خانواده درمانی؛ تاریخچه، نظریه ها و انواع روش های درمان

بروزرسانی: 15 فروردین 1405
3585بازدید
11 زمان مطالعه
خانواده درمانی چیست؟

خانواده درمانی عبارت است از ارائۀ خدمت به خانواده‌ها به‌منظور بالابردن احساس وحدت، انس، آرامش، رحمت و مودت از طریق اعمال فنون و رویکردهای مختلف در جهت رفع مشکلات و مسائل هریک از اعضای خانواده.

در این مقاله، هدف ما صحبت دربارۀ خانواده درمانی و تکنیک‌های مختلف آن است.

اتفاقاتی که درون هر فرد می‌افتد، متفاوت از مسائل و اتفاقات آشکار و ضمنی موجود در روابط بین اعضای خانواده است. درواقع به‌گونه‌ای که خانواده، خود عضوی جدا با پویایی‌های مخصوص‌ به‌خودش است. به همین علت، اگر خانواده و روابط آن دچار مشکل شود، بیشتر از درمان فردی، به درمان‌های سیستمی و خانوادگی نیاز پیدا می‌شود.

خانواده درمانی چیست؟

تعریف خانواده‌درمانی می‌گوید کشف مشکلات افراد و حل آن‌ها، بهتر است در بافت خانواده، انجام بشود. این رویکرد اعتقاد دارد زمانی که عضوی از خانواده دچار مشکل می‌شود، تمام اعضای خانواده تحت تأثیر قرار می‌گیرند. خب اگر فقط به درمان و رفع مشکل یک‌ فرد بپردازیم، قطعا اثرگذار است اما نه آن‌قدر که درمان کل خانواده باهم می‌تواند اثرات مثبت در تک‌تک آن‌ها و ارتباطشان با هم، داشته‌باشد.

در خانواده درمانی، مشکل افراد در قالب کارایی خانوادگی مفهوم‌بندی می‌شود. به‌عنوان مثال اگر کودکی دچار شب‌ادراری می‌شود، صرفا به درمان این مشکل در کودک نمی‌پردازند؛ بلکه این مشکل در کودک را نشانه‌ای از عدم کارکرد و آسیب‌زا بودن واحد خانواده درنظر می‌گیرند و برای رفع آن به اصلاح تمام محیط و ارتباطات نادرست درون‌خانوادگی می‌پردازند.

مهم ترین کتاب های خانواده درمانی

تاریخچه خانواده درمانی

تاریخچه خانواده درمانی

خاستگاه خانواده درمانی به جنبش مددکاری اجتماعی، بعد از جنگ جهانی دوم یعنی اواخر دهۀ 1940 و اوایل 1950 برمی‌گردد و و تحت تأثیر خانواده‌های اسکیزوفرنیک و مشکلات رفتاری و بزهکاری کودکان به سرعت پیشرفت کرد. این رویکرد معتقد بود برای تأثیرگذاری بر یکی از اعضای خانواده باید به کل نظام خانواده پرداخت.

برعکس این ماجرا هم صادق است؛ زمانی‌که مشکل در یکی از افراد خانواده ایجاد می‌شود، کل نظام خانواده و بدکارکردی آن باعث بروز این مشکل شده‌اند.

تأکید اولیه بر ایجاد اسکیزوفرنی در قالب خانواده بر بن‌بست دوسویه بناگذاشته شده‌بود. بن‌بست دوسویه، یعنی دریافت پیام‌های متناقض از اعضای خانواده (سرپرستان). به‌عنوان مثال پدری ممکن است به کودکش بگوید «همیشه حقت را از دیگران بگیر»، اما بعدا همچنین به کودک بگوید که «هیچ‌وقت از حرفم سرپیچی نکن، من پدرت هستم و حرف، حرف من است».

ناتان آکرمن از بنیان‌گذاران خانواده‌درمانی درهای جدیدی را به روی این رویکرد باز کرد و از روانکاوی به خانواده درمانی رسید.

مطلب مرتبط: سبک دلبستگی چیست؟

انواع روش های خانواده درمانی چیست؟

انواع خانواده درمانی

هدف از خانواده درمانی تغییر ساختار خانواده و دگرگون کردن رفتارهای حاکم بر روابط اعضای خانواده است و نه تغییر رفتارهای فردی هریک از اعضا.

برخی درمانگران، خانواده درمانی را بافتی می‌دانند که مشکل فرد در آن حل می‌شود و دیدن هم‌زمان اعضای خانواده، یک ‌فن برای القای تغییر در بیمار است.

خانواده‌درمانگرهای دیگر، خانواده را به‌عنوان یک‌واحد در نظر می‌گیرند که کار با آن، کل این واحد را ارتقا خواهدداد. بیشتر خانواده‌درمانگرها بین این دو دیدگاه قرار می‌گیرند. انواع روش های خانواده درمانی را بشناسید.

  • خانواده‌درمانی مشترک

در این درمان، یک‌درمانگر هم‌زمان با کل خانواده ملاقات می‌کند. ممکن است درمانگر نقش نسبتا منفعل و بی‌رهنمودی داشته‌باشد یا هدایت‌کننده و فعال باشد و دستورالعمل هم بدهد. (مانند ستیر)

  • خانواده‌درمانی توأم با همکاری

در این روش، هر عضو خانواده را یک‌ درمانگر می‌بیند و سپس دو درمانگر باهم دیدار می‌کنند و دربارۀ مراجعین خود و کل خانواده باهم بحث می‌کنند.

  • خانواده‌درمانی هم زمان

در این درمان، یک‌درمانگر همۀ اعضای خانواده را می‌بیند اما در جلسات مجزا.

  • رویکردهای رفتاری به خانواده‌درمانی

این روش، روابط خانواده را برمبنای وابستگی‌های تقویتی و مهارت‌آموزی بررسی می‌کنند. درمانگر به تحلیل رفتار و چرخه‌های نگه‌دارندۀ آن می‌پردازد.

  • درمان تعاملی والد/فرزند

این روش، بر اصول دلبستگی استوار است. درمانگر هم با والدین و هم با کودک کار می‌کند و شیوۀ تعامل با کودک را مستقیما به والدین یاد می‌دهد.

  • درمان چندنظامی

این روش که خانواده‌درمانی چندتایی هم نامیده می‌شود، در ابتدا برای مداخله در مشکلات خلافکاران نوجوان و خانواده‌های آن‌ها ابداع شد. فرض این روش این است که مشکلات بالینی را چند عامل، ازجمله فرد، خانواده، محیط مدرسه و محله تعیین می‌کند.

این عوامل درواقع نظام‌های تأثیرگذار هستند که فرد در درون آن‌ها عمل می‌کند. درمان چندنظامی، خانواده را مهم‌ترین رابط در تغییر رفتار مشکل‌ساز می‌داند و درمان را در محیط‌های مختلف مرتبط با شخص اجرا می‌کند.

مهم ترین نظریه های خانواده درمانی از دیدگاه روانشناسی

مهم ترین نظریه های خانواده درمانی چیست؟

از مهم‌ترین نظریه های خانواده درمانی می‌توان به موارد زیر اشاره کرد؛

🔹 خانواده درمانی روان پویایی

این رویکرد توسط ناتان آکرمن پایه‌گذاری شد و کاربرد رویکرد فردمحورانۀ فروید در خانواده است. در این نوع خانواده درمانی هدف کمک به اعضای خانواده به صورت فردی است تا بینش آنان دربارۀ خود و رفتار آنان با دیگر اعضای خانواده اصلاح شود.

در این نظریه، اعضای خانواده به تداعی آزاد تشویق می‌شوند و به آنان اجازه داده می‌شود تا افکار خود را آزادانه و بدون سانسور بیان کنند. در این روش از تفسیر، سؤال و مداخله کمتر استفاده می‌شود و از دادن پند و اندرز خودداری می‌شود.

در این روش درمان، درمانگر چندین نقش مانند معلم، نقش مادرخوب و نقش تحلیل‌گر داشته باشد.

یکی از مشخصه‌های درمان روان‌پویایی تأکید بر تاریخچۀ شخصی و خانوادگی است

مطلب مرتبط: بهترین سبک فرزند پروری چیست؟

🔹 نظریه خانواده درمانی به روش بوئن

نظریۀ خانواده درمانی بوئن، اعتقاد دارد که اختلال هیجانی زمانی ایجاد می‌شود که افراد به تمایز خود دست نیافته‌اند و قادر نیستند خود را به‌طور مناسبی از خانوادۀ اصلی متمایز کنند. در چنین حالتی ممکن است فرد دچار آمیختگی احساس و تفکر یا آمیختگی فرد با دیگران باشد. از همین رو در این روش، درمانگر به تنظیم کارکرد عاطفی انسان به‌صورت عملی می‌پردازد.

بنا بر این نظریه خانواده نوعی نظام طبیعی است که آن را نتیجۀ فرایندهای تکاملی می‌داند. بوئن خانواده را واحدی عاطفی دانست که به‌جای تمرکز به جزء به کل توجه دارد.

خانواده درمانی بوئن و خانواده درمانی روان پویایی وجوه مشترکی با هم دارند که عبارتند از:

  • هردو معتقدند که گذشته در زمان حال وجود دارد و بر اهمیت اطلاعات اجتماعی و تاریخچه‌ای در زندگی خانواده تأکید می‌کنند.
  • تغییر معمولا مستلزم صرف وقت و سرمایه‌گذاری است و هردو به درمان عمیق مبتنی به بررسی روابط اعضای خانواده با توجه به خود و دیگران و مطالعۀ گذشته معتقدند.

برخی از مفاهیم کلیدی خانواده درمانی به روش بوئن عبارتند از:

  1. متمایزسازی خود: منظور آن است که فرد چه اندازه برای جداکردن فرایند عقلی از احساسی(عاطفی) خود توانایی دارد.
  2. مثلث سازی: منظور از مثلث‌سازی آن است که در زمان تنش بین دوفرد، شخص ثالثی وارد ماجرا شود تا تعاملی سه نفره تشکیل گردد.
  3. نظام عاطفی خانوادۀ هسته‌ای: بوئن معتقد است که افراد همسری را انتخاب می‌کنند که با آنها از نظر سطح تمایزیافتگی یکی باشد بنابراین اگر فرد نامتمایز همسر کسی شود که به همان اندازه نامتمایز باشد نتیجۀ آن تشکیل خانواده‌ای خواهد بود با فرهنگ بی ثبات و نامتجانس.
  4. فرایند فرافکنی خانواده: اغلب والدین ادعا می‌کنند که دربرابر همۀ فرزندان روش و برخوردی یکسان دارند درحالی‌که در بسیاری از موارد به علل مختلف اینگونه نیست.
  5. جدایی عاطفی: کودکانی که بیشتر درگیر فرایند فرافکنی باشند زمانی که به سن بزرگسالی می‌رسند برای جدایی از خانواده راه‌های مختلفی را انتخلب می‌کنند.
  6. فرایند انتقال چند نسلی: انتقال عملکرد نظام هیجانی خانواده از یک نسل به نسل دیگر که نتیجه‌اش بدکارکردی خانواده است.
  7. جایگاه فرزندان: ترتیب تولد در نوع شخصیت فرزندان مؤثر است.
  8. عقب‌گرد اجتماعی: بوئن در آخرین نظر خود معتقد بود که جامعه مانند خانواده، حاوی نیروهای متضاد برای نامتمایزسازی فردیت است.

کتاب مرتبط: نظریه خانواده درمانی بوون اثر خوش‌ لهجه صدق

🔹 خانواده درمانی تجربه نگر

در این رویکرد بر تجربۀ فوری و وضع موجود در مقابل اطلاعات گذشته و تاریخچه تأکید می‌شود. آنچه تأکید می‌شود فرایند رشد، رویارویی و عمل است.

از شاخصه‌های این رویکرد در خانواده درمانی آگاهی و ابراز عواطف و هیجانات است. این ابراز احساسات می‌تواند کلامی یا غیرکلامی باشد و از این رو اهمیت دارد که خانواده‌ای که تعاملاتش خشک و غیرقابل انعصاف است و خطرات عاطفی را نمی‌پذیرد، خانواده‌ای مختل و ناکارآمد است.

نقش خانواده‌درمانگر تجربه‌نگر آن است که به اعضا کمک کند تا فردیت خویش را کشف کنند و نقش‌های رضایت‌بخشی برای خود بیابند. برای همین منظور، درمانگران با ایجاد محیطی امن و گرم و پذیرنده جهت‌گیری را به سمت بهبود و تغییر سوق می‌دهند.

جلسات خانوادگی در این رویکرد با شرکت تمامی اعضا تشکیل می‌شود، چراکه درمانگران در این رویکرد به تمامی اعضا نگاهی یکسان دارند.

مطلب مرتبط: تقویت و تنبیه در روانشناسی به زبان ساده + مثال

🔹 خانواده درمانی راهبردی

خانواده درمانی راهبردی بر این فرض است که رفتار خانواده را فقط در بافت خانواده می‌توان شناخت و درک کرد. جی هی لی خانواده درمانی راهبردی را شیوه‌ای می‌داند که در آن، درمانگر آنچه را در فرایند درمان اتفاق می‌افتد به اجرا در می‌آورد و طرحی را برای حل هر مشکل پیشنهاد می‌کند
بسیاری از دستورالعمل‌های درمانگر در این روش درمانی از نوع مداخله‌های تناقضی و روش‌های مشاورۀ متمرکز بر راه‌حل است.
درمان راهبردی کوتاه است و از ده جلسه تجاوز نمی‌کند و در آن از تمام نظریات و رویکردها برای درمان استفاده می‌شود. مشاور رویکرد راهبردی 4 وظیفه دارد:

  1. ساختار سلسه مراتبی خانواده باید مشخص و روشن شود. (نقش و مسئولیت هرکس در خانواده مشخص شود)
  2. سلسله رفتارهایی که سبب مشکل در خانواده و استمرار آن می‌شوند باید مشخص گردند.
  3. درمانگر طرحی را برای مداخله تهیه می‌کند که در آن دستورهای لازم به افراد خانواده برای نحوۀ تغییر بعضی رفتارهایشان داده شده است.
  4. درمانگر و افراد خانواده تأثیر این طرح را در ازبین بردن نشانه‌ها، مشکل و اصلاح نظام خانواده ارزشیابی می‌کنند.

درمان راهبردی روی مشکل فعلی تمرکز می‌کند و با دادن تکلیف انجام می‌گیرد. درمانگران دو نوع تکلیف تعیین می‌کنند:

الف- تکلیف صریح برای رفع مشکل که درمانگر در آن راهنمایی و توصیه‌های لازم را می‌کند
ب- تکلیف تناقضی که در مواردی که خانواده در مقابل تغییر مقاومت می‌کند به آنها داده می‌شود.

کتاب مرتبط: خانواده درمانی راهبردی کوتاه مدت خوزه ساپوچنیک

🔹 نظریه خانواده درمانی مینوچین

در این رویکرد خانواده درمانی، نشانه‌های مرضی فرد زمانی که در بافت الگوی تعاملی خانواده ارزیابی شود بهتر قابل درک است و برای رفع نشانه‌های مرضی باید در ساختار یا سازمان خانواده تغییر صورت گیرد.

بنیانگذار اصلی این رویکرد سالوادور مینوچین است.

منظور از ساختار در این رویکرد عبارت است از مجموعۀ رفتار و نقش‌هایی که اعضای خانواده از آن طریق به هم مرتبط‌اند.

هدف از این روش، تغییر ساختار خانواده در جهت حل مشکل است. برای این منظور، درمانگران ساختاری بیشتر به عمل توجه دارند، تبادل‌های خانوادگی را بازسازی می‌کنند و تکلیف شب تعیین می‌کنند و در عمل به ایجاد تغییر ساختاری اقدام می‌کنند.

نکتۀ مهم در این رویکرد این است که اعضای خانواده در آن صاحب اختیار نیستند و درمانگر نقش فعالانه دارد و جریان مشاوره در اختیار او است.

این رویکرد مردان را تشویق می‌کند که کارهای اجرایی را عهده‌دار شوند و زنان نقش‌های عاطفی را برعهده بگیرند که همین امر باعث شده است که برخی متخصصان این رویکرد را به تبعیض جنسیتی مهم سازد.

به عقیدۀ مینوچین در خانواده سه زیرمجموعه از اهمیت خاصی برخوردار هستند:

  1. زیرمجموعۀ زن و شوهری: زیرمجموعۀ زن و شوهری عبارت است از زن و شوهر که شریک زندگی یکدیگر هستند. اگر خانواده از ساختار خوبی برخوردار باشد آن دو یکدیگر را حمایت و تقویت می‌کنند، به یکدیگر وابسته می‌شوند و از شرایط خوبی برخوردارند.
  2. زیرمجموعۀ والدینی: کسانی هستند که مسئولیت مراقبت، محافظت و آموختن آداب اجتماعی به فرزندان را برعهده دارند که ممکن است زن و شوهر یا افراد جایگزین آنها باشند. اگر زیرمجموعۀ والدینی به روش‌های بین نسلی عمل نکند سالم است.
  3. فرزندان یک زیرمجموعه در درون خانواده هستند و اعضای یک نسل را تشکیل می‌دهند. هرچه فاصلۀ سنی زیادتر باشد، اتحاد زیرمجموعه کمتر خواهد بود.

نکته: در خانواده معمولا دو نسل وجود دارد: پدر و مادر و فرزندان.
اگر مادر و فرزند در برابر پدر برای رسیدن به اهدافی تبانی و ائتلاف کنند، اتحاد بین نسلی مطرح خواهد بود.

کتاب مرتبط: خانواده و خانواده درمانی سالوادور مینوچین

🔹 نظریه خانواده درمانی ویتاکر

مفهوم خانواده درمانی چیست؟

نظریه خانواده درمانی ویتاکر به نوعی درمان که شامل غوطه‌وری در تجربیات خاص است، اعتقاد دارد. طبق این نظریه، نشانه‌های اختلال وقتی پدیدار می‌شوند که فرایندها و ساخت‌های بدکار به‌مدت طولانی‌ای ادامه پیدا می‌کنند و مانع توان خانواده برای انجام تکالیف روزمره می‌شوند.

این رویکرد که توسط کارل ویتاکر بنیان‌گذاری شد با عنوان خانواده‌درمانی تجربه‌نگر نمادی شهرت دارد. این رویکرد معتقد است که درمانگر باید در اعمال فشار به مراجعان درجهت رشد و کمال آنان فعال باشد.

به‌نظر ویتاکر، فرد باید پیامد مختلف کارهایی را که انجام می‌دهد، تجربه کند تا بتواند نتیجۀ مطلوبی بگیرد. در این نظریه، نحوۀ تجربۀ احساسات، بیان آسیب‌پذیری‌ها و درمیان‌گذاشتن افکار سانسورنشده توسط هرکدام از شرکت‌کنندگان، نقطۀ ثقل درمان به‌شمار می‌رود.

در این روش درمانی

  • جلسۀ درمان خانواده به‌صورت گروهی و جمعی برگزار می‌شود
  • درمانگر در جلسات درمان به عنوان یک مربی و از موضع خارجی برخورد می‌کند.
  • در این روش در عین توجه به فردیت اعضای خانواده، به احساس عمیق‌تر تعلقات خانوادگی باید کمک شود.
  • تعادل نقش باعث می‌شود که همۀ اعضای خانواده به یک اندازه رشد کنند. برای مثال پدر برای آنکه پسرش در نقش پدر قرار گیرد، از پسرش برای خرید لباس به سلیقۀ خود پول مطالبه کند.
  • این روش دیدی سنت شکن، خلاق و گاه زشت و تکان‌دهنده دارد.
  • درمانگر سعی کند در صورت بیان جملۀ بیهوده و غیرمنطقی از سمت مراجع با سوال و جواب زیاد، به تجربه‌ای روشنگر دست یابد.
  • در زمانی که درمان با مشکل حاد مواجه شود، ورود پدربزرگ‌ها و مادربزرگ‌ها و شرکت اعضای خانوادۀ سه‌نسلی کمک کننده است.

🔹 خانواده درمانی استراتژیک

در دهۀ 1980 مهم‌ترین رویکرد، رویکرد استراتژیک بود و مهم‌ترین ویژگی آن این است که درمانگر مسئول طرح استراتژیک حل مشکل مراجع است.

این رویکرد درمانی که از اصول میلتون اریکسون پیروی می‌کند، به‌عنوان درمان مختصر در حدود 10 جلسه مطرح می‌شود.

خصوصیات رویکرد استراتژیک خانواده درمانی عبارت است از:

  • مشکل موجود به شکلی مطرح می‌شود که قابل حل باشد.
  • برای حل یک مشکل خاص ابتدا اهداف تعیین می‌شود.
  • برای دستیابی به اهداف، شیوۀ درمانی به دقت طراحی می‌شود. مشکلات به نحوی تحریف می‌شوند که حداقل دونفر در حل آن درگیر شوند.
  • از دید درمانگر استراتژیک، تغییر به‌وسیلۀ بینش انجام نمی‌شود؛ کار با دستورات مستقیم درمانگر انجام می‌گیرد.

از نظر خانواده درمانی استراتژیک خانواده موقعی از سلامتی کافی برخوردار است که شرایط زیر را داشته باشد و چنانچه شرایط سلامت خانواده در یک یا چند عامل وجود نداشته باشد و علائم اختلال مشاهده شود، اقدام به درمان ضروری است. این شرایط عبارتند از:

1- اعضا در روابط با یکدیگر و در روابط با خارج از خانواده، انعطاف‌پذیر باشند
2- اعضای خانواده بتوانند در صورت داشتن مشکل و گرفتاری، با همفکری و مشورت مشکل را حل کنند.
3- گذشت از مراحل زندگی بدون بحران و استرس نشانگر سلامت خانواده است.
4- وجود مقررات واضح و اصولی حاکم بر سلسه مراتب خانواده

🔹 خانواده درمانی سیستمی میلان

خانواده درمانی سیستمی یا رویکرد میلان به معنای کلی رویکردهایی است که عناصر آن به‌هم پیوسته است. این رویکرد بر ارتباط درونی اعضای خانواده و در همان حال، بر اهمیت تغییر درجۀ دوم در خانواده‌ها تأکید می‌کند.

نظریه‌پرداز برجستۀ خانواده درمانی میلان، ماراسلوینی-پالازولی است.

در این روش درمان از آینۀ یک‌طرفه استفاده می‌شود. به این ترتیب که یک درمانگر با مراجعان کار می‌کند و درمانگر دیگر با گروهِ درمانی در پشت آینۀ یک‌طرفه قرار می‌گیرند و می‌توانند برای تبادل اندیشه‌ها و طراحی فرضیه‌ها، درمانگر را به خارج از اتاق مصاحبه فرابخوانند.

این جلسات درمان به بخش‌های زیر تقسیم می‌شوند:

  1. پیش جلسه برای بحث دربارۀ نحوه و علت مراجعۀ مراجع یا خلاصه‌ای از جلسۀ قبل و طرح‌ریزی فرضیه
  2. مشاوره در حین جلسه
  3. بررسی ایده‌ها و درصورت لزوم، تعیین تکلیف یا دستورالعمل (مداخلۀ درمانی)
  4. پس از جلسه درمانگر با همکارانش به بحث می‌نشیند.

جلسات این رویکرد درمانی به حداکثر 10 جلسه محدود شده است. این سیستم به‌نحوی است که بین جلسات، وقفه‌هایی در حد یک ماه یا کمتر وجود دارد تا خانواده، دستورالعمل‌های داده شده را اجرا کند.

در این روش اطلاعات لازم قبل از ملاقات خانواده، توسط تماس تلفنی از خانواده بدست می‌آید.

کتاب مرتبط: فرهنگ توصیفی خانواده درمانی سیستمی و زمینه های وابسته

🔹 خانواده درمانی شناختی رفتاری

خانواده درمانی شناختی رفتاری به آنچه اعضای خانواده فکر می‌کنند و نحوۀ رفتار آنها توجه دارد. پیروان این رویکرد معتقدند اندیشه‌های منفی به تعارض و تعاملات ناکارآمد منجر می‌شود و اصلاح این موارد در اعضای اصلی خانواده، باعث تغییر کل خانواده می‌شود.

در این نظریه به قواعد خانوادگی و فرایندهای ارتباطی اهمیت داده می‌شود و در آن درمانگران از فنون مختلف نظریۀ یادگیری مانند تقویت مثبت، خاموشی، شکل‌دهی، حساسیت‌زدایی و قرارداد مشروط استفاده می‌کنند.

مهم‌ترین انواع خانواده درمانی رفتاری و شناختی-رفتاری عبارتند از:

  • آموزش مهارت‌های رفتاری به والدین در جهت تغییر رفتار فرزندان
  • زناشویی درمانی رفتاری
  • درمان رفتاری اختلال در کارکرد جنسی
  • خانواده درمانی کارکردی در جهت ایجاد دیدگاه ارتباطی غیرسرزنشی

این رویکرد مستلزم جلسات زیاد نیست و شیوۀ کار آن به این صورت است که مشکل را جدی تلقی می‌کنند، سپس به اجزای قابل تعریف، خرد می‌کنند و در نهایت برای حل مسئله از مهارت‌های لازم برای حذف یا تغییر رفتار مشکل‌ساز استفاده می‌کنند.

در این رویکرد، بیش از سایر رویکردها به اطلاعات تاریخچه‌ای و بینش‌خانوادگی نیاز است.

🔹 روایت درمانی

روایت درمانی از رویکردهای پست مدرن در خانواده درمانی محسوب می‌شود که عبارت است از بررسی چگونگی بازنویسی داستان زندگانی فرد به وسیلۀ خود او به شیوه‌ای که علت نیاز به درمان مشخص شود.

در این روش روی مجموعۀ باورهای خانواده و استفادۀ خانواده از زبان برای توصیف مشکل کار می‌شود.

برای مثال اگر مشکل بی‌اشتهایی دختر نوجوان مطرح باشد، درمانگر خانواده را تشویق می‌کند که این مشکل را بیرون خانواده مطرح کنند و برای آن شخصیت مستقلی قائل شوند.

این روش درمان برای خانواده‌هایی استفاده می‌شود که ناتوانی در رفع مشکل را حمل بر بی‌کفایتی خود تلقی می‌کنند.

فنون و تکنیک های خانواده درمانی

استفاده از نوار ویدیویی: در این روش ممکن است تمام جلسات درمان یا بخشی از آن به انتخاب درمانگر نشان داده شود تا اعضای خانواده از خارج به آنچه در خانواده می‌گذشته نگاه کنند.

شوخ طبعی: ایجاد فضایی آکنده از خنده برای خانواده‌هایی که مشکل دارند، از اهمیت خاصی برخوردا است.

تکلیف و دستورالعمل: مهارت‌هایی که مشاور با تکیه بر تجارب و دانش خود صادر می‌کند و مطلبی نیست که تعلیم داده شود. دستور العمل گاه مستقیم و گاه غیر مستقیم به مراجع داده می‌شود و می‌تواند برای توقف یک عمل یا انجام یک عمل باشد.

شیوه‌های درمانی غیر کلامی مانند ساخت تندیس خانواده و طراحی رقص خانوادگی

زنجیرۀ زمانی، روشی است که اجازه می‌دهد تا درمانگر بررسی کند که مشکل مورد نظر چگونه در طول زمان بوجود آمده است.

مصاحبۀ حلقوی که در آن درمانگر از تمام اعضا با نظمی منطقی سوال می‌پرسد تا حلقۀ تمام اعضا تکمیل شود.
ارتباط به زبان کمی و تمثیل که پیروان اصلاح رفتار بدان معتقدند.

استفاده از فناوری های جدید در مشاوره و درمان های غیر حضوری

در شرایطی و با درنظر گرفتن اصول خاص، توان استفاده از درمان کوتاه مدت و یک جلسه‌ای برای رفع مشکل مراجع و تأثیرگذاری حداکثری

کتاب مرتبط: چگونه یک زوج درمانگر و خانواده درمانگر شوید؟

کاربرد خانواده درمانی

کاربرد خانواده درمانی

بعد آشنایی با این نظریه‌ها خوب است بازگردیم به همان کودک دچار شب‌ادراری و آن را به‌عنوان نمونۀ خانواده درمانی تشریح کنیم. این کودک در درمان‌های فردی ممکن است تحت درمان‌های شناختی-رفتاری قرار گیرد و مشکلش حل شود، اما مشکل ارتباطات خانوادگی‌ای که باعث بروز این مشکل در کودک شده‌است، همچنان باقی می‌ماند و باز هم مشکلاتی ایجاد می‌کند.

در خانواده درمانی، تلاش می‌شود مشکل فرد در بستر ارتباطی و خانوادگی بررسی شود. مثلا در این‌جا ممکن است مشخص شود که پدر و مادر این کودک بسیار باهم ناسازگار هستند و دعواهای شدیدی می‌کنند، اما از وقتی که کودک دچار این مشکل شده‌، دعواها کمتر و توجه به این کودک بیشتر شده‌است.

درواقع مشکل کودک، در خانواده سازگاری و تعادل بیشتری ایجاد کرده‌است. حالا اگر مشکل کودک حل شود، دوباره تمام دعوا ودرگیری‌ها از سر گرفته می‌شوند. پس اگر مشکلات ارتباطی رفع شوند یا کودک دیگر تحت فشار مثلث‌سازی‌های مختلف قرار نگیرد، برای شب‌ادراری‌اش دلیلی وجود نخواهدداشت و رفع می‌شود.

مطلب پیشنهادی برای دانشجویان روانشناسی ⇐ منابع کنکور ارشد روانشناسی

سخن پایانی

نهایتا از مقایسۀ نظریه‌های خانواده درمانی می‌توان نتیجه گرفت که گرچه برای هراختلال، ممکن است یکی از این مدل‌ها بیشتر به‌کار رود، اما به‌طور کلی اهمیت خانواده در بروز مشکلات مختلف، بسیار زیاد است و در درمان فردی شاید چندان به این مسئلۀ مهم توجه نشود.

ساختار خانواده، توزیع قدرت، مرزهای خانواده، فردی که دارای مشکل است و آسیب‌شناسی کلی سیستم موجود از مهم‌ترین مولفه‌هایی است که برای کار با نظام خانواده باید حتما درنظر گرفته‌شوند.

منبع

برای نوشتن این مقاله، از کتاب «روانشناسی بالینی فیرس» و کتاب نظریه ها و فنون خانواده درمانی اثر سید مهدی حسینی بیرجندی کمک گرفتیم.

تیم تحریریه روان آموزتیم تحریریه روان آموز

دیدگاهتان را بنویسید

لطفا نظرتان را با ما به اشتراک بگذارید

1 2 3 4 5

سبد خرید من

در حال بارگذاری...