مرگ یا جدایی)، خشم و عصیانی که نمی‌تواند آن را به سمت فرد از‌دست‌رفته نشان دهد، به درون برمی‌گردد و متوجه خود فرد می‌شود. به عبارت ساده‌تر، از نظر فروید، افسردگی نوعی «عزاداری برای یک از دست داده» بود که در آن، احساسات منفی نسبت به دیگری، به انتقاد از خود تبدیل می‌شوند. او این نظریه را در اثر معروف خود «سوگواری و مالیخولیا» (۱۹۱۷) به تفصیل شرح داد.

چرا نظریه‌های زیگموند فروید بحث‌برانگیز است؟

نظریه‌های فروید چند دلیل اصلی برای بحث‌برانگیز بودن دارند:

  • تأکید افراطی بر جنسیت: کتاب Three Essays on the Theory of Sexuality در زمان خود جامعه علمی را شوکه کرد. نظریه روان‌کاوی فروید ابتدا چندان خوب پذیرفته نشد؛ وقتی به آن توجه می‌شد، معمولاً با رسوایی مواجه می‌شد، چراکه بروئر نیز پیش‌بینی کرده بود که تأکید فروید بر ریشه‌های جنسی و محتوای جنسی روان‌رنجوری‌ها، افراد را شوکه خواهد کرد.
  • فقدان قابلیت آزمون‌پذیری علمی: بسیاری از مفاهیم فروید مانند نهاد، فرامن و ناخودآگاه را نمی‌توان مستقیماً اندازه‌گرفت یا آزمایش کرد.
  • روش تحقیق: فروید عمدتاً از مطالعات موردی فردی به عنوان پایۀ نظریه‌پردازی استفاده می‌کرد، در حالی که علم مدرن نیازمند آزمون‌های آماری و نمونه‌های بزرگ‌تر است.
  • جانبداری جنسیتی: نظریات او درباره زنان، از جمله مفهوم «حسادت به آلت تناسلی»، از نظر فمینیست‌ها شدیداً مورد انتقاد قرار گرفته است.
  • احتمال سوگیری تفسیری: برخی پژوهشگران معتقدند فروید گاهی داده‌ها را در جهت نظریات خود تفسیر می‌کرد.

چرا زیگموند فروید مشهور است؟

فروید مشهور شد چون نگاه بشر به ذهن را تغییر داد.

پیش از او، بسیاری از اختلالات روانی صرفاً ضعف اخلاقی یا اختلال جسمی تلقی می‌شدند. فروید پیشنهاد کرد:

  • انسان همیشه از انگیزه‌های خود آگاه نیست.
  • تعارض‌های کودکی می‌توانند سال‌ها بعد خود را نشان دهند.
  • علائم روانی می‌توانند معنا داشته باشند.

همین نگاه انقلابی باعث شد روان‌شناسی مدرن مسیر تازه‌ای پیدا کند.

زیگموند فروید کجا تحصیل کرد؟

فروید در سال ۱۸۷۳ وارد دانشکده پزشکی دانشگاه وین University of Vienna شد و پزشکی خواند.

او در ابتدا روی زیست‌شناسی تمرکز کرد و شش سال تحت نظارت دانشمند برجسته آلمانی ارنست بروکه در آزمایشگاه فیزیولوژی دانشگاه به پژوهش پرداخت و سپس در نورولوژی تخصص گرفت.

۵ مطالعۀ موردی اصلی و معروف فروید چیست؟

روایت‌های فروید از درمان بیمارانش نقش کلیدی در توسعه نظریه روان‌پویشی و مراحل رشد روانی-جنسی داشتند. پنج مورد اصلی عبارتند از:

هانس کوچک (Little Hans): هانس کوچک پسر یکی از دوستان و پیروان فروید بود. این کودک پنج‌ساله پس از مشاهده یک حادثه دردناک در خیابان، دچار ترس از اسب شد. فروید این پرونده را در مقاله‌ای با عنوان «تحلیل فوبیا در یک پسر پنج‌ساله» (۱۹۰۹) منتشر کرد و از آن برای حمایت از نظریه عقده ادیپ و مراحل رشد روانی-جنسی استفاده نمود.

مرد گرگ (Wolf Man): دکتر سرگئی پانکجف (۱۸۸۶-۱۹۷۹) بیمار فروید بود که به دلیل رویایی نمادین که برای فروید تعریف کرد، «مرد گرگ» نامیده شد. فروید جلسات درمانی با او را که از فوریه ۱۹۱۰ آغاز شد، در مقاله‌ای با عنوان «از تاریخچه یک نوروز کودکانه» در ۱۹۱۸ شرح داد.

دورا (Dora): یکی از معروف‌ترین پرونده‌های فروید که در آن به بررسی هیستری و سرکوب در یک بیمار زن جوان پرداخت و تحلیل رویا را در درمان به کار برد.

مرد موش (Rat Man): پرونده‌ای دربارۀ وسواس شدید؛ فروید این بیمار را با اختلال وسواس اجباری که افکاری آزاردهنده دربارۀ موش داشت، درمان کرد.

دانیل شربر (Daniel Schreber): تنها پرونده‌ای که فروید بدون دیدن مستقیم بیمار و صرفاً بر اساس خاطرات منتشرشده او تحلیل کرد و از آن برای بررسی پارانویا استفاده نمود.

منبع: www.psychologistworld.com/freud/case-studies-overview

زیگموند فروید به چه چیزی معروف است؟

فروید بنیان‌گذار روان‌کاوی بود؛ روشی برای درک ذهن انسان و اختلالات آن که تأثیر عمیقی بر طیف گسترده‌ای از حوزه‌ها، از جمله روان‌شناسی گذاشت. همچنین او به دلیل معرفی مفاهیمی مانند عقده ادیپ، سرکوب، لغزش فرویدی و تحلیل رویا شهرت جهانی دارد.

معروف ترین نظریه زیگموند فروید چیست؟

مشهورترین نظریۀ فروید، نظریۀ روان‌کاوی (Psychoanalytic Theory) است. در مرکز این نظریه این ایده قرار دارد که بخش بزرگی از رفتار، هیجان‌ها، تعارض‌ها و حتی نشانه‌های روانی انسان از فرآیندهای ناهشیار (Unconscious Processes) سرچشمه می‌گیرند.

در میان اجزای مختلف نظریۀ او، چند مفهوم از همه مشهورترند:

  1. ساختار شخصیت: نهاد، من و فرامن: فروید در سال ۱۹۲۳ مدل ساختاری ذهن را مطرح کرد. این مدل هنوز هم یکی از شناخته‌شده‌ترین مفاهیم تاریخ روان‌شناسی است، هرچند امروزه بیشتر ارزش نظری و تاریخی دارد تا تجربی.
  2. ناخودآگاه: شاید حتی بتوان گفت معروف‌ترین ایدۀ فروید مفهوم ناخودآگاه است؛ اینکه بسیاری از خواسته‌ها، خاطرات، تعارض‌ها و انگیزه‌های ما خارج از آگاهی هشیار عمل می‌کنند.
  3. مراحل رشد روانی-جنسی: فروید معتقد بود شخصیت انسان در کودکی از چند مرحله رشد می‌کند (دهانی، مقعدی، آلتی، نهفتگی، تناسلی). او باور داشت تثبیت در هر مرحله می‌تواند بر شخصیت بزرگسالی اثر بگذارد.

خلاصه ای از زندگی فروید

بیوگرافی فروید روانشناس

داستان زندگی فروید از ششم ماه می ۱۸۵۶ در شهر کوچک «فریبرگ» که در آن زمان بخشی از مجارستان و اتریش محسوب میشد، آغاز می‌شود. جالب است بدانید که نام او در ابتدا «سلیمان زیگزماند» بود و بعدها در دانشگاه آن را به «زیگموند» تغییر داد.

کودکی فروید و بافت خانوادگی او

تولد او با یک اتفاق عجیب همراه بود که سرنوشت او را در ذهن مادرش رقم زد؛ فروید با «کیسه» (پرده‌ای روی سر) متولد شد و در باورهای آن زمان، این نشانه خوش‌یمنی بود و حتی پیرزنی به مادرش گفت که مرد بزرگی را به دنیا آورده است

او که در خانواده‌ای از طبقه متوسط یهودی بزرگ شده بود، از همان ابتدا تحت تأثیر پیوند عاطفی عمیق با مادرش، آمالیا، قرار داشت؛ پیوندی که خود بعدها آن را عاملی برای اعتماد‌به‌نفس و موفقیت‌هایش می‌دانست.

پدرش جاکوب، تاجر پشم بود، اما ورشکستگی باعث شد آن‌ها به وین مهاجرت کنند و دوران کودکی‌اش در فقر بگذرد.

او هوش سرشاری داشت و در کودکی زبان‌های متعددی مثل لاتین، یونانی، فرانسوی و انگلیسی را آموخت.

تسلط او بر ادبیات کلاسیک و اشعار شکسپیر و گوته از دوران کودکی باعث شد که بعدها برای نام‌گذاری مفاهیم روانی از اسطوره‌ها کمک بگیرد (مانند عقده ادیپ).

کتاب مرتبط: زیگموند فروید اثر علیرضا جزایری

از آزمایشگاه تا مطب؛ تغییری که عشق رقم زد

فروید در سال ۱۸۷۳ وارد دانشکده پزشکی وین شد، اما نه برای اینکه پزشک شود؛ بلکه تحت تأثیر گوته و داروین، کنجکاوی‌اش او را به سمت پژوهش کشاند.

او در سال‌های ۱۸۷۶ تا ۱۸۸۲ در انستیتو فیزیولوژی زیر نظر استادش ارنست بروکه به تشریح سیستم عصبی جانداران پرداخت. اما چه چیزی او را به سمت طبابت کشاند؟ عشق.

فروید عاشق دختری به نام «مارتا برنایس» شد و چون درآمد پژوهشگری برای ازدواج کافی نبود، به توصیۀ استادش و برخلاف میل باطنی، تصمیم گرفت مطب باز کند و در بیمارستان عمومی وین دوره کارورزی ببیند.

فروید در پاریس و کشف دنیای ناخودآگاه

نقطۀ عطف زندگی حرفه‌ای فروید، آشنایی با ژوزف بروئر و مطالعه روی بیمارانی بود که از هیستری رنج می‌بردند. او در سال ۱۸۸۵ به پاریس سفر کرد و در بیمارستان «سالپتریر» نزد پرفسور «ژان مارتن شارکو» مشغول به یادگیری شد.

تا پیش از آن تصور می‌شد بیماری «هیستری» (که علائمی مثل فلج و نابینایی داشت) مختص زنان است؛ اما شارکو و فروید نشان دادند که مردان هم به این بیماری دچار می‌شوند و ریشه آن تنش‌های روانی و «تروما» است. او در پاریس با تکنیک هیپنوتیزم آشنا شد و سعی کرد از آن برای درمان استفاده کند.

انتشار کتاب «مطالعاتی در مورد هیستری» در سال ۱۸۹۵ با همکاری بروئر، آغاز رسمی جنبش روان‌کاوی بود.

فروید و کشف روانکاوی

فروید پس از بازگشت، با همکاری ژوزف بروئر روی پرونده‌های معروفی مثل «آنا اُ» کار کرد که با روش گفتگو درمانی معالجه شده بود. اما در نهایت متوجه شد هیپنوتیزم همیشه جواب نمی‌دهد؛ پس روش جدیدی به نام «تداعی آزاد» را ابداع کرد.

در این روش بیمار باید هرچه به ذهنش می‌آمد، حتی چیزهای دردناک یا شرم‌آور را بیان می‌کرد. او کشف کرد که وقتی بیماران سکوت می‌کنند یا صحبت را قطع می‌کنند، دچار مقاومت شده‌اند و دقیقاً همان‌جا محل دفن خاطرات سرکوب‌شده است. هدف او این بود که با تخلیه هیجانی، علائم بیماری را از بین ببرد.

فروید با ابداع روش تداعی آزاد و مفهوم مقاومت، از هیپنوتیزم فاصله گرفت و راه را برای ورود به دنیای ناخودآگاه گشود.

مقاله مرتبط: روانکاوی چیست و روانکاو کیست؟

گسترش جنبش و نظریه های انقلابی

سال‌های پایانی قرن نوزدهم و آغاز قرن بیستم، دوران درخشش نظری اوست:

  • تعبیر رویا: او در سال ۱۹۰۰ کتاب «تعبیر رویاها» را منتشر کرد و رویا را راهی به ناخودآگاه دانست.
  • سه رساله درباره تئوری جنسی (۱۹۰۵): او با مطرح کردن غریزه جنسی در دوران کودکی و «عقده ادیپ»، جامعه علمی آن زمان را شوکه کرد.
  • مدل ساختاری ذهن (۱۹۲۳):: او مدل ذهنی «نهاد»، «من» و «فرا من» را ارائه داد.

او با تشکیل «جامعه روان‌شناسی چهارشنبه»، پیروانی چون «آدلر»، «یونگ» و «اتو رانک» را جذب کرد، هرچند بعدها به دلیل اختلافات نظری، از اکثر آن‌ها جدا شد.

سال های پایانی زندگی فروید؛ رنج، جنگ و تبعید

بهترین کتاب های روانشناسی فروید

دهه‌های پایانی زندگی او با تراژدی‌های شخصی و سیاسی همراه بود. مرگ دخترش «سوفی» و نوۀ محبوبش «هاینز»، و همچنین ابتلا به سرطان فک در سال ۱۹۲۳، او را با مفهوم «غریزه مرگ» (Thanatos) روبه‌رو کرد که در کتاب «فراسوی اصل لذت» به آن پرداخت.

با ظهور نازیسم در سال 1923، کتاب‌های او در برلین سوزانده شد و در نهایت، پس از تصرف اتریش توسط آلمان در سال ۱۹۳۸، او که به شدت بیمار بود، به ناچار وین را به مقصد لندن ترک کرد.

زیگموند فروید در ۲۳ سپتامبر ۱۹۳۹ در سن 83 سالگی، در حالی که جهان در آستانه جنگ جهانی دوم بود، در لندن درگذشت.

او در آخرین ماه‌های زندگی‌اش، در حالی که از سرطان رنج می‌برد، روی شخصیت حضرت موسی تحقیق می‌کرد و سعی داشت روان‌کاوی را روی تاریخ و دین پیاده کند و معتقد بود مفاهیم روان‌کاوی نه تنها در فرد، بلکه در تاریخ یک ملت هم تکرار می‌شود.

فروید کتاب «موسی و یکتاپرستی» را در آخرین سال زندگی اش در این باره منتشر کرد.

دانشجویان او افراد برجسته‌ای بودند‌ چون: «کارل یونگ»، «آلفرد آدلر» و بسیاری از افراد صاحب‌نام‌ اوایل قرن بیستم. افرادی مثل «آنا. اُ فروید»، «اریکسون»، «اتو رنک»، «ملانی کلاین» و «ارنست جونز» هم از این روانشناس برجسته تأثیر گرفتند.

کتاب های معروف فروید

نظریه های فروید را بشناسیم!

فروید مفاهیم زیادی دربارۀ ذهن انسان مطرح کرده و روان کاوی را رسماً پایه‌گذاری کرد و درواقع، جانی دوباره به این رویکرد داد.

او همچنین چندین مفهوم تاثیرگذار در این حوزه مطرح کرد، مفاهیمی مثل تحلیل رویا، مدل ساختاری روان و نظریاتی مثل نظریۀ روانی-جنسی، نظریۀ شخصیت، گفتاردرمانی، تحلیل خواب و مکانیسم‌های دفاعی.

فروید کتاب‌های «تعبیر رویاها»، «آسیب شناسی روانی زندگی روزمره» و «سه مقاله درمورد نظریه جنسیت» نوشت‌ و در حوزۀ عصب‌شناسی هم آثاری تأثیرگذار همراه با «بروئر» منتشر کرد.

در ادامه با برخی از مهم‌ترین نظریه های یکی از شخصیت‌های تاثیرگذار دنیای روانشناسی آشنا می‌شوید.

🔹 نظریه روانکاوی و دینامیک های آن

خلاصه نظریه روانکاوی فروید

فروید، بنیان‌گذار نظریه‌ روان کاوی بود. او ذهن را به سه سطح هشیار، نیمه‌هشیار (حافظه در دسترس) و ناهوشیار (مخزن اصلی غرایز و خاطرات سرکوب‌شده) تقسیم کرد.

در دیدگاه او، روان‌درمانی فراتر از یک گفتگوی ساده است؛ این یک فرآیند پیچیده برای کشف ناهوشیار است.

هدف:

او معتقد بود ریشۀ بسیاری از مشکلات روانی در ناهشیار قرار دارد؛ یعنی احساسات، خاطرات و تعارض‌هایی که سرکوب شده‌اند.

این درمان کمک می‌کند این تعارض‌ها از ناهشیار به هشیار بیایند و وقتی فرد بفهمد چرا و از کجا مشکلش شروع شده، به بینش (Insight) می‌رسد.

درنتیجه با این آگاهی، «خود» قوی‌تر می‌شود و می‌تواند رفتار و هیجان‌ها را بهتر کنترل کند و درنهایت علائم روانی کم می‌شوند یا از بین می‌روند.

انتقال (Transference):

انتقال مهم‌ترین اتفاقی و کلید اصلی بهبود است که در درمان فرویدی رخ می‌دهد:

بیمار ناخودآگاه، احساسات حل‌نشده‌اش نسبت به آدم‌های مهم گذشته (مثل پدر و مادر) را به درمانگر فرافکنی می‌کند.

ممکن است درمانگر را خیلی دوست داشته باشد، به او وابسته شود، یا برعکس از او عصبانی یا متنفر شود. در واقع این احساسات در واقع مربوط به درمانگر نیستند؛ بلکه بازسازی روابط قدیمی‌اند.

مقاومت:

ذهن انسان همیشه آماده همکاری نیست و زمانی‌که قرار است به خاطرات دردناک، ترسناک یا شرم‌آور نزدیک شویم، ناخودآگاه مقاومت می‌کند.

این مقاومت می‌تواند به شکل فراموشی، شوخی‌کردن، دیر آمدن به جلسه یا عوض‌کردن موضوع ظاهر شود.

مقاومت در واقع یک مکانیزم دفاعی است برای فرار از درد و نقش درمانگر این است که بدون فشار یا قضاوت، این مقاومت‌ها را بشناسد و به‌آرامی آن‌ها را کنار بزند.

نظر انجمن روانشناسی آمریکا دربارۀ رویکرد روان کاوی این است که به کمک این رویکرد فرد می‌تواند انگیزه‌های ناشناخته و پنهان خود را درک کند.

این رویکرد برای افرادی که از مشکلات عاطفی و ذهنی خفیف تا متوسط رنج می‌برند، مناسب است. روانکاوی، اساس درمان روان‌پویشی است -که کوتاه‌تر از درمان سنتی فرویدی است- و هدفش رساندن فرد به سازگاری بهتر در زندگی، داشتن عزت‌نفس و استقلال، کشف و حل تعارضات عاطفی و در نهایت کشف منابع متضاد درون فرد است.

این روش درمانی می‌تواند در درمان اختلالاتی چون اختلال افسردگی، مشکلات جنسی، وسواس-اجباری، روان‌تنی، اضطراب و مشکلات هویتی تأثیر زیادی داشته‌باشد.

مقالۀ پیشنهادی: هرآنچه باید از تاریخچۀ روانشناسی بدانید!

🔹 نظریه ساختاری شخصیت فروید

فروید معتقد بود شخصیت انسان یکپارچه و آرام نیست؛ بلکه شبیه یک میدان نبرد درونی است که سه نیروی مهم مدام با هم درگیرند: نهاد، خود و فراخود. رفتار ما حاصل تعادل یا عدم تعادل میان این سه بخش است:

نهاد (Id):

اید، از همان روز اول تولد در ما وجود دارد و چیزی که از ما می‌خواهد، برآورده کردن فوری و بدون تأخیر همۀ نیازها و خواسته‌هاست.

دیده‌اید نوزاد، کمترین تأخیری را تحمل نمی‌کند؟ وقتی گرسنه است، فوراً باید گرسنگی‌اش برطرف شود. همین‌که تشنه می‌شود، باید فوراًسیراب شود.

خب در این مرحله، اید است که درون نوزاد فعال است. اما نهاد یا اید که طبق اصل لذت عمل می‌کند، به‌تدریج با بزرگ‌تر شدن نوزاد با محدودیت‌هایی مواجه می‌شود.

به‌تدریج، دنیای خارج محدودیت‌های بیشتر و بیشتری را بر نوزاد اعمال می‌کند. او کم‌کم می‌فهمد که قرار نیست همۀ نیازهایش فوراً و بدون چون‌وچرا برآورده شود.

خود (Ego):

از حدود یک‌سالگی، سروکلۀ ایگو پیدا می‌شود ایگو پایگاهی است برای مهار خواسته‌های فرد و تنظیم و سازمان‌دهی آن‌ها و همچنین سیستم کنترل‌کنندۀ شخصیت نیز است. ایگو می‌تواند خیال و آرزو را از هم جدا کند، تنش را تحمل کند و در طول زمان به‌جهت پرورش راه‌هایی برای رسیدگی به درخواست‌های نامعقول اید، تغییر کند.

ایگو یا خود، طبق اصل واقعیت عمل می‌کند. فرد، به‌تدریج یاد می‌گیرد که تأخیر در ارضای نیازها را بپذیرد.

فراخود (Superego):

فرد هرچه بزرگ‌تر می‌شود با موانع بیشتری بر سر ارضای نیازهایش روبه‌رو می‌شود؛ خانواده، فرهنگ، اخلاقیات، ارزش‌های جمعی، قانون و هنجارها و سوپرایگو پدیدار می‌شود. سوپرایگو بیانگر جنبه‌های اخلاقی و آرمانی شخصیت است و همین جنبه‌ها آن را هدایت می‌کند.

سوپرایگو از ایگو به وجود می‌آید. سوپرایگو دارای دو زیرسیستم است به نام وجدان که از تنبیه شدن به‌خاطر رفتار نامناسب به وجود آمده و به ما می‌گوید چه کاری نباید بکنیم و ایگوی آرمانی از تقویت شدن به‌خاطر رفتار نامناسب به وجود آمده و به ما می‌گوید چه باید بکنیم.

سوپرایگو، ایگو را تحت‌نظر می‌گیرد و به‌محض شناسایی معیارهای غیراخلاقی، احساس گناه را برای فرد ایجاد می‌کند و درصورتی‌که ایگو قادر به برآورده کردن معیارهای کمال سوپرایگو نباشد، سوپرایگو احساس حقارت را در فرد ایجاد می‌کند.

نهاد (Id)خود (Ego)فراخود (Superego)
قدیمی‌ترین بخش شخصیت (از بدو تولد)نقش مدیر و میانجینمایندۀ درونی ارزش‌های اخلاقی والدین و جامعه
بر پایۀ اصل لذتبر پایۀ اصل واقعیتبا عمل بر خلاف ارزش‌ها، با احساس گناه تنبیه می‌کند.
برای اید منطق، قانون، اخلاق و پیامدها اهمیتی نداردوظیفۀ ایجاد تعادل بین خواسته‌های نامحدود نهاد و محدودیت‌های دنیای واقعی استبا رفتار طبق معیارهای اخلاقی، با احساس غرور و ارزشمندی پاداش می‌دهد.
بیشتر در ناهشیار قرار داردمحدودیت‌ها، قوانین و پیامدها را در نظر می‌گیرد.سخت‌گیر و کمال‌طلب
با خیال‌پردازی و تفکر غیرمنطقی کار می‌کند.از تفکر منطقی، حل مسئله و تصمیم‌گیری عقلانی برخوردار است.از ایگو می‌خواهد نه فقط واقع‌بین، بلکه «اخلاقی‌ترین» انتخاب را انجام دهد.

مقاله مرتبط: روانکاوی ملانی کلاین به زبان ساده

– نظریه گفتاردرمانی فروید

در اصل این نظریه با نام «لغزش کلامی فروید» شهرت دارد.

لغزش کلامی، اشتباهی در حافظه یا کلام است که با ناخودآگاه ارتباط دارد و باعث آشکار شدن افکار، احساسات، تمایلات و انگیزه‌های پنهان فرد می‌شود.

این لغزش به‌صورت تپق زدن، جابه‌جا گفتن حروف و کلمات دیده می‌شود. اما سؤال این‌جاست که لغزش کلامی چطور می‌تواند باعث آشکار شدن ناخودآگاه فرد شود؟

فروید می‌گوید این اتفاق از سه منشأ خشم سرکوب‌شده، آرزویی در ناهشیار و حسادت ناشی می‌شود و گاهی درنتیجۀ استفاده از مکانیسم دفاعی سرکوب است.

درواقع او معتقد بود که افکار و احساساتی که برای فرد پذیرفته نیست به ناخودآگاه او می‌رود و خود را به‌صورت لغزش در کلام نشان می‌دهد.

به‌عبارت دیگر فاش کردن آنچه فرد تمایل به گفتنش ندارد، در لغزش کلامی فرویدی اتفاق می‌افتد. ‌اما همیشه هم لغزش کلامی به‌معنای رساندن پیامی از ناهشیار نیست.

گاهی اوقات این لغزش به‌علت حواس‌پرتی، عادت‌های کلامی و سخت بودن جملات و کلمات رخ می‌دهد.

در برخی مواقع هم لغزش کلامی می‌تواند ناشی از استرس باشد. فراوانی لغزش کلامی، به‌صورت میانگین در صحبتی طولانی ممکن است هر 8 دقیقه یک‌بار باشد.

شاید برایتان جالب باشد که بدانید به‌غیر از لغزش کلامی، لغزش عملی و لغزش نوشتاری هم داریم؛ چراکه روان کاوی اعتقاد دارد هیچ‌یک از اعمال در روان بدون دلیل رخ نمی‌دهد. ‌

اگر می‌خواهید مثال‌های بیشتری دربارۀ لغزش کلامی بخوانید به شما خواندن کتاب آسیب شناسی زندگی روزمره فروید را پیشنهاد می‌کنیم.

🔹 نظریه رشد روانی-جنسی

فروید معتقد بود شخصیت انسان در ۵ سال اول زندگی پایه‌ریزی می‌شود. در هر مرحله، انرژی لذت‌جو (لیبیدو) روی یک منطقه خاص از بدن متمرکز است و نحوه عبور از این مراحل، شخصیت بزرگسالی را می‌سازد.

1- مرحله دهانی (تولد تا ۱۸ ماهگی):

  • مرکز لذت: دهان (مکیدن، بلعیدن).
  • تثبیت: اگر نیازها به درستی برآورده نشوند، فرد در بزرگسالی ممکن است شخصیتی وابسته و خوش‌بین افراطی یا بدبین و پرخاشگر (طعنه‌زن) پیدا کند.

2- مرحله مقعدی (۱۸ ماهگی تا ۳ سالگی):

  • مرکز لذت: دفع یا نگهداری مدفوع.
  • چالش: آموزش توالت رفتن.
  • پیامدها: سخت‌گیری والدین منجر به شخصیت “مقعدی نگهدارنده” (وسواسی، خسیس، کمال‌گرا) می‌شود. سهل‌گیری یا لجبازی کودک منجر به شخصیت “مقعدی راننده” (بی‌نظم، ویرانگر) می‌گردد.

3- مرحله آلتی (۳ تا ۶ سالگی):

  • مرکز لذت: اندام تناسلی.
  • بحران: شکل‌گیری عقده ادیپ (در پسران) و عقده الکترا (در دختران). راه‌حل این بحران، همانندسازی با والد همجنس است که منجر به شکل‌گیری فراخود می‌شود.

4- دوره نهفتگی (۶ سالگی تا بلوغ): امیال جنسی خاموش شده و انرژی صرف مدرسه و دوستان می‌شود.

5- مرحله تناسلی (بلوغ به بعد): بیداری مجدد غرایز با هدف ایجاد روابط بالغانه (عشق و کار).

🔹 عقده ادیپ

نظریه عقده ادیپ و الکترا فروید

عقدۀ «ادیپ» یکی از اصطلاحاتی است که فروید در مراحل روانی-جنسی خود به‌کار برد؛ مفهومی که به‌گفتۀ او به‌صورت طبیعی در فرایند رشد اتفاق می‌افتد.

موضوع اصلی در عقدۀ ادیپ، احساس جنسی کودک نسبت به والد ناهمجنس خود است.

عقدۀ ادیپ در پسران 3ساله اتفاق می‌افتد و می‌تواند بسیار نامحسوس باشد. او در خیال خود شروع به رویاپردازی دربارۀ مادرش می‌کند.

او در توضیح این عقده می‌گوید فرزند پسر نسبت به مادر خود حس مالکیت می‌کند، نسبت به نزدیک شدن پدرش به مادر احساس بدی دارد و از او می‌خواهد از مادرش دور بماند.

گاهی هم کودک می‌خواهد کنار مادرش بخوابد و در تمامی موقعیت‌ها رفتارهایی که از خود نشان می‌دهد که پدر را به‌عنوان رقیب می‌بیند و نسبت به او حسادت می‌کند.

این عقده در دختران با نام عقدۀ «الکترا» معرفی شده‌ که می‌گوید دشمن آن‌ها والد همنجس (مادر) است.‌

عقدۀ ادیپ منفی زمانی رخ می‌دهد که در کودکی برای فرد حل نشده‌باشد و در بزرگسالی بر او تأثیرات منفی بگذارد.

برطرف شدن عقدۀ ادیپ در کودکی زمانی است که متوجه تفاوت قدرت خود با پدرش شود و بداند که نمی‌تواند با پدرش مقابله کند به همین سبب به همانندسازی با والد خود می‌پردازد.

گاهی هم ترس از اختگی، عقدۀ ادیپ را خاموش می‌کند. حل درست این عقده به پرورش وجدان کمک می‌کند. درنظر فروید برای حل یا پیشگیری از عقدۀ ادیپ باید یک نکته مهم را رعایت کرد؛ «عدم افراط و تفریط در دادن اطلاعات جنسی به کودکان.»

پیشنهاد ویژه: پوستر آموزشی نظریۀ فروید

🔹 نظریه تحلیل خواب فروید

فروید جملۀ مشهوری دارد: “رویا شاهراهی به ناهوشیار است”. او، در تعبیر رویا یا تحلیل خواب، عقیده دارد که رویاها شامل محرک‌های دنیای بیرون، تجربیات ذهنی و محرک‌های درونی بدن است.

به زبان دیگر او معتقد بود رویاها تصادفی نیستند، بلکه تلاش ذهن برای تحقق آرزوهای سرکوب‌شده‌اند.

بر همین اساس تنظیم احساسات و عملکرد خوب حافظه‌، محتوای رویا را بهبود می‌بخشد. ‌محتوای رویا، اطلاعات مهمی را دربارۀ فرد می‌دهد.

نظریه تحلیل خواب فروید

از نظر فروید سه بخش از رویا اهمیت دارد؛

1. آنچه رویا را تشکیل داده‌است. این بخش می‌تواند حوادث روز و ساعات قبل باشد یا حوادث دوران کودکی و تأثیرات آن.

2. فروید معتقد است که بیشتر رویاها معطوف به تحقق آرزوها هستند. رویاهای نگران‌کننده و تلخ هم آرزوهای سرکوب‌شده و نامشروع هستند.

3. آخرین بخش از رویا مربوط به مکانیسم‌های دفاعی است. برای مثال گاهی در رویا مکانیسم «جابه‌جایی» اتفاق می‌افتد. یعنی حوادث روزمرۀ زندگی در رویا پررنگ‌تر می‌شوند و حوادث اصلی و ناراحت‌کننده که بیشتر دغدغۀ فرد است، در حاشیه قرار می‌گیرند.

مقالۀ پیشنهادی: نظریه تحلیل رویا از دیدگاه فروید

🔹 نظریه مکانیسم های دفاعی

از نظر فروید، زندگی پر از موقعیت‌هایی است که اضطراب ایجاد می‌کنند. «خود» برای اینکه زیر فشار خواسته‌های نهاد و سخت‌گیری‌های فراخود از هم نپاشد، به‌طور ناخودآگاه از مکانیزم‌های دفاعی استفاده می‌کند.

این مکانیزم‌ها قرار نیست مشکل را حل کنند، بلکه کمک می‌کنند واقعیت به شکلی قابل‌تحمل‌تر تجربه شود، حتی اگر کمی تحریف شود.

هدف این مکانیزم‌ها کاهش اضطراب و حفظ یکپارچگی شخصیت است. آن‌ها واقعیت را انکار یا تحریف می‌کنند تا برای فرد قابل تحمل شود.

مهم‌ترین و بنیادی‌ترین مکانیزم دفاعی «سرکوب» است. در سرکوب، ذهن افکار، احساسات یا خاطرات دردناک را از آگاهی بیرون می‌راند و آن‌ها را در ناهوشیار نگه می‌دارد. فرد ممکن است اصلاً به یاد نیاورد چه چیزی او را آزار داده، اما اثر آن تجربه همچنان در احساسات، رفتارها یا علائم روانی باقی می‌ماند.

فروید معتقد بود بسیاری از مشکلات روانی از همین محتوای سرکوب‌شده سرچشمه می‌گیرند و هدف درمان این است که این سپرهای دفاعی شناخته شوند تا فرد بتواند آگاهانه‌تر با واقعیت روبه‌رو شود.

اگر می‌خواهید دربارۀ مکانیسم های دفاعی در روانشناسی بیشتر بدانید، مقالۀ زیر را حتما مطالعه کنید چراکه برایتان جالب خواهدبود.

مقاله پیشنهادی: مکانیسم های دفاعی در روانشناسی

کتاب های روانشناسان مشهور در رابطه با فروید

چنانچه قصد دارید با شخصیت فروید و دیدگاه های او بیشتر آشنا شوید، مطالعۀ کتاب های زیر را به شما پیشنهاد می‌کنیم:

سخن پایانی

در این مقاله از بلاگ روان آموز مهم‌ترین نظریه های فروید را برایتان گردآوری کرده‌ایم. نظر شما چیست؟ نظریه های دیگری از فروید را می‌شناسید که برایتان جالب باشد؟ با ما در قسمت نظرات درمیان بگذارید

پی‌نوشت: هیستری اختلالی است که در اثر اضطراب به وجود می‌آید و علائمی همچون: بی‌حسی اندام‌ها، گزگز کردن و مورمور شدن، فلج عمومی، لمس شدن قسمتی از بدن، تشنج، نابینایی، ناشنوایی و حرف نزدن را به همراه دارد. ویژگی‌های شخصیتی افراد دارای هیستری مواردی چون: تلقین‌پذیری، هیجان‌زدگی، احساسات ناپایدار، شخصیت وابسته و اعتماد به نفس پایین است.

مطلب پیشنهادی برای دانشجویان روانشناسی: منابع ارشد روانشناسی 


دسته بندی: دانشکده

تیم تحریریه روان آموزتیم تحریریه روان آموز

دیدگاهتان را بنویسید

لطفا نظرتان را با ما به اشتراک بگذارید

1 2 3 4 5

امتیاز و دیدگاه کاربران (2 نظر)

  1. کاربر

    عالی بود ✨😍

    1. تیم تحریریه روان آموز

      ممنون از همراهی شما.

سبد خرید من

در حال بارگذاری...