روانشناسی مانند یک دریای وسیع و پهناور است که هر صیادی با هرنوع سلیقه و نیاز می‌تواند مطلوب خود را در آن بیابد؛ فقط به شرط آنکه هدفمند بهترین گرایش روانشناسی را انتخاب کند، به‌دنبال هدف خود باشد و زیبایی‌های یا دشواری‌های این دریای پرتلاطم او را در خود غرق نکند. بنابراین، شناخت خود و نیازهای خود اولین گام برای مواجهه با روانشناسی و انتخاب بهترین رشته روانشناسی است.

در این مقاله می‌خواهیم نکاتی را با شما درمیان بگذاریم که شاید باعث شوند راحت‌تر و بهتر نیاز خود را بشناسید و برای رسیدن به آن، دل به دریای روانشناسی بزنید. همراه ما باشید تا  با ویژگی‌ها و اقتضائات هشت گرایش روانشناسی بالینی، عمومی، صنعتی-سازمانی، کودکان استثنایی، تربیتی، شخصیت، روانشناسی شناختی و روان‌سنجی آشنا شوید.

گرایش روانشناسی بالینی به درد چه کسانی می‌خورد؟

خیلی‌ها اصلاً به‌خاطر این گرایش وارد رشتۀ  روانشناسی می‌شوند بدون آنکه شناخت دقیقی  از این حوزه داشته‌باشند. این‌ها از همان نسل منقرض‌نشدۀ «برویم تجربی، پزشک شویم که کلاس دارد» هستند که دیر یا زود متوجه می‌شوند این راهی که رفته‌اند به ترکستان است! معمولاً فارغ‌التحصیلان گرایش روانشناسی بالینی  کارهای مختلفی چون پژوهش و تدریس هم انجام می‌دهند، اما کار اصلی این گرایش درمان‌گری و دیدن افراد با مشکلات مختلف است.

درواقع، قلب گرایش بالینی برقرارکردن رابطۀ درمانی با مراجعینی است که ناکام و ناامید از دنیای بیرون خود، به شما پناه آوردند تا شاید با شنیدن و همراه‌شدن در مسیر دشواری که او پیموده است، به نوری در پس همۀ تاریکی‌های زندگیش دست بیابد.

در میان گرایش های روان شناسی، روانشناسی بالینی رشتۀ کاربردی و به‌دردبخوری است، اما اگر می‌خواهید با تصوری قلب‌قلبی و صورتی و «وای من شیفتۀ ارتباطاتم و دوست دارم به همۀ آدم‌ها کمک کنم تا خوب بشوند» به سمت این رشته بروید، بهتر است کمی صبر کنید و ابعاد دیگر این ارتباط و هم‌زبانی را هم درنظر بگیرید.

یک روانشناس بالینی در طول یک روز کار خود، باید چندین ساعت  گوش شنوایی برای شنیدن مشکلات مختلف و رنج‌های زیاد آدم‌ها باشد، با واقعیات دردناک فرد دیگری مواجه شود، با مسائل و مشکلاتی آشنا شود که در  مخیلۀ او هم نمی‌گنجد، در موقعیت‌های حساسی به چالش کشیده می‌شود که حتی ممکن است مسائل بنیادین شخصی او را نیز زیرسؤال ببرد.

با ورود به حوزۀ بالینی با مسیری شیرین اما فرساینده مواجه می‌شوید؛ بنابراین، سعی کنید بار دیگر با صدای قلبتان و نگاه مغزتان این رشته را بازنگری کنید، شاید به تصمیم دیگری برسید!

مطالب مرتبط: تفاوت روانشناسی بالینی و عمومی

از ویژگی‌های مهم درمانگران می‌توان به خصوصیات زیر اشاره کرد:

  • خلاقیت
  • اعتمادبه‌نفس
  • هوش هیجانی
  • مهارت حل مسئلۀ بالا
  • صبر، ظرفیت و گشودگی زیاد
  • توانایی برقراری ارتباط حرفه‌ای مناسب
  • خودابرازگری کافی
  • همدلی
  • پذیرش بی‌قیدوشرط افراد بدون هیچ قضاوتی
  • گوش‌دادن فعال و داشتن حضور ذهن

این مسئله که شما به چالش نه به‌عنوان یک مشکل غیرقابل حل و اضطراب‌زا، بلکه به‌عنوان قسمت جالبی از فرآیند تجربه و یادگیری نگاه کنید که حل‌کردنش هم لذت‌بخش است و هم آموزنده، سختی‌های این مسیر را برایتان هموار می‌کند.

این‌که شما تمام مسائل و مشکلات پیش‌آمده طی این مسیر را به عدم‌کفایت و نبود توانمندی خود ربط دهید، باعث شکست زودهنگام و مکرر شما خواهدشد؛ بنابراین، خودکارآمدی بالا نیز لازم است. البته ویژگی‌های گفته‌شده، طوری نیستند که بعضی آدم‌ها از بدو تولد آن‌ها را دارا باشند و بعضی دیگر خیر و هرگز هم نتوانند به آن دست پیدا کنند!

همۀ این‌ها مهارت‌هایی قابل کسب و تمرین هستند. برای این منظور، درمان دانشجویان این گرایش توسط درمانگران باتجربه‌ و حضور سوپروایزر لازم و ضروری است. پس اگر بعد از واقع‌نگری، توجه و بررسی جنبه‌های مختلف درمانگری، تصمیم گرفتید با هدف درمانگر شدن، این رشته را ادامه بدهید؛ از مشکلات و نابلدی خود، ناامید و سرخورده نشوید، تلاش و پشتکار به خرج بدهید و بدانید تمام مهارت‌های مختلف برای شما هم با صبر و تمرین قابل اکتساب است.

برخی از داوطلبین به‌دنبال بهترین گرایش رشته روانشناسی بالینی هستند. روانشناسی بالینی دو گرایش: خانواده و روانشناسی بالینی کودک و نوجوان را شامل می‌شود. گرایش کودک و نوجوان برای کسانی که علاقه به تعامل با کودکان دارند و دوست دارند که وارد حوزۀ درمانگری کودک و نوجوانان شوند توصیه می‌شود.

گرایش خانواده نیز برای علاقمندان به زوج‌درمانگری و خانواده‌درمانی مناسب است. نگاه گرایش خانواده از روی فرد برداشته‌شده و بر پویایی روابط زوجین و افراد خانواده تمرکز دارد.  با درنظرگرفتن تمام این موارد، نمی‌توان مشخص کرد که کدام گرایش بر گرایش دیگر ارحجیت دارد.

مطالب مرتبطمنابع کنکور ارشد روانشناسی بالینی

گرایش روانشناسی عمومی برای چه کسانی مناسب است؟

در بین گرایش های روانشناسی، روانشناسی عمومی نسبت به گرایش بالینی، تمرکز بیشتری بر بعد نظری و پژوهش دارد. البته در چندسال اخیر، به بُعد عملی هم توجه کرده و به آن علاقۀ بیشتری نشان داده‌است. روانشناسی عمومی، پایه و اساس مطالعۀ علم روانشناسی است و به‌صورت بنیادین اصول اساسی مختلف مربوط به روانشناسی را مطالعه می‌کند.

فلسفۀ روانشناسی عمومی، پرورش پژوهشگر و محقق است و دانشجویان در آن به بیشتر مباحث روانشناسی تسلط پیدا می‌کنند. از طرفی امروزه دانشجویان این رشته، با گذراندن کارگاه‌ها و دوره‌های مخصوص به آن، اجازه و توانمندی درمان را هم علاوه‌بر تسلط به امور پایه پیدا می‌کنند و مسائل مربوط به درمانگری که در قسمت گرایش بالینی گفتیم، به درد این عزیزان هم می‌خورد.

حالا اگر  میل  رسیدن به سرچشمۀ دانش بنیادین، دغدغۀ ذهنی شما است و  علاقه‌مند به  تحقیق و پژوهش‌های هدفمند در روانشناسی هستید، درکنار آن فردی کنجکاو و پیگیر هستید ، دغدغه‌­ها و مسائل مختلف نیز ذهنتان را درگیر می‌کنند و تا نرسیدن به جواب‌های احتمالی و مناسب آرام نمی‌گیرید، این رشته کاملاً مناسب شماست و حتماً از سیر و روند آن خوشتان خواهدآمد.

مطالب مرتبطمنابع کنکور ارشد روانشناسی عمومی

در گرایش روانشناسی صنعتی-سازمانی چه خبر است؟

این گرایش روزبه‌روز ضرورت وجود خود را بیشتر به رخ می‌کشد و نسبت به گذشته که به‌نظر می‌رسید رشته‌ای چندان کاربردی نیست، امروزه توانسته است موقعیتش را به‌روز و جایگاه اصلی خود را پیدا کند. این گرایش به بررسی رفتارها در محیط کار می‌پردازد و سعی می‌کند با استفاده از اصول روانشناسی، با تغییر رفتارهای مرتبط با محیط کار و ارتقال عملکرد کارکنان، محیط کاری تبدیل به فضای حرفه‌ای و آرام‌بخش کند.

 در گذشته، محیط سازمان‌ها و شرکت‌ها بیشتر سرد و ماشینی بود اما رفته‌رفته کارفرماها متوجه شدند که اگر محیط مناسب شود و توجه به کارمند و وضعیت او افزایش یابد، کارمند راضی و خوشحال می‌شود؛ و این رضایت هم باعث بهبود فضای کاری و افزایش کارآمدی و تعهد کارکنان می‌شود و هم کارفرما رضایت بیشتری را تجربه می‌کند.

اینجا بود که لزوم توجه و به‌کارگیری اصول روانشناسی صنعتی موردتوجه قرار گرفت. وظیفۀ این گرایش حل چالش‌های مختلف ارتباطی-شغلی است  و به حل‌وفصل مسائلی مانند انتخاب مناسب‌ترین افراد برای محیط کار، ارزیابی رفتارها و ویژگی‌های افراد، اندازه‌گیری عملکرد شغلی و پیگیری تغییرات در آن، میزان کیفیت زندگی و رضایت کارکنان سازمان، انگیزش افراد و رفتارهای شهروندی و استرس شغلی آن‌ها می‌پردازد.

بنابراین، افرادی که علاقه‌مند به  کار در سازمان‌های گوناگون، پویایی شرایط و حل‌ چالش‌های مختلف ارتباطی-شغلی هستند، با چالش‌های فراوان و متنوع و تلاش برای حل آن‌ها میانۀ خوبی دارند و از ارتباطات زیاد با افراد مختلف  که از افراد سازمان گرفته تا سازمان‌های شریک در روز لذت می‌برند، می‌توانند این گرایش را انتخاب کنند و در آن موفق شوند.

مطالب مرتبط: منابع کنکور ارشد روانشناسی صنعتی و سازمانی

گرایش روانشناسی کودکان استثنائی با چه موضوعاتی سروکار دارد؟

جامعۀ هدف این گرایش روانشناسی، کودکان استثنائی هستند و هدف آن، تربیت افرادی است که بتوانند آموزش و پرورش کودکان استثنائی را عهده‌دار شوند. منظور از واژۀ استثنایی در این گرایش هم بچه‌های تیزهوش است هم کودکان نابینا وکم‌بینا، ناشنوا و کم‌شنوا، کودکان دچار ناتوانی‌های حرکتی، ذهنی، تکلمی که بخش بزرگ‌تری از این طبقه را تشکیل می‌دهند.

هدف این است که برای کودکان استثنائی، محیط، شرایط، فرصت‌های مناسب و امکانات آموزشی ویژه‌‌ای متناسب با خودشان فراهم شود تا شکوفایی حداکثری توانایی‌های ذهنی و جسمی کودکان را به‌دنبال داشته‌باشد.

این گرایش به‌خاطر ارتباط با کودکان استثنائی، تاحدی پوست‌کلفتی خاصی را  می‌طلبد. افرادی که به این گرایش تمایل دارند، بهتر است صبر، حوصله، ظرفیت و تحمل بالایی داشته‌باشند که بتوانند به بهترین شکل ممکن و با مهربانی بسیار زیادی طوری که کودکان استثنائی لیاقتش را دارند، با آنان برخورد کنند. همچنین با رعایت آرامش مطالب را متناسب با کودک و به‌قدر کافی تکرار کنند تا اثرگذار باشد و از نتیجه نیز ناامید نشوند.

چه کسانی در گرایش روانشناسی تربیتی موفق‌ترند؟

این گرایش به کاربرد روانشناسی در امر آموزش و یادگیری می‌پردازد و به بعد عملی در تربیت توجه دارد. رشته‌ای است که با فرآیندهای یادگیری انسان‌ها سروکار دارد و برای آمادگی در حوزه‌های آموزشی به‌وجود آمده‌است، همچنین ناظر بر جنبه‌های مختلف آموزش‌وپرورش انسان و نظریه‌ها مربوط به آن است. مسائل مختلفی که در این گرایش مطرح می‌شود، شامل این موارد است:

  • شناخت شاگردان
  • تربیت معلمان
  • طراحی و اجرای برنامه‌های آموزشی و پرورشی
  • تدریس و تربیت ضمنی
  • استفاده از تئوری‌های تربیتی در دنیای واقعی و به‌طور عملی

اگر علاقه‌مند به موارد ذکرشده هستید، این گرایش مناسب شماست. دانشجویان روانشناسی تربیتی به حوصله، خلاقیت و توانایی تفکر تحلیلی بالایی نیاز دارند؛ چراکه، با ابداع و اجرای روش‌های آموزش نوین در مدارس، شناخت استعدادهای دانش‌آموزان، مشکلات آن‌ها و بررسی علل آن و کمک به دانش‌آموزان مبتلا به اختلال یادگیری و مشکل‌دار در فهم دروس سروکار دارند.

مطالب مرتبطمنابع ارشد روانشناسی تربیتی

با گرایش روان‌سنجی چه می‌شود کرد؟

در بین گرایش‌های مختلف روانشناسی، روان‌سنجی درحال حاضر محبوبیت کمتری دارد چراکه تمرکزش بیشتری بر سنجش و اندازه‌گیری و دروس مرتبط با آمار است و همان‌طور که می‌دانیم معمولاً پاشنه آشیل دانشجویان روانشناسی، آمار و مباحث ریاضی است! در نتیجه، طبیعی است که گرایش روان‌سنجی جزو الویت‌های اول دانشجویان روانشناسی نباشد. اهداف این گرایش به شرح زیر است:

  • شناخت کامل ابزارهای روانشناسی (پرسش‌نامه‌ها و نحوۀ نمره‌گذاری آن‌ها)
  • توانایی انتخاب افراد در مؤسسات مختلف ازطریق سنجش دقیق خصوصیات
  • طبقه‌بندی افراد و خصوصیات روانی در گروه‌های مختلف ازطریق سنجش توانایی‌ها و خصوصیات روانی
  • ارزشیابی تحصیلی
  • ارزیابی درون‌داد و برون‌داد سازمان‌ها
  • امور تحقیق و پژوهش
  • تهیۀ کنکورهای استاندارد

اگر به اهداف گفته‌شده علاقه دارید و  خود را در قامت فردی که به سنجش عملکردهای روانی افراد می‌پردازد می‌بینید ، ازطرفی در درس آمار هم خوب هستید و توانمندی‌های لازم متناسب با آن را دارید، گرایش روانسنجی می‌تواند دوست و همراه خوبی برای شما باشد.

من در رشته‌ روانشناسی شناختی موفق می‌شوم؟

شناخت دقیق از ماهیت و چیستی رشتۀ روانشناسی شناختی، شرط اولیۀ بررسی احتمال موفقیت شما در این رشته است. علوم‌شناختی در مقطع ارشد شامل سه گرایش روانشناسی شناختی، توان‌بخشی‌شناختی و گرایش ذهن، مغز و تربیت می‌شود.

گرایش علوم‌شناختی علمی میان رشته‌ای مابین سه رشتۀ علوم‌اعصاب، روانشناسی شناختی و علوم‌تربیتی محسوب می‌شود و به افراد برای بهبود آسیب‌های مغزی، اختلالات یادگیری، ساختاربندی‌های فکری و بهبود تمرکز و یادگیری کمک می‌کند. کسانی که وارد رشتۀ علوم شناختی می‌شوند در آینده می‌توانند در حوزه‌های زیر مشغول به فعالیت شوند:

  • مراکز بالینی و در حوزه‌های توان‌بخشی
  • نورومارکتینگ
  • آموزش با رویکرد شناختی
  • پژوهش‌های علوم‌اعصاب شناختی
  • کلینیک‌‎های مشاوره

اگر شما به حوزه‌های درسی و شغلی عنوان‌شده علاقه دارید و اهل تحقیق و پژوهش هستید، این گرایش می‌تواند انتخابی مناسب برای ادامۀ تحصیل در مقاطع تحصیلات تکمیلی  روانشناسی باشد.

مطالب مرتبطمنابع ارشد علوم شناختی

آینده رشته روانشناسی شخصیت چیست؟

اول از همه بهتر است معرفی کلی با این گرایش کمتر شناخته‌شده پیدا کنید. برای رشتۀ روانشناسی شخصیت در مقطع ارشد دروسی مثل:  بررسی تفضیلی نظریه‌ها و مکاتب شخصیت، روش تحقیق پیشرفته، علم‌النفس و مقایسه آن با روانشناسی جدید، روش تحقیق پیشرفته، کاربرد آزمون‌های شخصیت و انگیزش و هیجان پیشرفته تدریس می‌شود.

برای قبولی در این رشته در مقطع ارشد لازم است به سؤالات روانشناسی عمومی، متون روانشناسی، روانشناسی مرضی و کودکان استثنایی، روانشناسی رشد، علم‌النفس، آمار و روش‌تحقیق و روانشناسی فیزیولوژیک و انگیزش‌وهیجان پاسخ بدهید.

دربارۀ بازار کار روانشناسی شخصیت بهتر است این‌طور بگوییم که برای این رشته بازارکار خاصی تعریف نشده، اما کسانی که از این رشته فارغ‌التحصیل می‌شوند می‌توانند در مشاغلی مثل مشاور و تدریس فعالیت‌ کنند. بهتر است این نکته را هم بدانید که تا سال 1402 روانشناسی شخصیت در هیچ دانشگاه دولتی پذیرش نداشته‌است و تنها در برخی از دانشگاه‌های غیرانتفاعی و  پیام نور پذیرش داشته است.

سخن پایانی

با شناخت خود و نیاز خود، مسیر خود را در دریای بی‌کران روانشناسی بهتر پیدا خواهید کرد و زیبایی‌های یا دشواری‌های مسیر کمتر می‌توانند باعث سردرگمی یا توقف شما شوند. ما در این مقاله به معرفی 8 گرایش محبوب و اصلی روانشناسی در مقطع ارشد پرداختیم که با بررسی آن‌ها می‌توانید به جواب این سوال برسید که کدام گرایش ارشد روانشناسی بهتر است. برای آشنایی بیشتر با سایر گرایش‌ها و کسب اطلاعات تکمیلی می‌توانید به مطلب منابع کنکور ارشد روانشناسی مراجعه کنید.