چطور با نداشتن انگیزه برای کنکور مقابله کنیم؟

بروزرسانی: 29 تیر 1405
1289بازدید
9 زمان مطالعه
مقابله با انگیزه نداشتن برای کنکور

زمانی‌که شما تمایل و اشتیاق خود را برای درس خواندن از دست داده‌اید، در دام بی انگیزگی در کنکور و درس خواندن گرفتار شده‌اید. و این انگیزه نداشتن برای کنکور معمولا با جملاتی مانند «حس‌و‌حال درس خوندن ندارم»، «این‌همه درس بخونم اگر قبول نشم چی»، «همه از من بهترن.»، «هرچی خوندم یادم میره، پس چرا بخونم؟» و… شروع می‌شود.

لازم است بدانید که نداشتن انگیزه برای درس خواندن، به همان اندازه که اتفاقی طبیعی است، می‌تواند دردسرساز هم باشد. البته درصورتی‌که ندانیم علت نداشتن انگیزه برای درس خواندن کنکور چیست و چطور می‌توانیم بر آن غلبه کنیم؟

در مقاله‌ای که پیش روی شما است، می‎خواهیم به این سوال جواب بدهیم تا بفهمیم که در زمان کنکور چیکار کنیم انگیزه برای درس خواندن داشته باشیم؟

انگیزه چگونه شکل می گیرد؟

در جست‌وجو برای پیدا کردن دلیل بی‌انگیزگی، اول از همه باید بفهمیم انگیزه از کجا می‌آید. بچه‌ای را تصور کنید که خیلی بااشتها و تندوتند غذا می‌خورد. رفتار کودک، از حالت انگیزشی او ناشی می‌شود؛ ممکن است انگیزه‌اش «گرسنگی» باشد، (حالت انگیزشی نیاز زیستی). شاید هم از روی رقابت و کل‌کل با برادر بزرگترش، به‌سرعت غذا می‌خورد چون مثلا فکر می‌‎کند برادر بزرگتر، اگر غذایش را زودتر تمام کند، سهم او را هم می‌خورد (حالت انگیزشی ترس با هدف پیروز شدن بر برادر بزرگتر).

یک مثال دیگر؛ حتما بارها برایتان پیش آمده که گرسنه نبوده‌اید اما رفته‌اید سر یخچال تا چیزی برای خوردن پیدا کنید. در این موقعیت، حالت انگیزشی شما بی‌حوصلگی است و انتظار دارید که رفتار خوردن، در کاهش بی‌حوصلگی تأثیر داشته‌باشد. خب حالا می‌توانیم بگوییم رفتار ما را هدف‌ها، انتظارات و نیازهایمان باانگیزه می‌کنند.

مطلب مرتبط: کمال گرایی در درس خواندن برای کنکور چه معایبی دارد؟

انگیزه برای کنکوری ها چگونه شکل می گیرد؟

انگیزه برای کنکوری ها چگونه شکل می گیرد؟

حالا که می‌دانید انگیزه از کجا می‌آید، می‌توانید بگویید انگیزه برای درس خواندن کنکور، دقیقا چطور به‌وجود می‌آید؟ اصلاً چه چیزی باعث می‌شود انسان، با اختیار و در سلامت عقل، داوطلبانه خود را درگیر ساعت‌های طولانی مطالعه، حل تست، شرکت در آزمون‌های آزمایشی و تحمل فشارهای روانی کنکور کند؟

خب ماجرا این است که ما دائم درحال مقایسۀ «وضعیت کنونی» با «وضعیت ایده‌آل» هستیم. ناهم‌خوانی بین این دو وضعیت، ویژگی انگیزشی دارد. یعنی بعد از مقایسه کردن این دو به این نتیجه می‌رسیم که برای ازبین بردن ناهم‌خوانی، باید کاری انجام داد.

مثل کسی که دوست دارد اندامی متناسب داشته‌باشد اما درحال حاضر، اضافه‌وزن دارد. این اختلاف بین وضعیت کنونی و ایده‌آل، باعث می‌شود فرد زحمت باشگاه رفتن و تلاش برای کاهش وزن را به خودش بدهد. کنکور هم همین‌طوری، ایجاد انگیزه می‌کند؛ مثلا تصور من از خودم یک روانشناس حاذق است اما مدرک تحصیلی‌ام کارشناسی است.

این اختلاف، باعث می‌شود خودم را در مسیری قرار بدهم که ناهم‌خوانی را ازبین می‌برد؛ یعنی کنکور، که راه رسیدن به سواد کافی در زمینۀ روانشناسی و گرفتن مدرک لازم برای کار کردن در این حوزه است. اگر کسی بین وضعیت ایده‌آل و وضعیت کنونی‌اش تفاوت چندانی نبیند، چه اتفاقی می‌افتد؟

کاهش ناهم خوانی

اگر از بعضی از داوطلب‌های کنکور بپرسید چرا می‌خواهند ادامه‌تحصیل بدهند، جواب می‌دهند چون خانواده از آن‌ها توقع دارد. یا مثلا چون همۀ هم‌کلاسی‌هایشان قرار است ارشد بخوانند. وقت‌هایی که چیزی از بیرون به ما می‌گوید وضعیت فعلی ما با وضعیت ایده‌آلی که باید داشته‌باشیم فاصله دارد، شروع به تلاش می‌کنیم تا این نا‌هم‌خوانی را کاهش بدهیم. اما اگر، محرکی در محیط وجود نداشته‌باشد، چطور؟

افزایش ناهم خوانی

فرض کنیم خانواده، دوستان و شرایط اجتماعی، ما را برای رسیدن به یک نقطۀ ایده‌آل تحت‌فشار نمی‌گذارند. یا یک مثال دیگر؛ فروشنده‌ای را تصور کنید که روزانه، به همان سطح فروشی که رییسش از او توقع دارد می‌رسد و تلاشی برای بیشتر کردن آن نمی‌کند.

اما فروشندۀ دیگری در همان فروشگاه وجود دارد که روزانه بیشتر از سطح فروش مقرر، می‌فروشد. این فروشنده برای خودش ناهم‌خوانی را افزایش داده‌است. یعنی مثلا می‌گوید «من باید روزی سه تا پیراهن بفروشم اما می‌دونم که می‌تونم در روز 5تا پیراهن بفروشم.»؛ یا مثلا «باید روزی 5 تا پیراهن بفروشم چون به پول بیشتری برای خرید ماشین نیاز دارم.» پس همیشه لازم نیست چیزی از بیرون به ما تحمیل شود.

ما می‌توانیم به هر دلیلی -برای رشد شخصی، پیشرفت حرفه‌ای و…- به‌طور فعالانه برای خودمان ناهم‌خوانی ایجاد کنیم و بعد برای برطرف کردنش تلاش کنیم. مهم آن است که به وضعیت فعلی و ایده‌آلمان فکر کنیم.

مطلب مرتبط: درس خواندن برای کنکور ارشد را کی و چطور شروع کنیم؟

چرا برای درس خواندن انگیزه ندارم؟

در ادامه قصد داریم که به شما بیان کنیم که علت بی انگیزه شدن برای درس خواندن در سال کنکور که مواردی می‌تواند باشد و برای هدکدام از این موارد، راه‌حل‌های کاربردی در اختیار شما قرار خواهیم داد، بلکه در زمان کنکور با بالا بردن انگیزه برای درس خواندن، به شما کمک کنیم تا با قدرت بیشتری اهداف خود را دنبال کنید.

علت بی‌انگیزگیاین علت چگونه انگیزه را کاهش می‌دهد؟نشانه‌های رایجراهکار مبتنی بر روانشناسی
احساس بی‌اختیاری (Lack of Autonomy)وقتی فرد احساس کند برای رضایت والدین، معلم یا اطرافیان درس می‌خواند، انگیزه تبدیل به اجبار می‌شود.جمله‌هایی مانند «باید بخوانم» یا «چاره‌ای ندارم».بخشی از برنامۀ درسی را بر اساس انتخاب شخصی تنظیم کنید؛ حتی انتخاب ترتیب مطالعه یا تعیین هدف هفتگی
هدف مبهم یا فاقد معناهدف کنکور با علایق یا ارزش‌های شخصی همسو نیست.بی‌حوصلگی، تعویق مطالعه، شروع‌های مکرر و نیمه‌کاره.هدف نهایی را به اهداف سه‌ماهه، ماهانه و روزانه تبدیل کنید و در هر مرحله معیار موفقیت مشخص داشته باشید.
خودکارآمدی پایین (Low Self-Efficacy)فرد باور ندارد که تلاشش بتواند نتیجه را تغییر دهد؛ بنابراین مغز انرژی صرف نمی‌کند.احساس «دیگر دیر شده است».موفقیت را به گام‌های کوچک تقسیم کنید و پیشرفت را با عملکرد گذشته خودتان مقایسه کنید، نه با رتبه‌های برتر.
کمال‌گراییانتظار عملکرد بی‌نقص باعث می‌شود کوچک‌ترین اشتباه به معنای شکست تلقی شود.وسواس در مطالعه، شروع نکردن یا رها کردن برنامه.معیار موفقیت را از «بی‌نقص بودن» به «پیشرفت مستمر» تغییر دهید.
فرسودگی روانی (Burnout)فشار مزمن باعث می‌شود حتی فعالیت‌های لذت‌بخش هم بی‌معنا و ناخوشایند شوند.خستگی دائمی، کاهش تمرکز، افت یادگیری.استراحت، خواب کافی، فعالیت بدنی سبک و تنوع در نوع مطالعه در برنامۀ روزانه
ذهنیت ثابت (Fixed Mindset)فرد تصور می‌کند هوش ذاتی است و با شکست، خودش را ناتوان می‌داند.ناامیدی سریع بعد از شکست، اجتناب از مباحث دشوار، نسبت دادن اشتباه به «نداشتن استعداد»، رها کردن برنامه بعد از چند آزمون ناموفق.تمرکز بر یادگیری و مهارت‌آموزی، نه اثبات باهوش بودن.
ترس از قضاوت و شکستانرژی ذهن صرف حفظ تصویر اجتماعی می‌شود، نه یادگیری.اضطراب آزمون، اجتناب از تست زدن، نگرانی دائمی.آزمون را به ابزاری برای دریافت بازخورد تبدیل کنید، نه معیاری برای ارزشمندی خود.
تحلیل اشتباهات را مهم‌تر از درصد آزمون بدانید.
نبود تجربه موفقیتانگیزه زمانی تقویت می‌شود که فرد شواهدی از توانایی خود مشاهده کند.احساس ناتوانی و ناامیدی.اندازه‌گیری پیشرفت‌های هفتگی؛ حتی پیشرفت‌های کوچک نیز احساس خودکارآمدی را افزایش می‌دهند.
مقایسه اجتماعی مداوممعیار موفقیت، دیگران می‌شوند و احساس ناکافی بودن شکل می‌گیرد.دنبال کردن مداوم رتبه دیگران، کاهش اعتمادبه‌نفس.مقایسه عملکرد با گذشتۀ خود، نه با رقبا.
یکنواختی برنامه مطالعهمغز در برابر فعالیت‌های تکراری و بدون تنوع، اشتیاق خود را از دست می‌دهد.بی‌حوصلگی، مطالعه از روی اجبار.بین درس‌ها، تست، مرور، آموزش و حل مسئله تنوع ایجاد کنید و برای هر روز یک فعالیت متفاوت در نظر بگیرید.
سبک زندگی نامتعادلخواب، تغذیه و فعالیت بدنی مستقیماً بر انرژی و تمرکز اثر می‌گذارند.خواب‌آلودگی، افت انرژی، کاهش تمرکز.انجام خواب منظم، تغذیه متعادل، مصرف کافی آب و حداقل 20 تا 30 دقیقه فعالیت بدنی روزانه
فقدان احساس پیشرفتمغز پاداشی دریافت نمی‌کند و تصور می‌کند تلاش بی‌فایده است.احساس درجا زدن با وجود مطالعه.زمان مطالعه، تعداد تست، درصدها و نقاط قوت را ثبت کنید تا روند پیشرفت قابل مشاهده باشد.
ابهام در مسیر مطالعهمغز نمی‌داند قدم بعدی چیست و دچار اهمال‌کاری می‌شود.سردرگمی، جابه‌جایی مداوم بین منابع و بیان جملۀ «الان دقیقا باید چه کاری انجام دهم؟»برای هر جلسه مطالعه، خروجی مشخص تعریف کنید؛ مانند «10 تست از مبحث اختلالات اضطرابی» به جای «خواندن روانشناسی مرضی».

تعیین هدف برای ساختن انگیزه

تعیین هدف برای ساختن انگیزه

تلاش برای دیدن ناهم‌خوانی بین وضعیت فعلی و وضعیت ایده‌آل، اسمش می‌شود تعیین هدف. هدف‌‌گذاری اما تبدیل شده به سوژۀ نخ‌نمایی که برای سخنرانی‌های انگیزشی، خوراک تهیه می‌کند. تازگی‌ها هم که پایش به صفحات اینستاگرامی باز شده و اینفلوئنسر و بلاگری نیست که درباب اهمیت هدف داشتن در زندگی، سخنرانی نکند.

صحبت کردن بدون مبنا دربارۀ هدف، نه‌تنها باعث انگیزه نمی‌شود بلکه معمولا به احساس گناه و استرس منتهی می‌شود: «همه، تو زندگیشون هدف دارن به‌جز من!» علم روانشناسی می‌گوید صرف تعیین هدف، به عمل منجر نمی‌شود. هدف باید درست‌وحسابی تعیین بشود تا بتواند در آدم تولید انگیزه کند. هدفِ درست‌وحسابی براساس سه مولفه، تعیین می‌شود.

1. سطح دشواری هدف

هرچه هدف دشوارتر باشد، عملکرد بهتر می‌شود. این را ما نمی‌گوییم، علم روانشناسی می‌گوید و توضیح می‌دهد که هدف‌های آسان، به تلاش‌های کمتر منجر می‌شوند. هدفی که دشواری متوسط داشته‌باشد، تلاش در سطح متوسط برمی‌انگیزد و هدف دشوار هم طبعا، تلاش زیاد می‌طلبد. هدف دشوار، استقامت و ممارست را افزایش می‌دهد؛ احتمال پرت شدن حواس به کاری دیگر و دست از تلاش برداشتن را هم کم می‌کند. چطور؟

شما وقتی به خودتان می‌گویید «باید 60 بار طناب بزنم.» درمقایسه با وقتی که تصمیم می‌گیرید 40بار طناب بزنید و وقتی که عدد مشخصی تعیین نمی‌کنید و فقط می‌گویید «امروز باید طناب بزنم»؛ احتمال خیلی بیشتری دارد که بتوانید بیشتر از 50بار طناب بزنید. رفتارِ 50بار طناب زدن، در هر سه حالت، به یک‌اندازه دشوار است اما درحالتی که برای خودتان تکلیف سختی تعیین می‎‌کنید، احتمال موفقیتتان را بالا می‌برید.

مطلب مرتبط: برنامه ریزی برای کنکور به روش بولت ژورنال

2. درجۀ وضوح و دقت هدف

سطح دشواری هدف، درصورتی در انگیزه‌مند شدن تأثیر دارد که وضوح و دقت هم به‌کمکش بیایند. فرض کنید ورزشکار داستان ما به خودش بگوید «امروز باید خیلی طناب بزنم.» هدفِ سختی است اما احتمال موفق شدن در آن کم است چون هدف، وضوح و دقت ندارد.

بنابراین وقتی خیلی گنگ و کلی به خودتان می‌گویید که باید در کنکور ارشد قبول شوید، انگیزه را بیدار نمی‌کنید. درست است که هدف دارید، اما روشن نبودن هدف، باعث می‌شود وسط‌‎های راه کم بیاورید و بگردید دنبالِ انگیزه‌ای که دود شده و به هوا رفته.

فرقی ندارد در چه مرحله‌ای از درس خواندن هستید. اگر هدفتان به‌اندازۀ کافی دشوار نیست -«حالا امسال قبول نشدم، سال دیگه»- یا گنگ است -«باید ارشد قبول بشم»- الان وقت اصلاحات است.

دقیقا مشخص کنید که چه رشته‌ای، چه گرایشی و در چه دانشگاهی می‌خواهید قبول شوید. به‌علاوه تعیین کنید که برای رسیدن به این هدف بلندمدت، روزانه باید دقیقا چند ساعت مطالعه کنید و چه درس‌هایی را بخوانید (هدف کوتاه‌مدت).

3. هم‌خوانی هدف با «خود»

حالا یک‌بار دیگر برگردید سراغ هدفتان؛ چقدر با شما هم‌خوان است؟ رشته‌ای که می‌خواهید در آن قبول بشوید، همانی است که دوستش دارید یا رشته‌ای است که خانواده از شما توقع دارند در آن تحصیل کنید؟

علم روانشناسی می‌گوید اهداف وقتی با ارزش‌ها، باورها، ترجیحات و نیازها هم‌خوان هستند، فرد برای محقق کردن آن‌ها، انرژی بیشتری صرف می‌کند و استقامت بیشتری از خود نشان می‌دهد. هم‌چنین دررابطه با اهداف هم‌خوان، حفظ تمرکز حواس و راهبردهای تفکر استراتژیک، آسان‌تر است.

پس اگر انگیزه‌ۀ کافی برای درس خواندن ندارید یا انگیزه‌تان دائم درتلاطم است و بالا و پایین می‌شود، شاید لازم باشد هدفتان را ازنظر هم‌خوانی با «خود» دوباره ارزیابی کنید.

همان‌گونه که ادوین لاک روانشناس آمریکایی در نظریۀ تعیین هدف بیان می‌کند که شما برای داشتن یک زندگی موفق لازم است که هدف داشته باشید و هدف‌داشتن به مسیر شما جهت می‌دهد و انگیزۀ لازم را برای شما حفظ می‌کند.

🔹 در ادامه به شما پیشنهاد می‌کنیم که برای آشنایی بیشتر با تأثیر هدف در داشتن انگیزه، شنوندۀ اپیزود اول رادیو روان باشید. در این اپیزود از نظر جروم برونر تعیین هدف برای ساختن انگیزه و تکنیک‌های موثر در ایجاد انگیزه بررسی می‌شود.


هدف دارم ولی انگیزه ندارم، چیکار کنم؟

اگر هدفت را مشخص کرده‌ای اما انگیزه درس خواندن نداری، احتمالاً ریشه مشکل چیز دیگری است؛ مثل خستگی ذهنی، استرس، کمال‌گرایی یا برنامه‌ریزی نامناسب. مدام به نتیجه نهایی فکر نکن و بر انجام کارهای کوچک و قابل‌اجرا تمرکز کن. وقتی پیشرفتت را به‌مرور ببینی انگیزه هم کم‌کم برمی‌گردد.
اگر می‌خواهی بدانی برای هرکدام از این مشکلات چه راهکاری وجود دارد، به جدول ابتدای مقاله مراجعه کن.

چگونه برای کنکور انگیزه داشته باشیم؟

برای داشتن انگیزه، قبل از هر چیز باید دلیل درس خواندنت را برای خودت مشخص کنی. بعد از آن، هدفت را به برنامه‌های کوچک روزانه و هفتگی تبدیل کن تا مسیر برایت قابل‌دسترس‌تر شود. همچنین خواب کافی، استراحت، ورزش سبک و دوری از مقایسه با دیگران نقش مهمی در حفظ انگیزه برای درس خواندن دارند. یادت باشد انگیزه معمولاً بعد از شروع کردن به وجود می‌آید، نه قبل از آن.

چگونه از بی انگیزه شدن برای درس خواندن در زمان کنکور جلوگیری کنیم؟

جلوگیری از بی انگیزه شدن برای درس خواندن

حال اگر هدفی را به‌اندازۀ کافی دشوار، روشن و هم‌سو با ارزش‌ها و توانمندی‌های خود انتخاب کرده باشیم، آیا دستیابی به آن قطعی خواهد بود؟ خب راستش را بخواهید، چنین تضمینی وجود ندارد. تعیین کردن هدف، می‌تواند انگیزه‌بخش باشد اما تلاش برای رسیدن به آن، چندان ساده نیست. چطور می‌توانیم خودمان را به مداومت در تلاش، مجاب کنیم؟ به‌عبارت دیگر، چطور می‌توانیم با بی انگیزگی در سال کنکور، مقابله کنیم؟

تجسم نحوه‌ رسیدن به هدف

اگر مخاطب سخنرانی‌های انگیزشی و کتاب های روانشناسی بازاری باشید، لابد بارها و بارها این توصیه را شنیده‌اید: «کافیه هدفتون رو به‌صورت ذهنی تجسم کنین.» اما محققان روانشناسی علمی می‌گویند این تجسم هدف و تمرکز کردن روی آن، نه‌‎تنها به‌طرزی جادویی ما را به هدف نمی‌رساند، بلکه نتیجۀ معکوس دارد.

تحقیقات ثابت کرده‌است که تجسم کردن موفقیت یا همانی که در انگلیسی، «wishful thinking» نامیده می‌شود، دست‌یابی به هدف را مختل می‌کند. درعوض پیشنهاد می‌شود به‌جای تمرکز روی هدف، روی نحوۀ رسیدن به آن تمرکز کنید.

پس برعکس توصیه‌‌های روانشناسی زرد، حواستان را به‌جای محتوای هدف، باید بدهید به مسیر محقق کردنش، یعنی برنامه‌ریزی و حل مسئله. به‌عبارت دیگر نباید روی «وضعیت ایده‌آل» تمرکز کنید، بلکه باید روی «ناهم‌خوانی» بین وضعیت کنونی و وضعیت ایده‌آل تمرکز کنید.

پس دفعۀ بعدی که انگیزه‌تان افت کرد، به‌جای تجسم هدف، باید کارهایی را که برای رسیدن به آن لازم است، تجسم کنید.

مطلب مرتبط: معرفی 4 مورد از بهترین روش های مطالعه برای کنکور

قصد اجرا

قصد اجرا، دومین حامی انگیزه است. انگیزۀ درس خواندن – مثل انگیزۀ هر کار دشوار و زمان‌بر دیگری- میل زیادی به افت کردن دارد. علم روانشناسی می‌گوید شما برای جلوگیری از غش کردن انگیزه، به «قصد اجرا» نیاز دارید.

قصد اجرا، شامل «کی»، «کجا» و «چگونه» است. یعنی چه زمانی شروع به کار خواهیدکرد و چطور، کجا و در چه شرایطی برای رسیدن به هدف تلاش می‌کنید. اگر به مانع، حواس‌پرتی و هر اتفاق مخل‌کنندۀ دیگری برخوردید، چه خواهیدکرد. قصد اجرا، یعنی پاسخ واضح دادن به «کی»، «کجا» و «چگونه»، شانس موفقیت را بالا می‌برد.

جفت کردن محرک و پاسخ

جفت کردن محرک و پاسخ از بی انگیزه شدن برای کنکور

روانشناسی می‌گوید عادت‌ها از جفت شدن محرک‌ها و پاسخ‌ها با هم به‌وجود می‌آیند. چطور؟ خب همان‌طور که مثلا ظهرها سر ساعت مشخصی، احساس گرسنگی می‌کنید. از آن‌جایی‌که زمان و رفتار غذا خوردن طی مدتی با هم همراه شده‌اند، عادت غذا خوردن در یک ساعت مشخص، در شما ایجاد شده‌است.

وقتی یک محرک و پاسخ به روش‌های مختلفی با هم جفت بشوند، تداعی قدرتمندی بین آن‌ها شکل می‌گیرد. روزهای اولی که باید صبح زود بیدار شوید، از خواب بلند شدن، سخت‌ترین کار جهان است اما بعد از مدتی، به‌محض شنیدن صدای آلارم ساعت، بی‌دردسر بلند می‌شوید.

به همین‌ترتیب می‌توانید رفتار درس خواندن را به عادت در خودتان تبدیل کنید. مطالعه کردن در ساعت‌های مشخصی و طبق یک روتین همیشگی، درس خواندن را تبدیل به عادت می‌کند. ما که این‌قدر وابستۀ عادت هستیم، اگر به هر دلیلی از مسیر همیشگی منحرف بشویم، ازدست رفتن انگیزه اصلا عجیب نیست؛ «خب دیگه، امروز نتونستم طبق روال همیشه درس بخونم. پس دیگه بی‌خیال درس خوندن، چون نمی‌تونم طبق برنامه پیش برم.»

در چنین مواردی، قاعدۀ «اگر… آن‌گاه…» به‌کمکمان می‌آید. در مرحلۀ قصد اجرا، با پیش‌بینی کردن «اگر… آن‌گاه…» می‌توانید انگیزه‌تان را برای ادامه دادن تکالیفِ نیمه‌کاره، بالا نگه دارید. یعنی مثلا «اگه امروز دو ساعت با رفیقم حرف زدم، اون‌وقت آخر هفته باید دو ساعت از تفریح کم کنم تا جبران بشه.»

این قاعدۀ ساده، هم به شما یادآوری می‌کند که فرصت جبران وجود دارد و اگر اتفاق غیرمنتظره‌ای رخ داد، می‌توانید دوباره به مسیر درس خواندن برگردید. هم جلوی بهانه‌تراشی و تسلیم موانع شدن را می‌گیرد چون بهتان می‌گوید هربار که به‌دلیلی غیرموجه از مسیر منحرف شدید، باید در اولین فرصت، جبرانش کنید.

مطلب پیشنهادی برای دانشجویان روانشناسی ⇐ منابع کنکور ارشد روانشناسی

سخن پایانی

نظر شما چیست؟ اگر تجربۀ درس خواندن برای کنکور را داشته‌اید، از تجربیاتتان به ما بگویید. اگر هم کنکوری نیستید و پیشنهادی برای مخاطبان این مقاله دارید با ما در قسمت نظرات درمیان بگذارید. درنهایت امیدواریم که این مقاله بتواند سهم کوچکی را در رسیدن شما به موفقیت ایفا کند.

منبع

برای نوشتن این مطلب از کتاب انگیزش و هیجان، نوشتۀ «جان مارشال ریو»، ترجمۀ «مهدی گنجی» کمک گرفته شده است.

تیم تحریریه روان آموزتیم تحریریه روان آموز

طرح SOS روان آموز

مشاوره رایگان با پشتیبانان حرفه ای روان آموز

در شروع درس خواندن معمولاً سوالاتی ذهنتان را به خودش مشغول می‌کند که ممکن است باعث نگرانیتان شده و حتی شما را از ادامه‌ی مسیر منصرف کند. روان‌آموز در کنار شماست تا پاسخگوی هر سوالی باشد که در مسیر درس خواندن و کنکور برایتان پیش می‌آید. فقط کافی‌ست شماره خودتان را در فرم پیش‌رو وارد کنید و منتظر تماس پشتیبابان حرفه‌ای روان‌آموز باشید.

دیدگاهتان را بنویسید

لطفا نظرتان را با ما به اشتراک بگذارید

1 2 3 4 5

سبد خرید من

در حال بارگذاری...